|
موقعیت جغرافیائی و طبیعی استان زنجان و شهرستانهای تابعه
این استان شامل هفت شهرستان به نام های زنجان، ابهر، طارم، خدابنده، خرمدره، ایجرود، ماهنشان، 16شهر، 15 بخش و 46 دهستان می باشد.این منطقه یک واحد نیمه مستقل جغرافیایی است که با وجود رودخانه قزل اوزن ایجاد گردیده است. این واحد جغرافیایی فلات آذربایجان را با شیب ملایمی به دشت قزوین مرتبط می کند. این منطقه از شمال به بخش های آق کند و هشت جین از شهرستان خلخال، از شمال شرقی به ماسوله، فومن، رشت و شهرستان رودبار زیتون، از شرق به بخش های سیردان، تاکستان، آوج از استان قزوین، از جنوب به کبوتر آهنگ از استان همدان، از جنوب غربی به شهرستان بیجار، از مغرب به تکاب و از شمال غربی به قره آقاج و میانه محدود است و رودخانه قزل اوزن با گردش خود حد طبیعی این شهرستان را تعیین نموده و وسعت آن بالغ بر 21848 کیلومتر مربع می باشد. از نظر توپوگرافی استان زنجان منطقه ای است کوهستانی که بصورت فلات مرتفعی خودنمایی می کند و در اثر تجزیه رودخانه جلگه های حاصلخیز مستقلی را تشکیل داده است. ناهمواریهای شهرستان در این مقوله به کوههای زنجان شمالی و کوههای زنجان جنوبی تقسیم گردیده است که از نظر تقسیمات جغرافیایی، رشته کوههای زنجان شمالی ادامه رشته کوههای البرز و کوههای زنجان جنوبی جزئی از رشته کوههای منفرد مرکزی است. جهت کوهها بطور طبیعی از شمال غربی به جنوب شرقی ممتد بوده و دره زنجان رود برزخی را میان رودخانه قزل اوزن سفلی و علیا بوجود آورده و بخشهای قره پشتلو و طارم علیا در منطقه رشته کوههای زنجان شمالی واقع شده است. از مهمترین ارتفاعات در رشته کوههای زنجان شمالی، قله گلاس به ارتفاع 2974 متر و قله باکلور به ارتفاع 2966 متر در جبهه شمالی رودخانه قزل اوزن قرار گرفته اند، قله دگا به ارتفاع 2986 متر و قله چله خانه در شمال زنجان به ارتفاع 2775 متر از ارتفاعات مهم جبهه جنوبی رود قزل اوزن از رشته کوههای زنجان شمالی است. این رشته کوهها در شمال غربی شهرستان به هم پیوسته و رشته کوههای البرز غربی را تشکیل داده اند. از مهمترین ارتفاعات زنجان جنوبی، قله قیدار به ارتفا 2775 متر می باشد که دو بخش سجاس رود و سهرورد را تفکیک نموده است. قله خورجهان به ارتفاع 3318 متر و قله علم کندی به ارتفاع 2900 متر و قله سپهسالار به ارتفاع 3052 متر که حد طبیعی استان زنجان با شهرستان همدان و تکاب را تشکیل داده است. قله جهان داغ به ارتفاع 2484 متر و قله رستم به ارتفاع 2700 متر در جنوب زنجان قرار گرفته اند. به طور کلی اختلاف ارتفاع روودخانه قزل اوزن از مبداٌ تا حوضچه سد منجیل تقریباً 1000 متر است. در منطقه سلطانیه که مرتفع ترین نقطه دشت (زنجان ابهر) می باشد، کوههای زنجان شمالی و زنجان جنوبی در ناحیه ابهر بطرف مغرب از یکدیگر فاصله گرفته، در منتهی الیه غربی استان، جلگه وسیعی را از آبرفت رودخانه تشکیل داده است.
موقعیت جغرافیایی شهرستان ابهر
شهرستان ابهر يكی از هفت شهرستان استان زنجان است كه در خاور استان و در 48 درجه و 35 دقيقه تا 49 درجه و 25 دقيقه درازای باختری و 35 درجه و50 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهنای شمالی خط استوا قرار گرفته و مساحت آن بيش از 3362 كيلومتر مربع است. اين شهرستان در قسمت باختری استان زنجان واقع شده و مركز آن شهر ابهر است كه در 49 درجه و 13 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 8 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1540 متری از سطح دریا واقع شده است. شهرستان ابهر از شمال به شهرستان طارم و قزوین، از شمال باختری به شهرستان زنجان، از باختر به شهرستان ایجرود، از جنوب باختری به شهرستان خدابنده، از جنوب به شهرستان بویین زهرا، از جنوب خاوری به شهرستان تاکستان، از خاور به شهرستان خرم دره و از شمال خاوری به شهرستان قزوین محدود می شود. براساس سرشماری سراسری سال 1375، این شهرستان 148،424 نفر جمعيت داشته که از اين تعداد 55،266 نفر در مركز شهرستان زندگی می كردند. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری سال 1381 شهرستان ابهر، از دو بخش مرکزی و سلطانیه، هشت دهستان به نام های ابهررود، حومه، درهجین، دولت آباد، صایین قلعه، سلطانیه، سنبل آباد و گوزلدره و چهارشهر به نام های ابهر، صایین قلعه، هیدج و سلطانیه تشكيل شده است.
موقعیت جغرافیایی شهرستان طارم
شهرستان طارم که با نام آب بر نیز مشهور است از شمال به استان های گیلان و اردبیل، از جنوب به شهرستان ابهر و استان قزوین، از خاور به شهرستان رودبار (استان گیلان) و دریاچه سد سفیدرود و از باختر به شهرستان زنجان محدود می شود. این شهرستان از نظر جغرافیایی در 48 درجه و 30 دقيقه تا 49 درجه و 15 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 41 دقيقه تا 37 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. مرکز شهرستان نيز از نظر جغرافيايی در 48 درجه و 58 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و55 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 650 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان طارم در شمال خاوری استان زنجان واقع شده و مرکز آن آب بر نام دارد و این نام به این دلیل که شهر در بریدگی رودخانه قزل اوزن واقع شده است به این منطقه اطلاق شده است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت شهرستان طارم 43،460 نفر برآورد شده که از این تعداد 4338 نفر در شهر آب بر ساکن بوده اند.
موقعیت جغرافیایی شهرستان خدابنده
شهرستان خدابنده يكی از شهرستان های جنوب استان زنجان است که از شمال به شهرستان های ايجرود و ابهر، ازخاور و شمال خاوری به شهرستان ابهر، از جنوب خاوری به شهرستان بویین زهرا (استان قزوین)، از جنوب به استان همدان و از باختر به شهرستان بیجار(استان کردستان) محدود می شود. این شهرستان در 47 درجه و 51 دقيقه تا 48 درجه و 57 دقيقه درازای خاوری و 35 درجه و 35 دقيقه تا 36 درجه و 25 دقيقه پهنای شمالی واقع شده و مرکز آن از نظر جغرافيايی در 48 درجه و 35 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 7 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 2050 متری از سطح دريا واقع شده است. به طورکلی منطقه خدابنده یک ناحیه کوهستانی است که از ارتفاعات و قله های متعددی برخوردار می باشد. در سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت شهرستان خدابنده 163،067 نفر برآورد شده که از این تعداد 70،918 نفر در شهر قیدار(مرکز شهرستان) زندگی می کرده اند.
موقعیت جغرافیایی شهرستان خرمدره
شهرستان خرمدره با مرکزيت شهر خرمدره يكی از شهرستان های استان زنجان است كه در خاور استان زنجان قرار گرفته است. اين شهرستان از نظر جغرافیایی در 48 درجه و 55 دقيقه تا 49 درجه و 17 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 10 دقيقه تا 36 درجه و 25 دقيقه پهنای شمالی واقع شده و مرکز آن نیز در موقعيت 49 درجه و 11 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی در جلگه ای ميان دو رشته كوه قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1570 متر است. شهر خرمدره در كرانه ابهر رود واقع شده و شاخه ای از اين رود از ميان شهر عبور می کند. اين شاخه در آبادانی باغ ها و مزارع سرسبز اين منطقه نقش اساسی دارد. اين شهرستان كه به شکل قطره ای در دل شهرستان ابهر قرار گرفته است، از شمال به استان قزوين و از جنوب، خاور و باختر به شهرستان ابهر محدود می شود. خرمدره تا چندی پيش از لحاظ تقسيمات سياسی يكی از شهرهای شهرستان ابهر بود كه محدوده اطراف شهر و روستاهای گرداگرد آن را شامل می شده است ولی در تقسيمات کشوری سال 1377 با عنوان يک شهرستان مستقل به مرکزيت شهر خرمدره شناخته شد. بر اساس آخرين آمار جمعيتی سال 1375 جمعيت اين شهرستان 51،681 نفر برآورد شده که 39.094 نفر از این جمعیت در شهر خرمدره ساکن بوده اند. شهرستان خرمدره از لحاظ وسعت كوچک ترين شهرستان استان بوده و به لحاظ تراكم نسبى جمعيت در سطح استان رتبه اول را دارا است. همچنين اين شهرستان با 6/75 درصد بالاترين ميزان شهرنشينى در استان زنجان را دارا می باشد. شهرستان خرمدره بر اساس تقسيمات کشوری آبان ماه 1381، از يک بخش مرکزی، 2 دهستان به نام های الوند و خرمدره و يک شهر به نام خرم دره تشکيل شده است. موقعیت جغرافیایی شهرستان ایجرود
شهرستان ايجرود يكی از شهرستان های استان زنجان است كه در باختر منطقه واقع شده و از شمال به شهرستان زنجان از جنوب به شهرستان خدابنده، از شمال خاوری به سلطانیه در ابهر، از شمال باختری به شهرستان ماه نشان و از باختر به شهرستان بیجار (استان كردستان) محدود می شود. شهرستان ایجرود در 47 درجه و 49 دقيقه تا 48 درجه و 35 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 5 دقيقه تا 36 درجه و 34 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. شهر زرين آباد مركز اين شهرستان نیز در 48 درجه و 17 دقيقه درازای جغرافيايی و 36 درجه و 25 دقيقه پهنای جغرافيايی و ارتفاع 1740 متری سطح دريا واقع شده است.
موقعیت جغرافیایی شهرستان ماهنشان
شهرستان ماهنشان از شمال به شهرستان زنجان، از شمال باختری به شهرستان چاراویماق (استان آذربایجان شرقی)، از باختر به شهرستان تکاب (استان آذربايجان غربی)، از خاور به شهرستان زنجان، از جنوب خاوری به شهرستان ایجرود و از جنوب به شهرستان بیجار (استان کردستان) محدود می شود. اين شهرستان در 47 درجه و 10 دقيقه تا 47 درجه و 59 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 21 دقيقه تا 36 درجه و 59 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. مرکز اين شهرستان نيز در47 درجه و 40 دقيقه درازای خاوری و36 درجه و 45 دقيقه و ارتفاع 1300 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان ماهنشان در سال 1379 و با اجرای قانون جديد تقسيمات كشوری در استان زنجان تشكيل شده است. قبل از اين تاريخ محدوده ماه نشان با عنوان بخش ماه نشان تابع شهرستان زنجان بوده است. اين شهرستان در بخش باختری استان زنجان قرار گرفته و با استانهای آذربايجان باختری، کردستان و آذربایجان خاوری هم جوار است. براساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت این شهرستان (که جزو شهرستان زنجان محسوب می شد) 67،378 نفر برآورد شده است. مراكز جمعيتی این شهرستان را شهرهای ماهنشان و دندی تشکیل می دهند. ميزان تقریبی شهرنشينی در اين شهرستان معادل 1/8 درصد برآورد شده است اقلیم و ویژگی های طبیعی استان زنجان
تنوع آب و هوایی استان زنجان سبب شده كه اين منطقه چهارفصل بوده و ظرفیت های بالايى در زمينه گردشگری طبیعی داشته باشد. به سبب شرایط خاص آب و هوایی منطقه؛ طارم استان زنجان را هندوستان ایران می دانند. چشمه های آب معدنی، رودخانه های متعدد دایمی و فصلی، جنگل ها و آبشارهای زیبای داخل جنگل ها، روستاهای ییلاقی و زیبایی که در دره های ارتفاعات طارم واقع شده اند؛ این منطقه را به پر جاذبه ترین ناحیه طبیعی استان زنجان تبدیل کرده است. شهرستان خرم دره نیز که از آن به عنوان یک باغ شهر یاد می شود، با اتکا به سرسبزی و باغ های پرشمار خود یکی دیگر از مناطق گردشگری این استان محسوب می شوند. به طور کلی اردیبهشت، خرداد و تیرماه بهترین ماه های مسافرت به استان زنجان هستند. هيچ توصيفی از سرسبزی و زيبايی طبيعت زنجان در اين ماه ها كامل نيست و مناظر بديع اين فصل را در زنجان فقط بايد ديد. تفاوت آب و هوایی در نواحى مختلف استان زنجان را مى توان به خوبى در يک زمان در قسمت هاى شمالى، مركزى و جنوبى استان مشاهده كرد. مهم ترين منبع آب هاى سطحى در استان زنجان رودخانه هاى دايمى و فصلى هستند. رودخانه هاى قزل اوزن، زنجان رود، ابهررود و شاهرود را می توان مهم ترين رودهاى دايمى اين استان دانست. رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود؛ یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان، باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است. چشمه هاى معدنى استان زنجان به دو صورت چشمه هاى آب گرم معدنى و چشمه هاى آب سرد معدنى شكل گرفته اند که از نظر جاذبه هاى گردشگرى داراى اهميت هستند. غارهای متعددی در استان زنجان در دل کوه ها قرار دارند که برخی از آن ها هم چون غار کتله خور از مهم ترین آثار طبیعی این استان به شمار می آیند.
آب و هوای استان زنجان
استان زنجان به لحاظ داشتن تنوع نقاط ارتفاعى از يک سو و از سوی ديگر تاثيرپذيرى از چند توده هوايى خزری، مديترانه اى و صحراى مركزى، صاحب اقليم ها و اكوسيستم هاى متنوعى شده است. با وجود اين كه اين استان يکی از استان های سردسير و كوهستانى شمال باختری كشور به شمار مى آيد؛ از اكوسيستم هاى فراوان دشتى، بيابانى، تالابى و رودخانه اى، جنگلى، درختچه اى، كوهستانى مرتفع و تپه ماهورى نيز بی نصيب نمانده است. اين استان در بيش تر از 70 درصد از مناطق خود آب وهواى نيمه خشک فراسرد و در 30 درصد باقی مناطق از تنوع اقليمى و آب و هوايى برخوردار است. ميزان بارندگى سالانه استان زنجان حدود 323 ميلى متر برآورد شده است. اردیبهشت، خرداد و تیرماه بهترین ماه های مسافرت به استان زنجان هستند. هيچ توصيفی از سرسبزی و زيبايی طبيعت زنجان در اين ماه ها كامل نيست و مناظر بديع اين فصل را در زنجان فقط بايد ديد. تنوع آب و هوايى و تغييرات ارتفاع از 500 متر در سواحل رودخانه قزل اوزن در ناحیه طارم تا ارتفاعات بيش از 3000 متر در انگوران تغييرات دمايى و آب و هوايى زيادى را در نقاط مختلف به وجود آورده و سبب پديد آمدن چشم اندازهای مختلفی در منطقه شده است. تفاوت آب و هوایی در نواحى مختلف استان زنجان را مى توان به خوبى در يک زمان در قسمت هاى شمالى، مركزى و جنوبى استان مشاهده كرد. اين تنوع آب و هوایی و توپوگرافی سبب پيدايش جوامع زيستى گياهى و جانورى متنوعی در منطقه شده و محيط طبيعى استان زنجان را غناى خاصى بخشيده است.
رودخانه ها، چشمه هاو آبشارهای استان زنجان
مهم ترين منبع آب هاى سطحى در استان زنجان رودخانه هاى دايمى و فصلى هستند. رودخانه هاى قزل اوزن، زنجان رود، ابهررود و شاهرود را می توان مهم ترين رودهاى دايمى اين استان دانست. رودخانه قزل اوزن از كوه هاى چهل چشمه كردستان و همدان سرچشمه گرفته و در نزديكى منجيل به شاهرود پيوسته و با نام سفير رود به درياى خزر مى ريزد. زنجان رود نيز در حوزه آب ريز قزل اوزن قرار داشته و با جهتى جنوب خاورى، شمال باخترى به رودخانه قزل اوزن مى پيوندد. رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است به طوری كه در تمام سفرنامه های جهانگردان و مستشرقين از این رودخانه و زیبایی و سرسبزی مناطق اطراف آن یاد شده است. مسیر رودخانه قزل اوزن یکی از مهم ترین تفرجگاه های اهالی زنجان و مناطق اطراف آن یکی از باصفاترین استراحت گاه های مسافران مسیر شمال باختر کشور است. خرا رود از كوه هاى قره داغ در خدابنده سرچشمه گرفته و در محل آبگرم واقع در جاده قزوين به همدان جريان مى يابد و پس از پذيرا شدن رودخانه های آوه، گلنجين، شور و كردان با نام رود شور ادامه مسير می دهد و سپس در شهريار با رودخانه كرج ادغام شده و به همان نام به طرف درياچه حوض سلطان قم جريان مى يابد. ابهر رود نيز يكی ديگر از رودهای جاری در اين استان زيبا است كه از حوالى سلطانيه سرچشمه گرفته و با جهت شمال باخترى ، جنوب خاورى، پس از مشروب ساختن ابهر، هيدج، صايين قلعه و خرم دره به تاكستان رسيده و آب تعداد زيادى از روستاهاى دو دانگه را تامين مى سازد. رودخانه هاى سجاس، آيدوغموش، تالوار، شارى چاى، قرانقو و گاميش چاى از حوزه آبريز قزل اوزن و رودخانه تهم از حوزه آبريز زنجان رود از ديگر رودخانه هاى مهم استان هستند كه تقريبا در تمام مناطق استان جريان دارند. در مجموع 21059 كيلومتر از كل مساحت استان زنجان را كه حدود 22164 كيلومتر مربع برآورد شده است، حوزه آبخيز قزل اوزن یا سفيد رود كه خود وسعتى در حدود 6/5 ميليون هكتار دارد، در بر مى گيرد. به طور كلى در سطح استان زنجان دو آبخيز اصلى كه از آبخيزهاى فرعى متعدد تشكيل شده اند وجود دارد. حوزه اول كه حوزه آبخيز قزل اوزن یا سفيد رود است، با وسعتى معادل 56200 كيلومتر بخش هاى مركزی، جنوب باختری، باختر و شمال استان زنجان را در بر گرفته است. رودخانه های اصلى به نام هاى قزل اوزن و شاهرود كه پس از به هم پيوستن در منطقه منجيل (محل سد سفيد رود) رودخانه سفيد رود را به وجود مى آورند، درحوزه آبخيز سفيد رود جارى هستند. براساس مطالعات انجام شده مقدارآب سالانه رودخانه هاى قزل اوزن و شاهرود و شاخه هاى عمده آن ها به طور متوسط برابر با 925/5 ميليارد متر مكعب درسال است كه نزديک به 2/4 ميليارد متر مكعب آن مربوط به رودخانه قزل اوزن و بقيه مربوط به رودخانه شاهرود است. حوزه بعدی، حوزه ی آب خيز رودخانه شور است که از آب خيزهاى رودخانه ابهرود، حاجى رود، خرا رود و آوچ چاى تشكيل شده است. به طور کلی رودهاى دايمى استان زنجان عبارتند از: انگوران چای (به درازای 50 كيلومتر)، اوزون دره (به درازای 50 كيلومتر)، چمل گين (به درازای 20 كيلومتر)، حلب (به درازای 40 كيلومتر)، خويين (به درازای 30 كيلومتر)، كاكا (به درازای 30 كيلومتر)، سياوه رود (به درازای 25 كيلومتر)، شورفشاپور (به درازای 420 كيلومتر)، على جولاچای (به درازای 12 كيلومتر) و قلعه چای (به درازای 60 كيلومتر). مهم ترين رودخانه هاى فصلى استان زنجان عبارتند از: آب بر (به درازای 25 كيلومتر)، آب لار (به درازای 20 كيلومتر)، آق زوج چای (به درازای 32 كيلومتر)، آقبلاغ چای (به درازای 17 كيلومتر)، التماس دره سى (به درازای 15 كيلومتر)، الله لوچای (به درازای 20 كيلومتر)، اوزون دره گوجه قيه (به درازای 32كيلومتر)، بيزينه رود (به درازای 75 كيلومتر)، بيوک چاى (به درازای 25 كيلومتر)، تخته يورد (به درازای 30 كيلومتر)، تلخه رود زنجان (به درازای 6 كيلومتر)، چسب (به درازای 32 كيلومتر)، دربند(به درازای 12 كيلومتر)، سارمساقلو (به درازای 33 كيلومتر)، سهرين (به درازای 30 كيلومتر)، سيلاب گميش آباد (به درازای 20 كيلومتر)، سجاس رود (به درازای 60 كيلومتر)، سرابند (به درازای 44 كيلومتر)، شورهمدان (به درازای 120 كيلومتر)، شوراب (به درازای 18 كيلومتر)، شورچاى (به درازای 35 كيلومتر)، شورسهرورد (به درازای 45 كيلومتر)، قره چای (به درازای 44 كيلومتر)، قره قوش (به درازای 40 كيلومتر)، قلات (به درازای 33 كيلومتر)، گورگورچای (به درازای 4 كيلومتر)، لجام گير(28 كيلومتر)، لوان چای (به درازای 23 كيلومتر) و ميرجان سويی (به درازای 40 كيلومتر). اين رودخانه ها در مناطق مختلف استان از جمله شهرستان هاى ابهر، ماه نشان، زنجان، ايجرود، طارم و خدابنده و در روستاها و بخش های مختلف این منطقه جارى هستند. وجود رودخانه ها و ریزابه های فراوان در منطقه سبب احداث دو سد مهم گاوازنگ و تهم در زنجان شده است. این سدها كه در شمال شهر ساخته شده اند وظیفه تامین آب آشامیدنی پرجمعیت ترین شهر استان زنجان را به عهده دارند و علاوه بر آن دریاچه های مصنوعی پشت این سدها ارزش تفریحی و تفرجگاهی نیز به آن ها داده است. آب هاى زير زمينى استان زنجان به علل گوناگونی از جمله بافت خاک ها، نوع آب و هوا و میزان بارش غنی هستند و از نظر تامين منابع آبى اهميت زيادى دارند. بیش تر روستاهای این استان از آب های زیرزمینی به صورت حفر چاه ها و کاریزها استفاده می کنند. چشمه هاى معدنى استان به دو صورت چشمه هاى آب گرم معدنى و چشمه هاى آب سرد معدنى شكل گرفته اند. از اين ميان بيش تر چشمه هاى آب گرم از نظر جاذبه هاى گردشگرى داراى اهميت هستند. این چشمه ها با عبور از لايه هاى آهكى زيرزمينى و اختلاط با گازهاى گوگردى از درجه حرارت بالايى برخوردار شده و به خاطر داشتن كيفيت گوگردى و آهكى به عنوان داروی شفابخش امراض رماتيسمى مورد استفاده قرار مى گيرند. نکته جالب در مورد چشمه های استان این است كه پس از زلزله سال 1369 و ايجاد دگرگونى در لايه هاى زيرزمينى، بر درجه حرارت آب هاى گرم معدنى در سطح استان افزوده شده است. چشمه آب گرم وننق در نزديكى روستاى وننق در 30 كيلومترى جاده سهرين به باختر زنجان، چشمه آب گرم ابدال در 30 كيلومترى جنوب باخترى زنجان در نزديكى روستاى ابدال، چشمه آب گرم گرماب در 60 كيلومترى خدابنده در حومه روستاى گرماب، چشمه آب گرم قنيرجه در 10 كيلومترى روستاى علم كندى شهرستان ماه نشان، چشمه آب گرم احمد آباد در جنوب باخترى منطقه حفاظت شده انگوران و در15 كيلومترى معدن سرب انگوران واقع در شهرستان تكاب در استان آذربايجان باخترى برخى از چشمه هاى آب گرم معدنى استان زنجان هستند که علاوه بر خواص دارویی و درمانی از اهمیت توریستی نیز برخوردار است. چشمه هاى آب سرد معدنى استان زنجان داراى تركيبات گوگردى، منيزيمى و زاج هستند. اين آب ها گازدار بوده و به عنوان دافع سنگ كليه مورد استفاده قرار مى گيرند. مهم ترين چشمه هاى آب سرد استان را آب معدنى الله بلاغى واقع در 50 كيلومترى شمال زنجان و حومه روستاى ماهان در شهرستان طارم و چشمه آب معدنى عمقين در 15 كيلومترى لوشان در جاده سيروان شهرستان طارم تشکيل می دهند. از اين رو می توان گفت تمام مناطق استان زنجان به لحاظ وجود منابع آب دارای اهمیت بوده و از این لحاظ غنی است. آبشار شارشار تنها آبشار شناخته شده در زنجان است که در منطقه تهم، در شمال باختری شهر زنجان واقع شده است. اين آبشار كه به طرز بسیار زیبایی در میان سنگ های صخره ای قرار گرفته است، حدود 5 کیلومتر با دریاچه مصنوعی سد تهم فاصله دارد و دسترسی به آن با یک کوهنوردی یک ساعته امکان پذیر است.
رودخانه سفید رود یا قزل اوزن
رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است به طوری كه در تمام سفرنامه های جهانگردان و مستشرقين از این رودخانه و زیبایی و سرسبزی مناطق اطراف آن یاد شده است. مسیر رودخانه قزل اوزن یکی از مهم ترین گردشگاه های اهالی زنجان و مناطق اطراف آن یکی از باصفاترین استراحتگاه های مسافران مسیر شمال باختر کشور است. سفيدرود یا قزل اوزن یکی از مهم ترین، بزرگ ترین و مشهورترین رودخانه های ایران و يک رود دایمی به درازای 765 کیلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد است که از آبخيزهای 30 كيلومتری شمال باختری سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه می گیرد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2300 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 25- متر است. این رودخانه در ابتدای سرچشمه خود چم هانه گلان نام داشته و مسیر حرکت آن شمالی است. پس از طی كردن حدود 10 کیلومتر و مخلوط شدن با چندین رودخانه و ریزابه، به نام های خنجره، گومرش و چم بناسوره، با نام جديد قزل اوزن به سمت شمال خاوری متوجه می شود. به طور کلی سفیدرود یا قزل اوزن از استان های کردستان، زنجان، آذربایجان خاوری و گیلان عبور می كند. رودخانه قزل اوزن در مسیر خود ضمن مخلوط شدن با ریزابه های بسیار با پیچ و خم های متعدد از شهرستان سنندج خارج شده و به دهستان نجف آباد در محدوده شهرستان بیجار وارد می شود. پس از عبور از این دهستان در روستای زرده کمر با چم زر مخلوط می شود. در روستاهای قاسم آباد و علی آباد با رودخانه های یول کشتی و شوراب درهم آمیخته و متوجه خاور می شود. این رودخانه پس از پیمودن مسیری نسبتاً طولانی با خروج از شهرستان بیجار وارد محدوده شهرستان خدابنده (قیدار) می شود. در شهرستان خدابنده از دهستان قشلاقات افشارعبور می كند و با ریزابه های بسیاری از جمله شور، چسب و تلوار مخلوط شده و به روستای محمدآباد وارد می شود. در این روستا تغییر مسیر داده و به سمت شمال منحرف می شود. پس از دور زدن کوه شینه داغ و مخلوط شدن با رودخانه خوزان راه اتومبيل رو زنجان - بيجار را قطع كرده، با رودخانه خویين مخلوط شده و رو به سوی شمال باختری به دهستان انگوران در محدوده شهرستان زنجان وارد می شود. در اين ناحيه با رودخانه های لجام گیر و انگوران چای درهم آمیخته و پس از آن وارد شهرستان ماه نشان می شود. اين رودخانه پس از وارد شدن به ماه نشان از مرکز اين شهرستان عبور كرده و با رودخانه های دربند، قلعه چای و تلخه رود در هم آمیخته و به دهستان چایپاره وارد می شود. در این دهستان ابتدا با زنجان چای و سپس با آجی چای مخلوط شده و به شهرستان میانه از محدوده استان آذربایجان خاوری وارد می شود. در اين قسمت مسیری را به موازات خط آهن تهران - تبریز می پیماید و در ایستگاه پل دختر وارد دره قافلانکوه می شود. در ادامه مسیر خود از چندین روستا در استان آذربایجان خاوری عبور می كند و با رودخانه گرمی و آرپاچای در شهرستان خلخال (در محدوده استان اردبیل) مخلوط می شود. با ورود به دهستان خورش رستم با رودخانه كندرچو و شاهرود مخلوط شده و به محدوده شهرستان طارم وارد می شود. در این شهرستان با رودخانه های آب بر، آب لار، آق روی چای و لوان چای مخلوط می شود و در نهایت به دریاچه سد سفید رود می ریزد. قزل اوزن پس از مخلوط شدن با رودخانه شاهرود به سفید رود تغییر نام داده، رو به سوی شمال خاوری جریان یافته و وارد محدوده شهرستان رودبار می شود. در این منطقه با ریزابه های متعدد بزرگ و کوچک درهم آمیخته و پس از عبور از دهستان رستم آباد به دهستان سنگر در محدوده شهرستان رشت وارد شده و کم کم پهنه بستر آن گسترده تر می شود. رودخانه سفید رود در این منطقه روستاهای زیادی را مشروب ساخته و به دشت گيلان كه از آبرفتهای همين رودخانه پديد آمده است، وارد می شود. وسعت دلتای سفيدرود که بیش از 1250 كيلومتر مربع است، از دشت گيلان آغاز می شود و نخستين شاخه آن كه خمام رود نام دارد در همين منطقه از آن جدا می شود. سفيد رود در دلتای خود به سوی شمال جريان می يابد و در روستای پاشاكی با ديسوم رود مخلوط شده و به دهستان كوچصفهان وارد می شود. در همين محل شاخه ديگری كه نورود نام دارد از آن منشعب شده و به سوی آستانه اشرفيه روان می شود. در اين شهر تغيير جهت داده و با چند پيچ و تاب به سوی شمال رهسپار می شود و سرانجام در شمال منطقه كياشهر به دريای خزر می ريزد. همجواری كناره های رودخانه قزل اوزن با جاده اصلی تهران - تبريز زمينه استفاده گردشگاهی از این رودخانه را افزايش داده است و همچنين عبور این رودخانه بزرگ و زیبا از چندین استان و ده ها شهر، بخش، دهستان و روستا سبب رونق و آبادانی مناطق عبوری آن شده است و معمولا به عنوان گردشگاه اهالی از آن ها استفاده می شود. رودخانه قزل اوزن نه تنها برکت و آبادانی را به استان زنجان هدیه کرده، بلکه كشتزارها و باغ های سرسبز كناره های آن جلوه بسيار زيبايی را در طول چهار فصل به نمايش می گذارند و دوستداران طبیعت را به سوی خود جذب می كنند. همین امر بر ارزش های توریستی رودخانه قزل اوزن در کنار ارزش های اقتصادی آن تاكيد می كند.
رودخانه زنجان رود
یکی از مهم ترين رودخانه های استان است که در شهرستان های ابهر و زنجان جاری می باشد. این رودخانه دايمی که 142 کیلومتر طول داشته و ارتفاع سرچشمه آن 1780 متر است، از آبخيزهای دهستان سلطانيه در 38 کیلومتری خاور زنجان سرچشمه گرفته و دره پهناور زنجان رود را به سوی شمال باختری طی می کند. این رودخانه از جنوب شهر زنجان عبور می کند و پس از مشروب كردن روستاهای مشک آباد، نیماور، بناب، دیزج، خانه بران و سالیان از جنوب شهر زنجان گذشته و به موازات راه اتومبیل رو و راه آهن زنجان - میانه به سوی شمال باختری به جریان خود ادامه می دهد. در این مسیر روستاهای کوشکان والارود، خرم پی و برخی روستاهای دیگر را سيراب كرده و در نهایت به روستای سرچم پایين می رسد. در اين روستا به سوی باختر تغییر مسير داده و پس از سیراب كردن روستاهای چوروک، الوارلو، گوگلان و رجین در 3 کیلومتری باختر روستای رجین به قزل اوزن می ريزد. ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1100 متر، شیب متوسط آن 5/0 درصد و حوزه آن دریای خزر است.
ابهر رود
مهم ترين رودخانه جاری در سرتاسر شهرستان ابهر و شریان حیاتی این منطقه است. اين رود شاخه ای از رودخانه شور فشاپويه بوده و در شهرستانهای ابهر، تاكستان، قزوين، كرج، تهران و قم جريان دارد و از دو شاخه فصلی و دایمی تشکیل شده است. سرچشمه شاخه فصلی آن از كوه سرآهند در حوالی گردنه الله اكبر سلطانيه است. شاخه دایمی آن به نام كينه ورس نيز از كوه های رستم، سالارداغی و سندان سرچشمه می گيرد. اين شاخه از شعبات متعددی تشكيل شده و با جهت شمال باختری به جنوب خاوری در نزديكی ابهر به شاخه فصلی می پيوندد و با نام ابهررود جريان می يابد. اين رودخانه در مسير خود آب های ابهر، خرم دره، چالچوق و سيلاب های شناط و جندق را پذيرا شده و پس از مشروب ساختن مزارع روستاها و شهرهای مسیر خود در صایين قلعه، هيدج، خرم دره، ابهر، تاكستان، دو دانگه و قزوين به رودخانه شور و در آخر به درياچه نمک قم می ريزد.
چمل گین طارم
یک رود دایمی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 4/9 درصد است که دارای مسیر جنوب باختری بوده و در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از کوه ولان در 16 کیلومتری باختر شمالی ماسوله سرچشمه می گیرد و تا محدوده شهرستان طارم ادامه پیدا می کند. ارتفاع سرچشمه رودخانه چمل گیر 2350 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 480 متر است. اين رودخانه در انتهای مسير خود به رودخانه قزل اوزن می ریزد.
رودخانه خويين ايجرود
یک رود دايمی و از جمله رودخانه های مهمی است که در شهرستان ايجرود جريان دارد. اين رودخانه به طول 30 كيلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد از تلاقی رودخانههای اوزون دره و سُجاس رود در 48 كيلومتری جنوب باختری زنجان پديد میآيد و ارتفاع سرچشمه آن 1550 متر است. رودخانه خويين در مسیر عبوری خود، روستاهای خويين، گرنه و آركوين را سيراب كرده و به موازات راه اتومبيل رو زنجان - بيجار به سوی جنوب باختری روان می شود و پس از عبور از شمال روستای «ينگی كند جامع السرا» در محل پل قزلاوزن به رودخانه قزلاوزن می ريزد که ارتفاع ريزشگاه این رودخانه 1450 متر است.
رودخانه سیاوه رودطارم
یک رود دایمی به طول 25 کیلومتر و شیب متوسط 5/7 درصد است که در روستای درام در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از کوه شاه معلم در 6 کیلومتری شمال باختری ماسوله سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2350 متر است. سياوه رود با نام آندره به سوی جنوب باختری سرازیر می شود و در مسیر عبوری خود روستاهای سیاوه رود و درام را آبیاری می كند. اين رودخانه كه ارتفاع ریزشگاه آن 480 متر است به رودخانه قزل اوزن می ریزد.
رودخانه شور فشاپويه خدابنده
یک رودخانه دایمی به طول تقریبی 420 کیلومتر، شیب متوسط 4/0 درصد و مسير كلی جنوب خاوری است که در استان های قم، تهران، مرکزی، قزوین، زنجان و شهرستان های قم، تهران، ساوه، كرج، قزوين و خدابنده جريان دارد. این رودخانه از دامنه باختری کوه قره داغ در30 کیلومتری شمال خاوری قیدار سرچشمه گرفته و با نام خررود از دهستان سجاس رود عبور می کند. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2300 متر بوده و ضمن عبور از چندین دهستان با ریزابه های بسیار از 10 کیلومتری خاور شهر قیدار گذشته و با نام چای خررود به دهستان خرقان باختری در حومه شهرستان قزوین وارد می شود. این رودخانه پس از عبور از روستاهای بسیار و مشروب كردن آن ها با رودخانه شور خرقان مخلوط شده و راه اتومبیل رو قزوین - همدان را قطع می كند و سپس وارد دهستان خرقان خاوری می شود. پس از آن با رودخانه های آوج و کلنجین درهم آمیخته و رو به سوی شمال خاوری جریان می یابد. پس از عبور از روستای سكزناب از دره خاوری كوه قره قرقان عبور كرده و به دهستان افشاريه وارد می شود. رودخانه خررود در اين دهستان با رودخانه اورونگاش مخلوط می شود، و روستاهای حصار، نوهوب و رحمت آباد را مشروب ساخته و پس از آن به صورت خشكرودی به دهستان رامند جنوبی و سپس به دهستان دشت آبی وارد می شود. این رودخانه در این دهستان با ابهررود مخلوط شده و به رود شور فشاپویه تغییر نام داده و به سوی جنوب منحرف می شود و از باختر روستای قشلاق حسین خانی گذشته و پس از طی مسیری 8 کیلومتری دوباره به سمت خاور منحرف شده و وارد شوره زارهای دامنه جنوبی کوه ها می شود. رودخانه شور فشاپویه از ميان شوره زارهای دامنه جنوبی ارتفاعات، حلقه وارعبور كرده و پس از گذشتن از دامنه خاوری كوه كردها به دهستان زرند از شهرستان ساوه داخل می شود. سپس رو به سوی جنوب خاوری، خط آهن تهران - قم و همچنين راه اتومبيل رو تهران - ساوه را قطع كرده و وارد دهستان فشاپويه در محدوده شهرستان تهران می شود. در اين دهستان نخست در قشلاق هفت تپه، با رودخانه سرود ادغام و سپس به موازات رودخانه كرج و به فاصله متوسط 10 كيلومتری رو به سوی جنوب خاوری روان می شود. يک قوس بزرگ راستگرد را طی كرده و از دهستان فشاپويه خارج و به دهستان قمرود از شهرستان قم وارد می شود. این رودخانه پس از طی مسیری طولانی و گذشتن از مناطق مختلف در 75 كيلومتری خاور قم به درياچه نمک می ريزد که ارتفاع ريزشگاه آن 795 متر است.
آب برطارم
یک رودخانه كوچک فصلی به طول 25 كيلومتر و شیب متوسط 9 درصد است که در بخش مرکزی دهستان آب بر و در محدوده شهرستان طارم جاری است. این رودخانه از دامنه جنوبی كوه بندگدوک، در67 كيلومتری شمال خاوری شهر زنجان سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2600 متراست. آب بر در کل مسیر جنوبی دارد و با ارتفاع ريزشگاه 350 متر به قزل اوزن می ریزد.
آب لارطارم
یک رود فصلی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 11 درصد است که در روستای دستجرده از بخش چورزق در محدوده شهرستان طارم جاری است. رودخانه آب لار از دامنه جنوبی كوه فشم و دامنه باختری كوه چیلاوی در 66 كيلومتری شمال خاوری شهر زنجان سرچشمه می گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2500 متر است. این رودخانه از روستاهای شاه نشین، خرم آباد و دستجرده عبور كرده و آن ها را آبیاری می كند. رودخانه آب لار به رودخانه قزل اوزن می ریزد و ارتفاع ریزشگاه آن 340 متر است.
آق زوج چایطارم
یک رودخانه فصلی به طول 32 کیلومتر و شیب متوسط 7 درصد است که مسیر شمال خاوری دارد و در محدوده شهرستان طارم جاری است. این رودخانه از دامنه شمالی كوه كلاش و دامنه خاوری كوه كمره در 36 كيلومتری خاور شهر زنجان، سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2050 متر است. رودخانه آق زوج چای در مسیر عبوری خود روستاهای پرانقور، چيلان كشه و هند زمين را سیراب می كند و در نهایت به رودخانه قزل اوزن می ریزد.
رودخانه آقبلاغ چای خدابنده
یک رود فصلی به درازای 17 کیلومتر و شیب متوسط 3 درصد است که در شهرستان خدابنده، در روستاهای شیوانات و گرماب از بخش افشار جريان دارد. رودخانه آقبلاغ چای از دامنه های شمالی کوه چنگ الماس در64 کیلومتری جنوب باختری شهرستان خدابنده سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2030 متر است. رودخانه آقبلاغ چای در مسیر خود از روستاهای جعفرآباد، فتح آباد و چپقلو عبور می کند و در 12 کیلومتری جنوب خاوری روستای محمد شالو (واقع در32 کیلومتری خاور شهرستان بیجار) به رودخانه تلوار می ریزد.ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1520 متر است.
رودخانه بيزينه رود خدابنده
یک رود فصلی به درازای 75 کیلومتر و شیب متوسط 3/1 درصد است که در محدوده شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه های باختری کوه خرقان در60 کیلومتری جنوب خاوری خدابنده سرچشمه گرفته و در دهستان بزينه رود شهرستان خدابنده جريان می یابد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2500 متر است و در طی مسیر خود از روستاهای بسیاری از جمله ملابداخ، هـی كهيلا، بزين، شورور، قره محمد، سرين، زرين آباد، حصار بالا و حصار پايين عبور كرده و این مناطق را سیراب می كند. رودخانه بیزینه رود پس از طی مسیری نسبتاً طولانی به رودخانه شور در 3 کیلومتری شمال خاوری گرماب و 86 کیلومتری شمال باختری کبودرآهنگ می ریزد و ارتفاع ریزشگاه آن 1550 متر است.
رودخانه چسب ايجرود
چسب یک رودخانهفصلی به طول 32 کیلومتر و شیب متوسط 2 درصد است که در شهرستان ایجرود جریاندارد. این رودخانه از دامنه شمالی کوه های قراول و سريال در 58 كيلومتریجنوبزنجانسرچشمهگرفته و رو به سوی باختر جريان پیدا میکند.ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2100 متر است و پس از مشروب كردن روستاهای بسیار سرانجام به رودخانه قزل اوزن می ریزد.
رودخانه سُجاس رود خدابنده
یک رودخانه فصلی به طول 60 کیلومتر است که در دهستان سجاس رود از بخش سجاس رود شهرستان خدابنده جريان دارد. این رودخانه از دامنه های جنوبی کوه آق داغ در 28 کیلومتری شمال خاوری خدابنده سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن1900 متر است. رودخانه سجاس رود در ابتدای سرچشمه خود مسیری به سمت جنوب باختری دارد ولی پس از عبور از روستای مزید آباد و مخلوط شدن با ریزابه های متعدد به سمت شمال باختری تغییر مسیر داده و از روستاهای سيمان، سجاس، چنقور، نهاويس، دولجين، زرز، آقاجری و سُها عبور كرده و آن ها را آبیاری می کند. در روستای سها به سوی باختر تغییر مسیر می دهد و ضمن عبور از دره جنوبی کوه بیوک قیه، روستای قلابر را مشروب ساخته و در این روستا با ریزابه روستای جوقين مخلوط می شود. پس از عبور از روستای بلوبین، در یک کیلومتری شمال باختری این روستا با رودخانه اوزون دره مخلوط شده و با هم رودخانه خویین را پدید می آورند. ارتفاع ریزشگاه سجاس رود 1500 متر است.
رودخانه شور همدان خدابنده
یک رود فصلی به طول 120 کیلومتر و شیب متوسط 7/0 درصد است که در دهستان مهربان (شهرستان همدان) و دهستان گرماب از بخش افشار (شهرستان خدابنده) جريان دارد. این رودخانه از دامنه باختری كوه های سيد مزار و سوباشی در 6 كيلومتری جنوب خاوری گل تپه و در 52 كيلومتری شمال باختری همدان سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2300 متر است. رودخانه شور همدان در 49 كيلومتری شمال خاوری بيجار وارد بخش و دهستان بزينه رود از شهرستان خدابنده می شود. این رودخانه در مسیر طولانی خود از روستاهای گل تپه، گوزال ابدال، خبرارخی، صفاريز، كند بلاغی، عبدالمؤمن، آقكند، قاباق تپه، الان بالا، الان پايين، دوزون دره، چالی، آب مشگين، خوايی، حاجی آباد، رستم آباد، آقچه گنبد، مصرآباد سوله، قاجار، توحيدلو و اصلانلو عبور كرده و آن ها را سیراب می سازد. رودخانه شور همدان در نهایت پس از طی مسیری حدود 120 کیلومتر، به رودخانه قزل اوزن می ریزد و ارتفاع ریزشگاه آن 1440 متر است.
رودخانه شورچای خدابنده
یک رودخانه فصلی به درازای حدود 35 کیلومتر و شیب متوسط 9/1 درصد است که در محدوده شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه جنوبی و باختری کوه سیاه در 27 کیلومتری شمال خاوری دهستان گرماب از بخش افشار و 26 کیلومتری جنوب باختری قیدار سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2150 متر است. این رودخانه پس از عبور از روستاهای زاغه لو، مسگر، قازقلو، يوزباشی و توحيدلو به رودخانه شور همدان می ریزد که ارتفاع ریزشگاه آن 1490 متر است.
رودخانه شور سُهروردخدابنده
یک رودخانه فصلی به طول تقریبی 45 کیلومتر و شیب متوسط 3/1 درصد است که در دهستان های حومه و سهرورد از بخش مرکزی شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه شمالی ارتفاعات خاوری روستای حسام آباد در 25 کیلومتری جنوب قیدار سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2050 متراست. رودخانه شور سهرورد در مسیر عبوری خود از روستاهای قل علی، دلاير بالا، دلایر پايين، صالح آباد، يار احمدلو، گوجه لوجه و مهدی لو عبور كرده و در خاور روستای جمعه لو در 37 كيلومتری جنوب باختری قيدار به رودخانه قزلاوزن می ريزد. ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1450 متر است.
رودخانه قره قوش ايجرود
یک رود فصلی به درازای 40 كيلومتر و شيب متوسط 6/1 درصد است، در شهرستان ايجرود جريان دارد. این رودخانه از دامنه كوه های قيدار، كولتان و سريال در 59 كيلومتری جنوب زنجان سرچشمه می گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2100 متر است. مسير كلی رودخانه قره قوش باختری می باشد و در طی مسیر خود پس از عبور از روستای قره قوش، دامنه جنوبی كوه كولتان را به سوی جنوب باختری دور زده و به سوی روستای قلوجوق روان می شود. در اين روستا تغيير جهت داده و با كمی انحراف به سوی باختر جريان مىيابد. اين رودخانه در طول راه روستاهای چپقلو، عباسلو، ابراهيم آباد و يارمجه را سيراب می كند و در يک كيلومتری باختر روستای يارمجه به قزلاوزن که ارتفاع ريزشگاه آن نیز 1450 متر است، می ريزد.
قلات رود طارم
یک رودخانه فصلی به درازای 33 كيلومتر و شیب متوسط 6 درصد است که در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از دامنه شمالی كوه های اقليد و بنارود در 17 كيلومتری شمال خاوری زنجان سرچشمه گرفته و رو به شمال سرازير می شود. ارتفاع سرچشمه اين رودخانه 2400 متر است و در مسیر عبوری خود از روستاهای چالگان، علی آباد، شیلان در، ابراهیم آباد، کهیا، قلات و سانسز عبور می كند و در نهایت در روستای استاکل با ارتفاع ریزشگاه 380 متر به رودخانه بزرگ قزل اوزن می ریزد.
لوان چای طارم
یک رودخانه فصلی است به طول 23 کیلومتر و شیب متوسط 8/9 درصد که در محدوده شهرستان طارم جریان داشته و دارای مسیر کلی شمال خاوری است. این رودخانه از دامنه خاوری کوه های قره داش سندستان و چله خانه در 25 کیلومتری شمال خاوری سرچشمه گرفته وارتفاع سرچشمه آن 2650 متراست. الوان چای در مسير خود از روستاهای شیر مشه، ایچ، جیا و ارشت عبور كرده و در نهایت به قزل اوزن می ریزد. ارتفاع ریزشگاه اين رودخانه 390 متر است.
چشمه معدنی وننق زنجان
چشمه آب معدنی وننق در محدوده شهرستان زنجان و حدود 21 كيلومتری جاده زنجان - ميانه در روستای وننق واقع شده است. مسیر دسترسی به اين چشمه زيبا كه بر فراز تپه ای به ارتفاع 200 متر قرار گرفته است از ميان كشتزارها و تپه های متعدد می گذرد. اين چشمه دو مظهر دارد كه مظهر اول حوضچه ای كم عمق با درازای دو متر و پهنای يک متر و آبدهی حدود 7 ليتر در دقيقه است. آب اين حوضچه از شمال باختری آن خارج شده و در مجرای باريكی سرازير می شود. مظهر دوم يك حوضچه مربع شكل به ابعاد 5/2 متر و عمق حدود يك متر است كه اطراف آن را سنگ چين كرده اند. بررسی و آزمايش آب دو چشمه نشان می دهد كه آب آن ها در رديف آب های معدنی سولفاته كلسيک گرم است.
چشمه آب گرم ابدال زنجان
چشمه آب گرم روستای ابدال در جنوب باختری جاده زنجان - تبریز و در محدوده شهرستان زنجان واقع شده است. این چشمه كه در ارتفاعات ابدال قرار گرفته، دارای خاصیت های درمانی و دارویی است و مورد استقبال اهالی و مسافرین عبوری منطقه قرار می گیرد.
چشمه های گرماب خدابنده
این چشمه ها كه در جنوب خاوری شهر قيدار و در روستای گرماب واقع شده اند، جلوه توريستی و زیبایی به روستای باستانی گرماب بخشیده اند. این چشمه ها مورد استفاده اهالی و بازدیدکنندگان از منطقه قرار می گیرند.
چشمه آب معدنی الله بلاغی طارم
چشمه آب معدنی الله بلاغی در نزديكی روستای ماهان، در محدوده شهرستان طارم واقع شده است و به مصارف دارویی و درمانی اهالی منطقه و مراجعان از نقاط دیگر می رسد.
آبشار شارشارزنجان
آبشار شارشار تنها آبشار شناخته شده در سطح شهرستان است که در منطقه تهم، در شمال باختری شهر زنجان واقع شده است. اين آبشار كه به طرز بسیار زیبایی در میان سنگ های صخره ای قرار گرفته است، حدود 5 کیلومتر با دریاچه مصنوعی سد تهم فاصله دارد و دسترسی به آن با یک کوهنوردی یک ساعته امکان پذیر است.
دریاها، سدها، جزیره هاو تالاب ها استان زنجان
در شمال باختری شهر زنجان و پشت سد خاکی تهم يك دریاچه مصنوعی به وجود آمده است كه به تازگی و به منظور تامین آب مردم شهر زنجان تاسیس شده است که امروزه به یکی از تفریح گاه های طبیعی بزرگ و معروف منطقه تبدیل شده است.
دریاچه سد تهم در شمال باختری شهر زنجان و پشت سد خاکی تهم يك دریاچه مصنوعی به وجود آمده است كه مسیر دسترسی آن از انتهای خیابان شهید دستغیب و حدود 11 کیلومتر بالاتر از آن می باشد. این دریاچه که به تازگی و به منظور تامین آب مردم شهر زنجان تاسیس شده است، در حال تبدیل شدن به محل پرورش ماهی و یکی از گردشگاه های اصلی مردم است.
کوه ها، غارها، دشت ها،دره هاو جلگه ها استان زنجان
زنجان يک استان كوهستانى است كه مطالعه ارتفاعات متعدد آن اطلاعات زیادی به دست می دهد. شهرها و روستاهاى این استان؛ در دامنه ها و دشت هاى بين رشته كوه ها قرار گرفته اند و اغلب با آب هایی که از این کوه ها جاری می شوند، آباد شده اند. رشته كوه هاى محدوده استان زنجان از نظر زمان پيدايش به دوران سوم زمين شناسى منسوب مى شوند كه فرسايش دوران چهارم سبب تغيير چهره آن ها شده است. جهت و امتداد عمومى كوه هاى استان، شمال باخترى ، جنوب خاوری و در بعضى نقاط خاوری ، باختری است. اين استان به طور متوسط حدود 1500 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. پست ترين نقطه داخل آن با ارتفاع 300 متر در منطقه طارم و بلندترين قله آن با ارتفاع بيش از 3000 متر در كوه هاى تخت سليمان در ارتفاعات شهرستان ماه نشان واقع شده است. حدود60 درصد از ارتفاعات منطقه در شهرستان زنجان، طارم و ماه نشان قرارگرفته اند و برخى از ارتفاعات مهم نيز در شهرستان هاى ابهر و خرم دره واقع شده اند. ارتفاعات بيش از 3000 متری منطقه در باخترى ترين بخش استان (شهرستان ماه نشان) قرار گرفته است. قيز قالاسى با ارتفاع 3214 متر در بخش انگوران شهرستان ماه نشان واقع شده و از بلند ترين قله هاى استان زنجان به شمار می آيد. بيش از 274 كوه در استان زنجان شناسايى شده اند كه قسمتى از اين ارتفاعات به طور سلسله وار دامنه های حاصلخيزی دارند. تركيب قرار گرفتن آن ها عبارتند از:
گردشگری جغرافيايی (ژئوتوریسم) استان زنجان
امروزه شاخه جدیدی از اکوتوریسم منشعب شده است که ژئوتوریسم یا گردشگری زمین شناسی نام دارد. ژئوتوریسم با تکیه بر پدیده های زمین شناسی به موضوع گردشگری می پردازد. دیدن انواع فرسایش های آبی، بادی، شیاری، خندقی و... بازدید از گسل ها، غارنوردی و دیدن پدیده های استالاگتیتی و استالاگمیتی از دیدگاه زمین شناسی، بازدید ازلایه بندی های مشخص روی ارتفاعات، مشاهده چین خوردگی ها و مخروط افکنه و واریزه ها و... قسمتی از فعالیت های مربوط به ژئوتوریسم را تشکیل می دهد. این نوع گردشگری تا حدودی علمی بوده و برای مناطقی چون استان زنجان که از زمین شناسی دیرینه ای برخوردار است، بسیار مفید به نظر می رسد. با توجه به تازه بودن اين مقوله، تا کنون در این زمینه اقدامات خاصی در استان انجام نشده است ولی با توجه به بستر متنوع زمین شناسی در استان زنجان این شاخه از اکوتوریسم به راحتی می تواند در این منطقه توسعه پیدا کند.
پوشش گیاهی استان زنجان
در كوه هاى سلطانيه حدود 2000 متر سنگ هاى ماسه اى، شيلى و دولوميتى به نام گروه اينفراكامبرين (بين كامبرين و پالئوزوئيک) قرار دارند كه به ترتیب از پايين به بالا تشكيلات بايندر، سلطانيه، باروت و زاگون را شامل می شود. سازند زاگون به ضخامت 600 متر (ماسه سنگى) به تشكيلات لالون ختم مى شود كه سن كامبرين زيرين را دارد. سازند زايگون (زاگون) در سنگ هاى شيلى ، ماسه اى دانه ريز و شيل هاى رسى تا سيلتى تشكيل شده و ضخامت آن در نزديكى روستاى غزوات (جنوب و جنوب باخترى روستاى بايندر) بالغ بر 270 متر است كه به علت سست بودن این سازند، به سرعت فرسايش يافته و تيپ دره اى پيدا كرده است. اين نقاط اغلب توسط رسوبات آبرفتى جوان پوشيده شده است و در نواحى چپقلو و قانلى سازندهاى زاگون و لالون از همديگر تفكيک پذير نيستند. - کوارتزيت قاعده اى به رنگ سفيد تا خاكسترى روشن که در گذشته جزو سازند لالون باعنوان كوارتزيت فوقانى به حساب می آمده و درحال حاضر براى صنعت شيشه سازى در حال بهره بردارى است. - دولوميت خاكسترى تيره تا سياه، همواره با لايه هاى نازكى از دولوميت مارنى - دولوميت و آهک دولوميتى - آهک متبلور به رنگ قرمز روشن و خاكسترى - آهک خاكسترى با ميان لايه هايى از دولوميت از روى فسيل هاى تريلوبيت، سن اين سازند در كوه هاى سلطانيه، كامبرين ميانى تا بالايى تعيين شده است. در محدوده استان زنجان سنگ های سیلورین و دونین زیرین شناخته نشده و سنگ آهک های دونین بالایی و کربونیفر زیرین به چند مظهر در کوه های تالش محدود می شوند. ماسه سنگ و شيل هاى اوايل پرمين (سازند دورود به ضخامت 100 متر) و سنگ آهک سازند روته (به ضخامت 200متر) متعلق به پرمين بالايى به صورت دگرشيبى بر روى سنگ هاى قديمى قرار دارند. سازند هاى دورود و روته كه مربوط به پالئوزوييک فوقانى است در كوه هاى سلطانيه رخنمون داشته و از كوارتزيت، ماسه سنگ و شيل هاى ارغوانى و آهک هاى خاكسترى تيره ضخيم لايه تشكيل شده است. ضخامت سازند دورود 130 متر و سازند روته به علت فرسايش قبل از لياس (اشكوب تحتانى ژوراسيک با 195 ميليون سال سن) داراى ضخامت هاى بسيار متغيرى است و حداكثر تا 200 متر اندازه گيرى شده است.
حیات وحش و مناطق حفاظت شدۀ استان زنجان
حيات وحش يک كشور نيز مانند ديگر ذخاير طبيعى از ارزش هاى زيادى برخوردار است و داراى منافع و اهميت هاى خاص خود مى باشد. جانوران يک منطقه ضمن ايجاد تعادل طبيعى و بيولوژيک در آن منطقه از ارزش هاى علمى و تفريحى زيادى نيز برخوردار هستند.
مناطق توریستی- طبیعی خاص استان زنجان
منطقه ی زیبای طارم، چمن با ارزش سلطانیه، شکارگاه ها و مناطق حفاظت شده ی استان، دره ها و دربندهای ییلاقی منطقه، سواحل زیبای رودخانه قزل اوزن، چشمه های متعدد آب گرم، منطقه ییلاقی گاوازنگ، کناره های سد تهم، کوه های منطقه ی ماه نشان، روستاهای صخره ای و طبیعی استان زنجان و مناطق حفاظت شده ی این ناحیه برخی از مناطق توریستی- طبیعی استان زنجان هستند که برای گسترش گردشگری طبیعی مناسب به نظر می آیند. |
| حاج سید ابراهیم موسوی خوئینی - قزوینی
|
|
سیّد اسماعيل علوی خويينی حاج سيد اسماعيل فرزند علامه سيد محمّد و نوه سيد
علی علوی خويينی زنجانی، از علما و بزرگان حوزه علميه قم بود. وی در سال 1310 ق در
خويين زنجان متولد شد. در حوزه علميه زنجان تبليغ و ارشاد از آثار او: درگذشت و اعقاب منابع: . |
| زبان و گویش خوئینی و زهورانی در مرز فراموشی است - خوئین
و ماهنشان در زنجان
در بررسيهاي انجامشده در طرح بازنگري مردمنگاري شهرستان زنجان، در بخش گويش و زبانهاي محلي نتايجي كسب شدند که نشان ميدهند، در برخي از مناطق اين شهرستان، گويشهايي كه سالهاي گذشته متداول بوده، از ميان رفته و يا روبه فراموشياند. محرم عبداللهپور در گفتوگو با خبرنگار بخش ايرانشناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در زنجان با بيان اين مطلب، افزود: بازنگري مردمنگاري، اهميت و اولويت خاصي دارد و در سالهاي گذشته نيز توسط گروههاي متعدد اين كار انجام شده است؛ اما بهدليل وجود برخي نقصها، بازنگري دوباره تابستان 1385 انجام شد كه اين طرح تا پايان امسال ادامه خواهد داشت. مسؤول واحد مردمشناسي اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان زنجان گفت: بازنگري اين طرح در شهرستانهاي طارم، ماهنشان و ايجرود پايان يافته است كه پس از تحقيق و بررسي، اطلاعاتي در اينباره جمعآوري شدند و بسياري از آداب، رسوم و فرهنگ اين منطقه را روشن ميكنند. وي تصريح كرد: در بررسيهاي ميداني شهرستان طارم، سه نوع گويش تركي، كردي و تاتي بهدست آمدند كه اين موضوع در مطالعات مردمشناسي قبلي مورد توجه نبوده است. او ادامه داد: در شهرستان ماهنشان نيز دو نوع گويش تركي و زهوراني متداول بوده است كه گويش تركي با لهجههاي متعدد، اكنون نيز محاوره ميشود؛ اما گويش زهوراني بهشكل كامل منسوخ شده است و ديگر كسي در اين منطقه به اين گويش صحبت نميكند. به گفتهي او فقط يك پيرمرد 90ساله در اين منطقه به زبان زهوراني آشناست كه متاسفانه بهدليل كسالت و كهولت سن قادر به صحبت نيست. سرپرست گروه مردمشناسي اين طرح، بيان كرد: به احتمال زياد خاستگاه اصلي گويش زهوراني آذربايجان غربي بوده است و در طول تاريخ، گروهي از ساكنان آن منطقه به سمت ماهنشان كوچ و به همان زبان محاوره كردهاند. وي اظهار داشت: در ادامهي بررسيها در منطقهي ايجرود نيز متوجه گويشهايي در اين منطقه شديم كه از جملهي آنها تركي در لهجههاي مختلف و گويش خوييني بود. عبداللهپور اضافه كرد: به گويش خوئيني فقط اهالي روستاي خوئين يا سفيد كمر تسلط دارند و متاسفانه بهدليل مهاجرت بيشتر ساكنان اين منطقه و كمتوجهي به اين زبان، اين گويش نيز درحال فراموشي است؛ در اين منطقه فقط تعداد محدودي از افراد مسن به اين گويش آشنايي دارند و محاوره ميكنند و بيشتر خانوادهها با فرزندان خود به زبان فارسي گفتوگو ميکنند و متاسفانه گويش خوييني نيز روبه نابودي است. |
| زنجان از نظر یک پادشاه اسپانیائی در قرن چهاردهم میلادی
شهر زنجان به لحاظ دارا بودن شرايط ويژه جغرافيايي، وقايع و حوادث تاريخي بسياري را از سرگذرانيده و ضربات مهلكي را برپيكر خود تحمل كرده است.سفير پادشاه اسپانيا كه در قرن 14 ميلادي منطقه را بازديد كرده بود درباره زنجان نقل كرده است: «در شب هنگام به محلي رسيديم كه به زنجان معروف است و بيشتر قسمتهاي اين شهر غيرمسكون است اما ميگويند كه درگذشته اين شهر يكي از بزرگترين شهرهاي ايران بوده است.اين شهر در دشتي در ميانه دو كوه بلند كه خالي از جنگل هستند قرار دارد. ما ديديم كه حصار شهر ديگر قابل تعمير نيست اما در داخل حصار هنوز خانه و مساجد بسياري همچنان استوار و برپا بودند. در خيابانهاي آن نهرهايي ميگذشت اما همه آنها اينك خشك و بي آب هستند. ميگويند زنجان در گذشته محل اقامت داريوش و مقر سلطنت او بوده و از همين شهر سپاه خود به جنگ اسكندر رفته است.سابقه تاريخي شهر زنجاناز جمله شرايطي كه فلسفه وجودي شهر زنجان را در منطقه تبيين و توجيه ميكند وجود راه ارتباطي فلات مركزي ايران به آذربايجان در منطقه، حاكم بودن شرايط مناسب، وجود اراضي سطح با شيب 2 د رصد در منطقه كوهستاني و بالاخره لزوم مركز مبادلاتي توليدات كشاورزي، دامپروري و صنايعدستي، حداقل 65 محوطه تاريخي در حوزه نفوذ شهر زنجان (استقرارهاي حوزه زنجان رود) است كه ايجاد و گسترش اين شهر را بيش از پيش تاييد ميكند. بررسي ساختار اقتصادي شهر در گذشته كه برمبادله توليدات كشاورزي و ارائه خدمات متقابل به روستاهاي حوزه نفوذ بويژه ايلات پنج گانه مستقر در منطقه بوده است ميرساند كه اين پديده در شكل گيري، رشد و محله بندي آن عامل تعيين كننده است.شهر در سال 24 هجري قمري به دست يكي از سرداران عرب تخريب شده است. قبرستان شهر در جنوب شرقي محل استقرار و در داخل شهر منطبق برخيابان امام تا فدائيان اسلام بوده است.در احياء مجدد و گسترش آن در اوايل دوره اسلامي شهر اندكي به طرف غرب استقرار نخستين كه امروزه منطبق برخيابان استانداري است كشيده شد. اين شهر براي بار دوم در پاييز سال 628 هجري قمري در فتنه مغول تخريب شده و شدت آن به حدي بود كه شهر براي مدتي از قيد حيات ساقط شد. انتخاب سلطانيه به پايتختي در دوران ايلخاني و گسترش شهر مزبور در ايام حكومت غاران خان در مرو در شهر شدن زنجان عامل تعيين كننده اي بود.سلطانيه پس از برچيده شدن حكومت ايلخاني دليل قاطعي براي توسعه شهر زنجان بوده است.اين شهر مجدداً توسعه يافته و از بخت بد براي بار سوم در نيمه دوم قرن هشتم هجري قمري با يورش وحشيانه تيمور لنگ مواجه و پس از قتل عام اهالي به طور كلي با خاك يكسان شد. شهر زنجان تا اواخر قرن نهم هجري قمري غيرمسكون و مخروبه بوده است. در دوران صفويه كه آرامش نسبي در منطقه حاكم بوده شهر تجديد بنا شده و مجدداً تكاپوي حيات در آن آغاز شده است.دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات(هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم قبل از ميلاد)وقايع مربوط به دوران پله ايستوسن به علت كمي اطلاعات و مدارك در منطقه تاريك و مبهم است و چگونگي فرهنگ دوران موسترين روشن نيست. قديمي ترين آثار دوران پيش از تاريخ كه در اين منطقه مورد بررسي و شناسايي قرار گرفته احتمالاً متعلق به فرهنگ بردوستين است كه با مشخصات فرهنگي كوچك ابزار قابل تشخيص نيست كه براي آن تقريباً 30 هزار سال قدمت تعيين شده است. مشخص ترين مكان زيستي اين فرهنگ در غار تاريخي گلجيك شناسايي شده است ولي به لحاظ شرايط جغرافياي در صورت بررسي دقيق احتمال پيدايش تعداد زيادتري از زيستگاههاي انساني در دوره پارينه سنگي بيشتر است.دوران آغاز ادبيات و دوران تاريخي(اوايل هزاره سوم تا اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد)با بررسيهاي انجام شده در منطقه از اين دوره آثار مطمئني قابل رويت و ملاحظه است و منطقه ايجرود مناسبترين محل در اين دوره عرضه ميكند. پراكندگي استقرارهاي مناسب شهري در هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد منطقه ايجرود واقع در جنوب غربي شهرستان زنجان در 8 سايت تاريخي و ادامه حيات آن تا هزاره اول قبل از ميلاد حكايت از شكوفايي و تداوم تمدن فلات مركزي ايران در اين ناحيه دارد. اين آثار در روستاي ضياآباد، آقكندگل تپه، چايرلو، قلتوق و اوغول بيگ تمركز و همزماني مردمان نخستين منطقه و ارتباط دايمي آنان بيانگر فعل و انفعالات فرهنگي و تمدني ساكنان منطقه بوده است. بدين ترتيب به استناد مطالعات و مشاهدات اخير كه مذكور افتاد نظريه قطع ادامه تمدنهاي فلات مركزي ايران در دشت قزوين را منتفي خواهد كرد.دوران تاريخي جديد(اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادي)بررسي آثار و بقاياي زيستي منطقه مورد بحث در اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد و مطالعه متون تاريخي و مطابقت اين دو ماءخذ، مسائل دوران تاريخي را در اين عصر عرضه ميكند.در اين باره توضيحات خاص مكتوب به آن صورت وجود ندارد.دوران اسلامي(از قرن 7 تا 19 ميلادي برابر با قرن اول تا 14 هجري)منطقه جغرافيايي زنجان به دست برابنغازب سردار مشهور عرب اسلام را پذيرفته است.پس از انقراض حكومت ايلخاني به دست سربداران، منطقه دچار فتنه خانمانسوز تيمورلنگ در قرن نهم هجري شده وتقريباً از قيد حيات ساقط شده است. در اين دوره شدت تخريب و فقر به حدي است كه ادامه حيات تنها بر روي تپهها به طور جزئي ديده ميشود.قسمت اعظم قرا، بخشها و شهرهاي فعلي با توجه به سيستم فئودالي تا اواخر قرن 13 هجري تكوين و استقرار يافته و ادامه حيات دادهاند. |
|
|
|
| ملا آقا خوئینی فرزند ملا مصطفی
شيخ احمد بن مصطفى بن احمد خوئينى معروف به ملا آقا قزوينى شـرح حـال او در اعـيـان الشيعه ج3 ص 175 به تفصيل آمده است او در خوئين ازتوابع خمسه از مضافات زنجان در 17 ربيع الاول 1247 ه ق به دنيا آمده است در زادگاه خود تحصيلات اوليه را انجام داده سپس به قزوين منتقل شده است و به اصفهان و بعد به عتبات عاليات مهاجرت و مدتى در كربلا به فقه و اصـول اشـتغال ورزيده است سپس 5 سال در نجف اقامت گزيده است آثار و تاليفاتى از خود به يـادگـار گـذاشـته است كه تعليقه بر تفسيرصافى فقه در 4 جلد حاشيه بر قوانين الارث مرآت المراد منظومه دیات معراج الوصول من العلم الاصول اللوامع الجبر و التفویض حاشیه بر صبغه العقود از آن جمله است
|
|
پيشينة تاريخي قوم تات در ميان رشته كوهاي قفقاز در سراسر راه جادة ساحلي خزر به جزيرة آبشوران جائي كه جادة ساحلي باريكتر مي شود گردنة باريكي بين در يا و كوه وجود دارد كه در بند ناميده مي شود . در زمان ساسانيان ديواره اي در اين مكان براي جلوگيري از حملات چادر نشينان شمالي كشيده شده بود كه به سد در بند معروف شد و در آن قلعة مستحكم سر حدي در بند ( الباب و الابواب ) ايجاد شده بود . در زمان كسري ا نوشيروان اقوام ابخاز و خزر و آلان بر ايران هجوم برده و در ار منستان پيشرفت نمودند ، پادشاه ايران سپاه مجهز ي براي مقابله با آنان گسيل داشت و اين تهاجم را مغلوب نمود در اين جنگ ده هزار نفر از آنان اسير سپاه ايران گرديد كه به امر شاه در آذربايجان و نواحي مجاور آن مسقتر گرديدند . وي همچنين چندين پادشاهي كوچك در قفقاز به وجود آورد . استحكاومات قلعه دربند تقويت شد و سربازان دلاور و تازه نفس در آن جاي گرفتند .و بدين ترتيب پادشاه سدي در برابر خاقان ترك بوجود آورد . اين احتمال وجود دارد كه تاتها باقي مانده مهاجر نشيناني باشند كه در ز مان ساسانيان براي مستحكم كردن در بند به داغستان مهاجرت كرده اند . بنابر قوم بلاذري انوشيروان ناحية دربند – شيروان را از اقوام خزر ساكن گرداند اين آخرين ايالت در ساحل چپ ارس ( عملا در ناحية نخجوان با كوههاي احاطه شده ) بدون واسطه در شمال آذر بايجان قرار داشت . اقوام خزر مسيحي بودند ، اما از نقطه نظر سياسي و زبان شناسي در پادشاهي ارمنستان جايگاه مخصوصي داشتند . در سال 571 ، آنها از پادشاه ساساني تقاضا كردند تا ايالت آنان را از ارمنستان جدا و به آذر بايجان الحاق كند . بنابر قول در بند نامه ، انوشيروان شهرهاي مجاور در بند را با مردم آذر بايجان و فارس و شهرهاي جنوب در بند را با مردم عراق و فارس پر كرد . بنابر همين منبع قلاع در بند در بعد از اسلام بازسازي و اعراب موصل و سوريه در آن ساكن شدند . در ميان مناطق مستحكم شده به خصوص از مناطقي نامبرده شده كه در زمان حاضروطن تاتها است . از متن در بند نامه مي توان اين نتيجه را بدست آورد كه حضور تاتها در اين مناطق مهاجرت آنها را بعد از قرن هشتم نشان مي دهد . اما متن در بند نامه كه نسخه فارسي آن هرگز بدست نيامده است قابل اطمينان نيست . منابع تاريخي ديگري كه در اختيار داريم ، فقط آميختگي نژادي مهاجر نشينان ساكن در بند را آشكار مي سازد . اما گستردگي و پرا كندگي جغرافياي تاتها در زنجيرة شر قي قفقاز و نفوذ آنان در دربند اين عقيده را تاييد مي كندكه آنها مهاجرنشينان ايراني هستند كه به منظور تشديد و تقويت خط طبيعي دفاعي براي مبارزه با هجوم از طرف شمال توسط ساسانيان ابقاء شده اند . نام تات تا قرن هشتم در جايي ديده نشده است . در كتيبه هاي اٌرخون كه مربوط به قرن هشتم ميلادي است براي اولين بار عبارت تات آمده است ، در اين كتيبه تاتها بنابر پيشنهاد « تامسِ » بندگان خارجي تركان غربي ترجمه شده است . در لغت نامة چغتايي – عثماني شيخ سليمان افندي براي لغت تات دو معني در نظر گرفته است . در معني اوليه ، لغت تات ( = غير ترك ، خارجي ) چنين تعريف شده : « مردمي كه زير سلطه تركها مي زيسته اند تاجيك » ( در صفحة 179 ) نويسنده اين توضيح را ميدهد كه مردم با اصليت خارجي كه تركي صبحت مي كنند تات ناميده مي شود و آنان كه فارسي صحبت مي كنند تاجيك ناميده مي شوند . در ارتباط با آن به گفتةزكي وليدي اشاره مي كند . كه بنا بر آن عبارت تات در تركستان ( در قرن چهاردهم ) به كار مي رفت و به همة عناصر جمعيتي ساكن ، شامل تركهاي ساكن در كشور قبل از آمدن مغول اطلاق مي شد . لغت نامه اي چغتاي معني دومي هم از لغت تات مي دهند : ( طبقه اي از رعاياي ساكن در خارج از شهر ) در يك معني ديگر تات به برخي از ايرانيان كه پارسيان خود آنان را جدا از خود مي دانند اطلاق مي شود. اين گروههاي تات در ايران و قفقاز وجود دارند . همچنين اين احتمال وجود دارد كه لهجة تاتي با آنچه كه به قول نزهت القلوب در قرن چهاردهم در زنجان صحبت مي شد ه است ، و پهلوي خالص ناميده مي شود در ارتباط بوده باشد . بنابر نوشتة مبلغين مسيحي طايفه اي كوهستاني در جنوب غربي شبه جزيرة كريمه تات ناميده مي شده اند همچنين از نوشته هاي آنان چنين مستفاد مي شود كه تات در زبان محمدان قبچاق در قرن پانزدهم به گوتهاي توروس ( رشته كوهي در تركيه ) اطلاق مي شده است ، كه حكومت آنان در سال 1475 توسط عثمانيان از ميان رفته است . در حال حاضر تاتارهاي نوقاني شمال كريمه نام تات را به تمام مسلمانهاي ساحل جنوبي شبه جزيره مي دهند كه نمايانگر آميختگي نژادي است كه ترك شده اند . ذكر اين نكته در اينجا لازم است كه بخشي از يوناني ها ( ار تودكس ) كه در سال 1778 ساكن ماريوپول بودند تات ناميده شده اند اين تاتها از ساحل جنوب كريمه مهاجرت كرده اند و به لهجه يوناني صحبت مي كنند . در حالي كه نام تات به ديگر بخش يوناني هاي ماريو پول كه به زبان تركي صحبت مي كنند (و به الفباي يوناني مي نويسند ) و به نظر مي آيد كه از اعقاب واقعي گو تهاي توروس هستند اطلاق نمي شود. در ديوان لغت الترك لغت تات به معني ايرانيان در ميات همة تركان است. كه بعداً در زبان تركهاي فاتح لغت تات به ويژه به ايرانياني كه تحت استيلاي آنها بودند اطلاق شده است . حتي جلا ل الدين ر ومي در اشعار تركي خود عبارت تات را براي ايرانيان و زبانشان به كار مي برد . قبيله ترك قشقائي ( فارس ) همچنين لغت تات را براي غير ترك بكار مي برند. در ايران لٌر ها غير خود ( اين ) معني استفاده مي كنند كه بايد در گفتار اجدادشان تركمنهاي قره قوينلو بوده باشد. در كتاب سفر نامة مازندران و استر آباد ص 63 و 70 نويسنده ، وجود تاتها را در اشرف و سدن – روستاق ذ كر مي كند بدون اينكه از زبان آنان چيزي آشكار شود ، وي همچنين مي نويسد : « تاتي در ناحيه رستم آباد در ساحل چپ سفيد رود جائي كه تالشي و كردي نيز وجود دارد صحبت مي شود. » يكي از مبلغين مسيحي بنام پدر آناستس در مقاله خود راجع به كوليها به طور مبهم از قبيله اي تات در كوهستان اسكو ( اسكويه در جنوب تبريز ) نام مي برد . همچنين احتمال مي دهند كه لهجة كليد ( در جنوب ساحل ارس نزديك اردوآباد ) كه اكنون ناپديد شده است به گروه تاتي آذربايجان تعلق داشته باشد . امروز با وجود شيوع و رواج كامل تركي در اغلب نقاط آذربايجان ، اختلاف ترك و تات در ميان روستاييان موجود است و هر يك ديگري را با نسبت دادن به تات و يا ترك تعبير مي كنند . تركمن هاي حاشية خزر نام تات به ايرانيان تاجيك مي دهند ؛ نامي كه قبل از آن به مردم خيوه داده بودند . نفوذ تركان در آذر بايجان كه در ز مان سلطنت محمود غزنوي آغاز شده بود در زمان تسلت سلجوقيان با استقرار قوايل ترك در اين خطه بيشتر گرديد و در زمان اتابكان عدة آنان فزوني گر فت و در دوران مغول كه بيشتر لشكريان صفويان پيش آمد و حكومت تركمانا آق قيونلو و قره قونلوها در همين فاصله باعث منزوي شدند هر بيشتر ايرا نيان و آميختگي آنان با تركان گرديد تاتها كه در حقيقت ايرانيان اصيل بودند در گروهاي كوچك چون جزاير كوچكي در ميان درياي بزرگ اقوام ترك به حيات خود تا امروز ادامه داده اند. از آنچه كه در بالا گفته شد اين نتيجه به دست مي آيد : عبارت تات تركي و به معني عناصر خارجي ساكن سرزمين تركان است ولي مي توان گفت منظور از آن در گذشته كه در دورة استيلاي تركان بر ايران بود ايرانيان تحت سلطة تركان بوده است . تركان قديم ايرا نيان واكرادي را كه زير فرمان خود داشتند تات مي ناميدند و اين كلمه در مقام تحقير استعمال مي شد . بالاخره لفظ تات به گروههايي از مردم ايراني نژاد ساكن ايران و قفقاز اطلاق شده است كه به لهجة تاتي تكلم مي كنند . پراكندگي گويشوران تات زبانهاي شفاهي به دليل عدم استفاده در كتابت هر لحظه در شرف تغيير و تحول اند . آنچه كه در كتب قديم وجود دارد هرگز قادر نخواهد بود اطلاعات لازم را دربارة اين دسته از زبانها كه دربردارندة فرهنگ و تاريخ اين مردم است به ما برساند . گويشوران هر زبان در حقيقت تنها منابع موجود براي دستيابي به اين اطلاعات اند . بوسيلة آنان است كه مي توان از نابودي زبان و به طبع آن فرهنگ جلوگيري كرد . امروزه لفظ تات به گروههايي از مردم ايراني نژاد سا كن ايران و قفقاز اطلاق شده است كه به لهجة تاتي تكلم مي كنند . در اين مقاله گويشوران تات را به دوگروه گويشوران تاتي در خارج ايران و گويشوران تاتي داخل ايران تقسيم مي نماييم و بررسي هر گروه را به طور جداگانه پي مي گيريم . 1- گويشوران خارج از ايران اين گروه از اقوام تات شامل نژادهاي مختلف ساكن در حاشية خزر و قفقاز تا شبه جزيرة كريمه مي شود . اقوام تركمن وتاتار و ديگر قبايل ترك اين نام به خارجيان ساكن در اين مناطق مي دهند . براي نمونه تركمن هاي حاشية خزر نام تات را به ايرانيان تاجيك مي دهند . در قفقاز عبارت تات براي ايرانيان مسلمان كه به لهجة تاتي صحبت مي كنند به كار ميروند . اين لهجة خاص توسط اجتماعات ديگري از جمله ، يهوديها و
ارمنيان نيزب صحبت مي شود . علاوه بر اين داراي تنوع بسيار است كه هنوز اين تنوع كاملاً مشخص نشده است . مهمترين خصوصيت تركيبي تاتي
قفقاز ابدال حرف ر ( بيرن = بودن ؛ يار = ياد ) در آن است . تاتهاي مسلمان كه اكثريت مردم تاتي زبان را تشكيل مي دهند : در نواحي باكو ، قوبه ، شماخي و گوگ – چائي زندگي مي كنند . تعدادي نيز در ايالت گنجه و در جنوب داغستان ( نواحي قايتاق – تبسران درست در غرب در بند ) زندگي مي كنند . اكثريت تاتها در دو سراشيبي انتهاي شرقي حدود قفقاز و شبه جزيرة آبشوران به جزء نقطة جنوب شرقي زندگي مي كنند . در نقشة قومي قفقاز ( قبل از 1877 ) تعداد كل تاتها 64656 نفر به ثبت رسيده است ؛ نقشة قومي ديگر تاتهاي ناحيه باكو را 58621 نشان مي دهد . دائرة المعارف بزرگ روسي جلد 32 : سال 1901 : تعداد كل تاتها را 135000 ذكر مي كند . سر شماري روسيه در 1923 ، 98020 تاتي زبا ن و 28705 نفر مليت تاتي اعلام مي كند كه شامل 970 تات ماوراء خزر ( يعني تاجيكهايي كه تركمن ها تات مي نامند ) مي شود . علاوه بر اين در جمهوري آذر بايجان 11000 نفر افراد فارسي زبان كه شامل تعدادي تات مي شود وجود دارد . در كل مي توان گفت كه حدود 90000 نفر به زبان تاتي صحبت مي كنند . كاهش در تعداد تاتها را مي توان نتيجة ترك شدن تدريجي آنها دانست . يهوديان تاتي زبان ( كوهستان يهوديان در داغ – چوفوتي تركيه ) در سال 1886 ، 21000 نفر گزارش شده اند كه از اين تعداد، 10000 نفر در روستا ها و 11000 نفر در شهر ها زند گي مي كنند بزرگترين گروه آنان در قوبه (6280 نفر ) ، در دربند ، تمير – خان- شور ،گروزني ،نلچيك ساكن هستند . لهجة اين يهوديان به خاطر توليد صداي گلويي در آن جلب توجه است . در اين لهجه aint ،d و t در لغات ايراني اصيل وجود داشت ديده شده است ، واژه هايي چون hafd =هفت asb = اسب، دانستن ،=dan usda tar = تر ،با توجه به اين خصيصه (و.ف.ميلر) تاتي يهودي را چنين معني مي كند : «يك لهجة ايراني كه با فراگويي سامي صحبت مي شود ،و قسمتي از آوا شناسي و واژه شناسي آن به طريق تركي شكل گرفته است »پروفسور مينو رسكي دربارة ميلرچنين اظهار مي كند : « در مورد فراگويي ، مي توان اين حقيقت را عنوان كرد كه اين يهوديان در گذشته به زبان عربي صحبت مي كردند ، يا ساده تر اينكه با مجاورت مردم داغستان كه نه تنها صداهاي ain ، ta را دارند بلكه هميشه دانش عربي در آن كشور ترويج شده و تا همين اواخر مراسلات در داغستان به زبان عربي انجام مي شد . در مورد بقية ، تاتهاي مسلمان خود صداهاي ain ، ha را دارند . در بارة نفوذ تركي درتاتي درهيچ شرايطي نبايد اغراق شود . پديدة واژه شناسي و حتي همگوني گفتاري در بخشي از حروف مشابه كه ميلر كشف كرده اصالتاً برابرهاي فارسي دارند و تأثير ايرانيان بر اين يهوديان منحصر به زبان نمي شود ؛ بلكه فرهنگ يهودي نيز متأثر از آن است . » تاتي هاي ارمني نيز
با ساده كردن حروف صدا دار امروزه تاتهاي قفقاز در ميان تركها و مردم داغستان كاملاً محاصره شدند بنابراين كاملاً طبيعي است كه خلق و خوي و عادات آنان از بدنة ايراني جدا شده و تغييراتي در آن به وجود آمده باشد . گويشوران تاتي داخل ايران بيشترين تعداد گويشوران تات درشمال غربي ايران ، در آذربايجان و در غرب و جنوب غربي قزوين زندگي مي كنند . استقرار اين گويشوران از شمال به جنوب به قرار زير است: قرية گرينكان از دهات ديزمار خاوري در بخش وَزرَقان شهرستان اهر ؛ قرية كلاسور و خوينه رود از دهات بخش كَليبر شهرستان اهر ؛ قرية گلين قَيَه از دهات دهستان هَرزَند ، در بخش زنور شهرستان مرند ؛ قرية عنبران در بخش نَمين شهرستان اردبيل ؛عمدة دهات بخش شاهرود خلخال ، اسكسِتان ، اَسبو ، دِرو ، كُلور ، شال ، ديز ، كَرين ، لِرد ، كِهِل ، طَهارُم ، گِلوزان ، گيلوان ، گندم آبا د و همچنين كَرنِق در دهستان خورش رستم و كَجَل در بخش كاغذ كُنان همان شهرستان ؛ تاتهاي مقيم درطارم عليا عمدتاً در دهات نوكيان و سياوه رود و كَلاسَر و هزار رود و جمال آباد و با كلور و چَرزه و جيش آباد ساكنند ؛ تاتهاي اطراف رامند در جنوب و جنوب غربي قزوين از جمله تاكستان ، چال ، اسفرورين ، خيارج ، خوزنين ، دانسفهان ، ابراهيم آباد و سگزآباد كه گويش آنان به تاتي خلخال نزديك است مسكن دارند ، در اينجا اين توضيح لازم به نظر مي رسد كه آنچه در مقالات دانشمندان خارجي « سيادهن » يعني اهل «سيادن»مي نامند تاتهاي طالش از الله بخش محله و شاندِرمين در جنوب تا طالش شوروي در شمال كه اصولاً گويش آنان به زبانهاي تاتي آذر بايجان باز بسته اند . ازاينها گذشته مي توان گويشوران ماسوله در بخش فومنات گيلان و زبان اهالي رودبار گيلان رحمت آباد و رستم آباد و جزآنها و رود بار الموت ، دِكين و موشقين و گرما رود و بلوكان و الموت معلم كلايه و اِستَلَبر و گازرخان و آوانك و غيره و گويشوران خوئين و سفيد كَمر در دهستان ايجرود زنجان و برخي دهات دهستان كوهپاية قزوين ، رزهجرد و نوده و اسبه مرد و حصار و غيره ، و گويشوران و فَس از دهات ميان همدان و اراك را كه زبان آنها جهات مشترك بارزي با زبانهاي تاتي آذر بايجان دارند را نيز در نظر آورد . علاوه بر گويشوران تاتي مناطق فوق ، در دهات بسياري از مناطق همجوار گرچه مردم به زبان تركي صحبت مي كنند ولي بسياري از لغات و اصلاحات آنان به زبان تاتي است . براي مثال در دهات خونان و ماشگين و چيسگين ، از بلوك زهرا بسياري از ادوات زراعت و كشاورزي و اصلاحات آنان هنوز به زبان تاتي است . منابع و ماخذ آل احمد جلال ، تات نشين هاي بلوك زهرا ، كتابخانة دانش ، تهران 1337 . طاهري عباس ، گويش تاتي تاكستان ، مجلة زبان شناسي ، سال نهم شمارة دوم پائيز و زمستان 1371 . كارنگ عبدالعلي، تاتي و هرزني دو لهجه از زبان باستان آذر بايجان ، ناشر اسمعيل واعظ پور تير ماه 1333 . كريستن سن آرتو ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمة رشيد ياسمين ، تهران انتشارات ابن سينا 1332 . مستوفي حمد الله ، نزهت القلوب ، به اهتمام و تصحيح گاي لسترنج ، دنياي كتاب 1362 . ناتل خانلري پرويز ، زبان ايران ، مجلة سخن سال هفتم شمارة دوازدهم ، نوروز 1336 . يار شاطر احسان ، زبانها و لهجه هاي ايراني ، ضميمة مجلة دانشكدة ادبيات شمارة 1 و2 سال پنجم ، تهران دي ماه 1336 . يار شاطر احسان ، آذري ، دانشنامة ايران و اسلام ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 2536 V.MinorSKY.TAT,first Encyciopadia Of Islam, Volume VIII,1913-1936 دكتر زهرا پيرايه مشفق
|
|
تاریخچه روستای خوئین
مشهور است که اولین
سکنه خوئین در بالا محله
اقامت داشتند و به تدریج و همچنین با
مهاجرت مردمان
اطراف به خوئین ، سکونت در
بخش های پائین هم برقرار گردید
این دره نسبتا
سرسبز (خوئین )، روزگاری
غیر قابل سکونت بوده ، چرا که جولانگاه
حیوانات وحشی و محل زندگی پلنگها بوده
است
امروزه با نام
"پلنگ دره" اهالی به خوبی آشنا هستند
ولی حضور انسان ،
این حیوانات را گریزان کرد و سرانجام به جز نام آنان دیگر اثری از
آن
حیوانات ، در
این سرزمین به چشم نمیخورد
اولین بنای روستای
خوئین ، مسجدی با نام "
مسجد ارگ دره " است که در دره " ارگی
دره" بنا و بارها
مورد نوسازی واقع شده است
پس از آن ، اهالی
خوئین ، ساختمانهای خود را
در اطراف مسجد بنا نهادند و به تدریج
بر تعداد خانهها
افزوده میشد
اگرچه گورستانهای
اطراف روستای خوئین حکایت
از قدمت چند صد ساله و به نقلی
هزاران ساله
خوئین دارد اما به نقل از
تاریخ ، عدهای از اهالی کنونی و همشهریان
خوئین اصالت عربی و از سرزمین یمن
دارند
چراکه پس از اسلام
، حاکمان وقت "یمن" ، عده زیادی از شیعیان ناب
علیابنابیطالب
(علیه السلام) که
مزاحم خلافت آنان بودند را به سیستان ایران تبعید میکند
این مبارزان حتی در
تبعید هم به ترویج تشیع میپرداختند
و همین امر باعث
شدهبود تا دستور قتلعام این تبعیدیان مومن توسط حاکم یمن
صادر
گردد
عدهای برای سرکوب
و کشتار شیعیان به سیستان آمدند و قبل از رسیدن آنان ،
شیعیان
متفرق شدند و
عده زیادی از آنان کماکان در همان دیار سیستان باقی میمانند
و
عدهای هم به
سرزمین زنجان و دیار خوئین
می آیند
آنچه که به
یقین نزدیک است حکایت از اختلاط اقوام گوناگون در این دیار خوئین
دارد
تا سالهائی نه
چندان دور زبان فارسی در زنجان کاربرد داشته و با گذشت زمان و
نفوذ
اقوام ترک ،
زبان آذری به فارسی آمیخته میشود
و اکنون زنجان
بعنوان یک استان آذری زبان شناخته میشود
اما خوئین یک زبان محلی فارسی دارد که اگرچه
کاملا مهجور و غریب مانده ولی عده
قلیلی هنوز
با آن آشنا هستند
روستای
خوئین از جمله معدود
مکانهائی است که نامش در سرزمین آذربایجان به خاطر
داشتن زبان
محلی غیر آذری شهرت دارد
آذریها به اقوام
غیر آذری و ساکن در سرزمین آذربایجان " تات "
میگویند
زبان تاتی زبانهای
غیر آذری و مرسوم در بین اقوام آذری است
و قوم خوئین و زبان خوئین دیلی از جمله همین قوم و زبان "
تات " است
روی این حساب به
راحتی میتوان نتیجه گرفت که بخش عمده اهالی قدیمی خوئین ،
غیر آذری
بودهاند
مجاورت با استان
"کردستان" و "همدان" و "آذربایجان" ، "زنجان" و علیالخصوص
روستای
خوئین را مردمی دارای پیشینه مشترک با سایر اقوام
کردهاست
در یک جمع بندی
میتوان گفت علاوه بر مردمان اصیل خوئینی ، عده زیادی از اقوام کُرد
و آذری و اعراب یمن
و... نیز جزو مهاجران و ساکنان این روستا بودهاند
امروزه اکثر اهالی
به آذری بودن خود اذعان دارند و این نشانه هضم و محو آن
گذشته
دودمان و آبائی و
اجدادی آنان دارد
و بعید به نظر
میآید کسی حتی به اقوام گذشته خود که در خوئین ساکن
بودهاند
آگاهی و آشنائی
کاملی داشته باشد
به نظر میرسد یک
تحقیق جامع از سوی سازمان میراث فرهنگی در این باره بسیار
لازم و ضروری
باشد
چرا که روستائی با
این قدمت و سابقه ، با این آثار باستانی کهن ، و با این فرهنگ
ناب
و اصیل ، سزاوار
ناشناخته ماندن نیست
سرانجام
در چم و خم روزگار چه ناآبادیهائی ، آباد و چه آبادانیهائی که
ویران گردیده است.
روزگاری همین عمارت
عظیم تخت جمشید ، مکان حکمرانی حاکمان قدرتمند ایران بوده
و اکنون به جز
سنگپارههائی بیش باقی نماندهاست
و زمانی نهچندان
دور ، به جای این برجها و ساختمانهای شهرتهران ،چیزی جز باغ و
دار
و درخت
نبود
خوئین، همروستائیاست کهدر این پیچ و تاب دوران ، بارها آباد و بارها
ناآباد شدهاست
اگر امروز به
خوئین سفر کنید ، هرگز
باورتان نخواهد شد که این روستای کوچک ، در
زمانی نه چندان دور
، صدها و بلکه هزاران سکنه داشته است
روستائی که شاید از
اواسط فصل بهار تا اوایل پائیز ، شلوغ و پر رفت و آمد میشود و
در
سایر زمانها به جز
اهالی زحمتکش و صبور آن ، کمتر از خوئینیهای دیگر به چشم
میخورد
از چندین هزار نفری
( هزار خانوار ) که روزگاری ساکن در خوئین بودند ، فقط 100 نفر
( قریب به 20
خانوار به صورت دائمی در آن زندگی میکنند
ظرف چند ده سال
اخیر عده قابل توجهی از اهالی به اقصی نقاط ایران مهاجرت
کردهاند
علاوه بر روستاها و
شهرستانهای اطراف خوئین که
همیشه میزبان خوئینیهای
متعددی
بودهاست ،
عده کثیری به "زنجان" و "قزوین" مهاجرت کردند
شاید بتوان گفت که
دو شهر مهمی که پذیرای مهاجرت اهالی خوئین بودهاست "تهران"
و شهر مقدس "قم" است
حتی عدهای از
همشهریان خوئینی به "شوروی"
سابق و کشور ترکیه مهاجرت داشتهاند
و
در شلوغی
غریبانه آنجا محو و گمنام گردیدند
با توجه به
پراکندگی وسیع این مهاجرتها بعید به نظر میرسد که بتوان عده مردمان
با
اصالت
خوئینی را تخمین
زد
مردم خوئین خصوصیات ویژهای
دارند
دو خصلت شاخص آنها
: یکی زود جوش بودن و یکی حفظ اصالت و گذشته ، باعث شده
که به سرعت
در مکان زندگی جدید وفق پیداکرده
و شرائط تازه را به
راحتی بپذیرند همین امر باعث شدهاست تا پلههای صعود و ترقی
را
خیلی خوب
بپیمایند
اصالت و حفظ فرهنگ
قدیم توسط مردمان خوئین ، مهمتریت علت نامدار ماندن این دیار
کهن
بودهاست
|
درباره روستای خوئین |
||||||||
| خوئین هم مانند بسیاری از روستاها و قصبات ایران عزیزمان به سه قسمت عمده تقسیم میشود بالا محله ( یوخاری محله - ده بالا - محله علیا ) میانه محله پائین محله ( اشاقی محله - ده پائین - محله سفلی ) مشهور است که اولین سکنه خوئین در بالا محله اقامت داشتند و به تدریج و همچنین با مهاجرت مردمان اطراف به خوئین ، سکونت در بخش های پائین هم برقرار گردید اولین بنای روستای خوئین ، مسجدی با نام " مسجد ارگ دره " است که در دره " ارگی دره" بنا و بارها مورد نوسازی واقع شده است اما خوئین یک زبان محلی فارسی دارد که اگرچه کاملا مهجور و غریب مانده ولی عده قلیلی هنوز با آن آشنا هستند روستای خوئین از جمله معدود مکانهائی است که نامش در سرزمین آذربایجان به خاطر داشتن زبان محلی غیر آذری شهرت دارد آذریها به اقوام غیر آذری و ساکن در سرزمین آذربایجان " تات " میگویند زبان تاتی زبانهای غیر آذری و مرسوم در بین اقوام آذری است و قوم خوئین و زبان خوئین دیلی از جمله همین قوم و زبان " تات " است علاقمندی وافر اهالی خوئین از دیر باز ، عامل مهمی در بروز و ظهور دانشمندان برجسته دینی در این دیار است. نام علما و مراجع صاحب نامی چونان ستارهای بر پیشانی خوئین می درخشد ملا آقا خوئینی آقا شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی علامه سید محمد علوی حاج سید علی علوی خوئینی حاج سید اسماعیل علوی خوئینی آقا سید علی علوی خوئینی آقا میرهادی آقا شیخ محمد مولوی حاج سید محمد باقر موسوی خوئینی حاج سید ابراهیم موسوی خوئینی و دهها مرجع ، فقیه و عالم برجسته دینی دیگر که درجای خود از آنها صحبت خواهد شد علاوه بر وجود این ستاره های دینی که افق روشنی را برای خوئین رقم زده است ؛ در میان اهالی و همشهریان خوئینی نیز علاقمندی به معنویات دینی و شعائر اسلامی به وضوح به چشم میخورد وجود هشت مسجد و تکایای مختلف در محیط روستا و تأسيس دو حسينيه خوئینیها در تهران و قم نمونه بارزی از فعالیتهای مذهبی مردمان این دیار است اگرچه در قدیم و به دلیل جمعیت زیاد ساکن در روستا و محوریت خوئین در تجارت منطقه بازار و مغازههای متعددی در خوئین وجود داشته اما امروزه تنها یک فروشگاه در بازار که در محله "شب یری" روبروی مسجد میرباقر است باقیمانده و علاوه بر آن ، نانوائی و یک حمام و ساختمان مخابرات و تلفن راه دور و بالاخره یک درمانگاه پاره وقت نیز موجود است اهالی خوئین علاوه بر کشاورزی و باغداری که مشغله اصلی آنان است به دامداری نیز پرداختهاند باغات و اراضی اهالی از چشمه بار در بالای کوه مجاور تا خود روستا و بعد در امتداد خوئین رود ، باعث پدید آمدن یک منظره سرسبز و آباد بخصوص در فصول سبز سال شده است البته اراضی متعدد دیگری هم در نقاط مختلف هست که مورد تملک اهالی و دارای کاربری زراعی است که از آنجمله میتوان به دشت اطراف کمبز اشاره داشت محصولات کشاورزی خوئین دارای تنوع زیادی است انگور مهمترین محصول خوئین است و بعد از آن میتوان به گردو ، بادام ، زردآلو ، سیب ، آلبالو ، گندم ، آلو ، گوجه سبز اشاره کرد همچنین علاوه بر این ، گیاهان و درختهائی هم به طور خودرو در خوئین دیده میشود زرشک ، خاکشیر ، گل محمدی ، بابونه ، کتیرا ، آویشن ، شنگ ، کنگر ، ریواس و گیاهان داروئی و خوراکی دیگر از آن جمله اند زمستان سرد و کمی طولانی تر که از اواسط پائیز آغاز و تا اواسط فروردین ادامه دارد چهره سردسیری به خوئین داده است اگرچه زمستانهای سرد و پر بارش ، فصل سرما را کم رونق و خاموش می کند اما طراوت وصف ناپذیر بهار و تابستان ، آمد و شد را زیاد و چراغ روستا را روشن می نماید بسیاری از اهالی ، جزء سکنه فصلی خوئین محسوب میشوند چراکه فصول سرد خود را در موطن اصلی خود ، میگذرانند و در فصل بهار وتابستان و بخشی از پائیز دائماَ در رفت و آمد هستند هنوز بسیاری از اهالی علیرغم مهاجرت به شهرهای دیگر ، خانه ها و باغات خود را حفظ کرده اند و آنرا آباد نگاه می دارند و روز به روز به تعداد منازل احداث شده در خوئین نیز افزوده می شود این نشانه واضحی بر رجوع تدریجی و اسکان مجدد و البته فصلی مهاجران در زادگاه خود دارد و در سراسر کشور اتفاقی کم نظیر محسوب می شود و می تواند نوید خوشی برای آبادتر شدن خوئین باشد | ||||||||
|
تلفظ واژه خوئین |
||
| خوئین را مانند کلمه حسین یا کلمه خمین تلفظ کنید یعنی : حرف اول : حرف خُ که ضمه دارد ــُـ حرف دوم : واو ساکنه است که خوانده نمی شود ــْـ حرف سوم : همزه است که مکسور میباشد ــِـ حرف چهارم : یاء ساکنه است ــْـ حرف پنجم : نون ساکن میباشد ــْـ در محاوره روزمره ، تلفظهای گوناگونی از خوئین شنیده میشود مثلا گاهی حرف واو خوئین را به صورت ـ او ـ میخوانند و گاهی حرف یاء را میکشند و به صورت ـ ای ـ میگویند و در بعضی موارد هم شنیده میشود که هم حرف واو و هم حرف یاء خوئین را به صورت کشیده ( ـ او ـ ، ـ ای ـ ) تلفظ میکنند | ||
حضرت آیت الله حاج شيخ عبدالكريم خوئينى زنجانى(ره) - آل اسحاق(آيت اخلاص) تولدمرحوم آيت اللّه آقا شيخ عبدالكريم خوئينى زنجانى كه فقيهى بزرگ و پارسائى پرهيزگار و متخلق به اخلاق الهى بود، در حدود سال 1291قمرى در شهر خوئين كه در 8فرسخى زنجان مىباشد، در خانوادهاى روحانى به دنيا آمد و در سنين كودكى پا به مكتب گذاشت و تحصيلات ابتدايى را آنگونه كه در قديم متداول بود در مكتبخانه به پايان رساند.(1) خود آن مرحوم در اين باره مىفرمايد: « درس مكتبخانه را كه تمام كردم، پدرم مرا كنار گذاشت تا به كارهاى زندگى خانوادهام برسم و برادران ديگرم شيخ اسحاق و شيخ ابراهيم و شيخ مصطفى را به درس فرستاد. تا اينكه يك روز كه با مادرم به حمام رفته بوديم، در حمام ديدم كه دو پسر بچه كه پدرشان كشاورز بود دارند بحث علمى مىكنند، خيلى ناراحت شدم و با گريه به مادرم گفتم: بچههاى كشاورزها دارند درس مىخوانند، ولى پدرم نمىگذارد من درس بخوانم. مادرم هم ناراحت شد. اما قول داد كه دور از چشم پدرم به من درس بدهد. مادرم خودش مجتهده بود. مدتى پيش او درس خواندم تا اينكه يك روز پدرم خواست از پسرانش درس تحويل بگيرد. من هم در آنجا حضور يافتم. پدرم بعد از پرسش چند سؤال، سؤالى پرسيد كه برادرانم نتوانستند جواب بدهند. زود با اشاره مادرم به آن سؤال جواب دادم و پدرم متعجبانه قيافه مرا زير نگاهش گرفت و بعد پرسيد: تو درس نخواندهاى از كجا فهميدى؟ با خنده جواب دادم: خوب اگر تو به من درس ندهى مجبورم كه بروم پيش مادرم درس بخوانم. پدرم نيز خنديد و خوشحال شد و بدين ترتيب مرا هم فرستاد كه بروم قزوين و در قزوين درس بخوانم(2).» خاندان آن مرحومپدر آن مرحوم، حجةالاسلام شيخ ملاابراهيم بن اسحق بن عمران از شاگردان شيخ انصارى و مادرش مجتهده مطهره، صبيه آيت اللّه آقا شيخ عبدالكريم روغنى قزوينى مىباشد. آن بانوى بزرگوار علاوه بر اينكه دختر مجتهد بود، خود نيز تحصيلات عاليه داشت و آن گونه كه نقل شده، در درس خارج پدرش در پس پرده حاضر مىشد و استفاده مىكرد. ايشان در نجف اشرف ازدواج كردند و آنگاه به قزوين مراجعت نموده، بعد از آن هم به خوئين رفته در همانجا رحلت كرده است. خلاصه اينكه زن پارسايى بود و علاقه زيادى به روحانيت داشت، به گونهاى كه حاضر نمىشد، هيچ يك از فرزندانش غير روحانى باشند.(3) تحصيلات مقدماتىآن مرحوم تحصيلات مقدماتى و سطح خودش را در حوزه علميه قزوين در مدرسه علميه مباركهاى به نام معصوميّه گذراند، كه هميشه مشمول عنايات خاصه حضرت ولى عصر( ارواحنا له الفداء) بود. مرحوم آيت اللّه آقا شيخ عبدالكريم خوئينى زنجانى در نقل خاطرهاى به فرزندانش مىفرمايد: « شبى در حجره خوابيده بوديم كه با سر و صداى طلبهاى از خواب پريديم و همگى ريختيم به حياط، ديديم شيخ حسين يكى از طلاب قديمى مدرسه بلند بلند گريه مىكند و به سر و سينه خودش مىزند و مىگويد: مش باقر رفت، مش باقر رفت! طلبهها او را گرفتند و نگذاشتند به سر و صورتش بزند و او را آوردند به حجره خودش. همه فكر كرديم مريض شده است. به وى آب داديم و دلداريش داديم و رفتيم حجرههاى خودمان. چند روز بعد كه حال او خوب شده بود چند نفر رفتيم پيشش و جريان را پرسيديم. گفت: يك شب كه اتفاقى از خواب بيدار شدم و به حياط رفتم ديدم حجره مش باقر خادم فوق العاده نورانى است. مثل اينكه چراغ زنبورى در حجرهاش روشن بود. تعجب كردم و با عجله خودم را به جلوى حجره رساندم. ديدم مش باقر دو زانو مقابل آقايى نشسته و دنبال هم مىگويد: بله آقا، بله آقا! چشم آقا!... نتوانستم تحمل كنم. در حالى كه دست و پايم به شدت مىلرزيد، خودم را از حجره مش باقر دور كردم و به حجره خودم رفتم. بىقرارى شديدى به سراغم آمده بود. هى از پنجره حجره بلند مىشدم و به حجره مش باقر نگاه مىكردم و مىديدم باز هم روشن است. تا اينكه يك بار ديگر كه نگاه كردم ديدم ديگر روشن نيست. زود خودم را به حجره مش باقر رساندم و در حجره را زدم. ديدم جواب نمىدهد. گفتم: - مش باقر در را باز كن، من ديدم چه كسى اينجا آمده بود، خودت را به خواب نزن! مش باقر با شنيدن اين حرف بلند شد و آمد در را باز كرد و گفت: - تو از كجا فهميدى؟ گفتم: - من بيدار بودم! از بيرون داشتم توى حجره را مىپاييدم! مش باقر گفت: - پس تو را به خدا سوگند اين ماجرا به كسى نقل نكن تا من از اينجا بروم. من قول دادم كه تو تا اينجا هستى به كسى نقل نخواهم كرد و او دوباره شروع به شرح ماجرا كرد: - راستش آقا امام زمان گاهگاهى به ما سر مىزند و مىآيد كارهايى به ما مىسپارد و الان ايشان تشريف آورده بودند... بعد از مدتها امشب مش باقر آمد پيش من و گفت: - فلانى، من دارم مىروم، آقا فرمودهاند كه ديگر اينجا نمانم. و رفتند. به اين خاطر بود كه من ناراحت شدم و گريستم.(4)» مرحوم آقا شيخ عبدالكريم هميشه از مش باقر و شيخ حسين به نيكى ياد مىكرد و مىگفت: - مش باقر به طلبهها واقعا به ديده سربازى امام زمان( عج) نگاه مىكرد و به آن اعتقاد شديدى داشتم. به مشكلات طلاب رسيدگى مىكرد و همواره در احترام آن كوشا بود. هجرت به نجفآن مرحوم پس از اتمام تحصيلات مقدماتى و سطح جهت ادامه تحصيل و كسب فيض از حضور علماى بزرگ آن زمان عازم نجف مىشود و سالها در كنار حرم مولا اميرالمؤمنين به تحصيل علم و تهذيب نفس مىپردازد و بعد از اتمام و اكمال تحصيلات دينى خود به زادگاه خويش مراجعت مىكند.
اساتيد آن مرحوم در نجف-1حضرت آيت اللّه آقا سيد محمدكاظم يزدى، صاحب عروه -2حضرت آيت اللّه شيخ الشريعه اصفهانى -3حضرت آيت اللّه شيخ محمدكاظم خراسانى، صاحب كفايه -4حضرت آيت اللّه ميرزا محمدتقى شيرازى(5)
عدهاى از همدرسان آن مرحوم در نجف -1حضرت آيت اللّه سيد محمد حجت كوه كمرهاى -2حضرت آيت اللّه آقا سيد محمد حسين بروجردى -3حضرت آيت اللّه آقا بزرگ طهرانى ازدواج آن مرحوم در نجفآقا شيخ على آل اسحق درباره چگونگى ازدواج عبدالكريم مىگويد: برادر بزرگ آقا شيخ عبدالكريم، شيخ اسحاق كه فوت مىكند، ايشان با زن آقا شيخ اسحاق ازدواج مىكنند و از او دخترى به دنيا مىآيد كه در آنجا ازدواج مىكند و صاحب فرزندانى مىشود كه الان بعضى از آنها در نجف از آيات عظام هستند و بعضى از فرزندانشان در زنجان هستند كه به انوارى معروف هستند. آقا شيخ حسن انوار از شاگردان آيت اللّه خوئى است كه الان هم از علماى به نام حوزه نجف هستند.(6) مراجعت به زنجانمرحوم آيت اللّه آقا شيخ عبدالكريم خوئينى در حدود سال 1326قمرى به زنجان مراجعت مىكند و مشغول ترويج دين و رسيدگى به امور مسلمين و تربيت شاگردان علوم دينى مىشود.(7) از جمله شاگردانى كه آن مرحوم در زنجان تربيت كرد، عبارت بودند از: -1آيت اللّه آقا ميرزا باقر زنجانى كه از مدرسين شهير و نمونه در علم و تقوى بوده است. -2آيت اللّه آقا سيد احمد زنجانى كه از اعاظم و علماى طراز اول قم در زمان آقاى بروجردى بود.(8) و به حق افتخارات بزرگى براى آن مرحوم محسوب مىشدند. گفتنى است كه آقا شيخ عبدالكريم در اين مدت كه همزمان با رخدادهاى سياسى از جمله مشروطيت بود، از طرف مرحوم آخوند خراسانى مأموريت داشت كه مسائل را زير نظر داشته باشند و به مرحوم آخوند گزارش نمايد. از اين رو روزنامه باختر را هر روز مىخريدند و به دقت مطالعه مىكردند.(9) فعاليتهاى اجتماعى آن مرحوم در زنجانآقا شيخ على اسحاق مىگويد: آن مرحوم علاوه بر تدريس در حوزه علميه زنجان در مشكل گشايى كار مردم كوشا و به نيكى و خيرانديشى مشهور بودند. مردم در تمام كارها با او مشورت مىكردند و او را دخالت مىدادند. اگر ازدواجى در كار بود، از زنجان و حتى اطراف زنجان به خدمتش مىرسيدند و او را براى خواندن عقد نكاح مىبردند.اگر شخصى فوت مىكرد او را جهت دفن و كفن دعوت مىكردند خلاصه هميشه در كنار مردم و با مردم بود. اسبى داشت كه در ماه محرم بر آن سوار مىشد و جهت تبليغ در دهههاى آخر محرم به شهرها و روستاهاى اطراف از جمله بيجار و نقده مىرفت. امّا دهه اول را در زنجان مشغول مىشد. به هر حال آدم مردم دارى بودند و در حل مشكلات مردم هميشه پيشقدم.(10) هجرت به قمآية اللّه آقا شيخ عبدالكريم خوئينى بعد از سالهاى متمادى خدمات ارزنده مذهبى و اجتماعى و علمى در شهرستان زنجان، جهت اقامت دائمى به قم مقدسه هجرت كرد. تاريخ 1326شمسى بود كه آن عالم ربانى همراه عائلهاش به شهر علم و اجتهاد قدم نهادند و در كوچه آبشار معروف مسكن گزيدند. آن مرحوم بلافاصله بعد از رسيدن به قم درس خارج خود را در منزل شروع كرد و روز به روز به تعداد شاگردانش افزوده شد. از جمله شاگردان آن مرحوم كه در جلسه درس خارج ( كفايه) حاضر مىشدند عبارت بودند از: -1آيت اللّه جوادى آملى -2آيت اللّه ملكوتى -3آيت اللّه سيد قوام زنجانى -4آيت اللّه امينى نجف آبادى -5آقا موسى زنجانى (11) ويژگيهاى اخلاقى-1اخلاص از جمله خصايص آن عالم عامل اخلاص بود. آقا هاشم آل اسحق مىگويد: يادم مىآيد در زمستان يكى از سالها طلبه سعد آبادى بر اثر استنشاق دود زغال در فيضيه فوت كرده بود. تشييع جنازه آن طلبه در حرم بود. مرحوم آيت اللّه آقا سيد احمد زنجانى كه علاقه خاصى به پدرم داشتند و هميشه احترام زيادى به او قايل بودند او را به اصرار به جلو كشيدند تا نماز ميّت بخواند. من كه در صفهاى عقب بودم سر و صدا افتاد كه ايشان كيست. بعد افرادى كه او را مىشناختند گفتند كه فلانى است و از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى. اين جريان تمام شد و ما كه در محله ابرقو كوچه زينال فعلى مىنشستيم سه چهار برادر به همراه پدرمان جهت فاتحه به قبرستان نو آمديم به پل آهنچى رسيده بوديم كه پدرمان برگشتند. آقا شيخ محمد گفتند: آقا چيزى نمانده الان مىرسيم. گفت: « نه ديگر، هر چه قدر كردم نتوانستم نيتم را خالص كنم. الان مىرويم آنجا باز آقا سيد احمد به ما احترام مىكنند و آقا بفرماييد مىگويند و مسئله قاتى مىشود.» برگشتند و ما هر چه كرديم گوش نداد. از همانجا همگى برگشتيم و با پاى پياده كه ايشان جوراب هم نداشت راه خانه را در پيش گرفتيم. -2دعا براى روحانى ماندن: يك وقتى مرا خواستند و فرمودند: تو كه الحمد اللّه طلبه شدهاى دعايى رايت ياد مىدهم كه انشاء اللّه هميشه بعد از نمازها بخوانى و روحانى بمانى و به درد دين بخورى. آن دعا اين بود: « سبحان من لا يعتدى على اهل مملكته، سبحان من لا يأخذ اهل الارض بالوان العذاب، سبحان الرئوف الرحيم، اللهم اجعل لى فى قلبى نورا و بصرا و فهما و علما انّك على كل شىء قدير.» مىگفت كه اين دعا را مرحوم پدرم به من ياد داده است. -3اهتمام به نماز شب: ايشان تا آنجايى كه ياد ما مىآيد نماز شب را اقامه مىنمودند. يك وقت خاص و منظم به نماز شب گذاشته بود. درست يك ساعت به اذان صبح مانده به نماز مىايستادند و نوافل شب را به نماز صبح پيوند مىدادند. -4پرهيز از شهرت: در نزديكيهاى ما يزدىها مسجدى ساخته بودند، به كرّات از آن مرحوم درخواست كردند كه برود در آنجا امام جماعت بشود قبول نكرد و مىفرمود: الحمداللّه در قم عالم زياد است. لذا نماز جماعت كوچكى در خانه خود بر پا مىداشتند و خانوداه خود كه آن روزها به بيست و چند نفرى مىرسيدند و عدهاى از همسايهها و رهگذران به ايشان اقتدا مىكردند. -5تقيّد به زيارت كريمه اهل بيت: ايشان علاقه زيادى به حضرت معصومه داشتند و برنامه خاصى براى زيارت گذاشته بودند كه جزو برنامه زندگانى شان شده بود. حداقل در هفته چند بار به زيارت مشرف مىشدند و از نزديك به آن آستان ابراز ارادت مىكردند. -6احترام به علماى دين و پرهيز از حسادت: مرحوم آقا ميرزا باقر زنجانى نقل مىكردند كه من صبح روز عيدى به ديدن ايشان رفتم كه ديدم كركى به تن كردهاند و آماده هستند كه بيرون بيايند. تبريك گفتم و بعد پرسيدم. آقا كجا تشريف مىبريد؟ فرمودند: اين آقا شيخ حسين، روحانى رسمى شهر است، احترام او واجب و به نفع دين است، تا مردم نيامدهاند برويم آنجا كه مردم هم به آنجا بيايند. رفتيم خانه آقا شيخ حسين ديديم كه او هم خودش را آماده ساخته است تا به منزل آقا شيخ عبدالكريم بيايد. تا همديگر را ديدند شيخ حسين گله كرد و با شوخى گفت: خيلى زرنگى، من فكر مىكردم الان تو خواب هستى! -7شخصيت دادن به بچهها: ما هر كداممان كه به سن تكليف مىرسيديم صدايمان مىكرد و مىگفت: از امروز ديگر الحمدللّه شما به سن تميز و تكليف رسيدهايد. ديگر خودتان بايد مواظب خودتان باشيد. بعد با چشمان اشك آلود رو به آسمان مىكردند و دعاى عاقبت بخيرى برايما مىخواندند. -8عشق به امام حسين (ع) ايشان خصوصيت بارزى كه داشتند عشق و علاقه زياد به امام حسين (ع)بود، هميشه در آخر منبرهايش با صداى خوبى كه داشت روضه مىخواند و به زيارت عاشورا اهميت زيادى قايل بود. البته در روزهاى ماه رمضان روضه نمىخواند و علتش آن بود كه مىگفت: مىترسم دروغى چيزى در روضه باشد و موجب بطلان روزه بگردد.(12)
ازدواج مجددوقتى همسر اوّل آن مرحوم از دنيا مىرود، همزمان بود با هجرت و مراجعت از نجف به خوئين. قديم رسم بود كه به استقبال مسافر مىرفتند و اهالى همه جمع مىشدند و شعر مىخواندند و صلوات مىفرستادند. مادر ما كه زن علويهاى بوده است در مراسم استقبال بين زنان تعريفهايى از پدر ما مىكند و آنجا كه زن سادهاى بوده سر و صدا راه مىاندازد كه اين دختر مىخواهد زن آقا شيخ بشود. همه قضيه را مىفهمند و بالاخره كار به جايى مىرسد كه ناخواسته مراسم خواستگارى و عقد و اينها انجام شده و آن زن علويه مادر ما مىشود. البته بنا به رسم خوبى و علاقه زيادى كه زنان ديار ما به عالمان دينى داشتند، به دنبال تلاشهاى فداكارانه مادرمان، پدر صاحب زنان ديگرى هم بود. وقتى به قم آمديم پدرم در خانه چهار همسر داشت كه هر كدام براى خودشان فرزندانى داشتند و حياط آن روز ما شبيه يك مجتمع مسكونى بود تا يك خانه و درآمدشان وابسته به چند گاو بود كه در همان حياط واقع در كوچه آبشار نگهدارى مىكرديم و با فروختن شير آنها امرار معاش مىكرديم. (13)
خصوصيات خوب مادر علويهايشان بانوى عالمهاى بودند و بعضى از كتب دينى را به خوبى پيش اساتيد فن خوانده بودن. مخصوصا كتاب منتهى الآمال را چند بار خوانده بودند و هدفشان اين بود كه زندگى خود را با زندگى معصومين (ع) وفق دهند. از جمله ويژگيهاى بارزى كه داشتند اين بود كه: -1بسيار بسيار شهادت طلب و شهيد دوست بودند. هميشه در نمازها براى خود و براى فرزندان خود از خدا طلب شهادت مىكردند. ما موقعى كه در نجف بوديم در جواب نامه هايمان هميشه مىنوشت كه « كى مىشود سر يكى از شماها را به من هديه بفرستند؟!» مىگفت: آرزو دارم مثل مادر وهب سر يكى از شما را در راه اسلام به طرف دشمن پرت كنم و در پيشگاه خدا روسفيد بشوم. متاسفانه نه عمر او اين اجازه را داد و نه توفيق شهادتى به سراغ ما آمد، لكن دعاى او در مورد نواده هايش مستجاب شد و چهار تا از نوههاى مخلص و خوبشان در دفاع مقدس به شهادت رسيدند. -2تسليم در برابر خدا. براى او فقط رضاى خدا مهم بود. مىگفت هر چه خدا مىگويد من هم همان را انجام مىدهم و تحمل زندگى با هووهاى خود نمونه بارز اين تسليم و رضاى او بود. -3كمك به فقرا و مستمندان: پخش و فروش شير در خانه به عهده او بود. پدرم با اينكه انتظار زيادى از درآمد شيرها داشت، ولى مادرم خيلى از وقتها از فقيران و افراد كم درآمد محلّ پول نمىگرفتند و به خاطر خوبيهاى آن دو بود كه خدا بركت و روزى اش را به آن خانواده روز به روز افزونتر مىكرد.(14) فرزندان آقا شيخ عبدالكريمايشان 9پسر داشتند و 6دختر. امّا پسرهاى آن مرحوم عبارت بودند از: -1شيخ احمد آل اسحاق: روحانى بودند كه امسال فوت كردند( ) 1376و كتابدار كتابخانه مسجد اعظم بودند. -2آيت اللّه محمد آل اسحق از روحانيون مبارز و انقلابى و ساكن محله زاويه قم هستند. -3آقا شيخ عبدالرحيم آل اسحق روحانى بودند و مدتها قبل فوت كردند. -4آقا شيخ هادى آل اسحق ( روحانى هستند و ساكن محله نيروگاه قم) . -5شيخ اسماعيل آل اسحق ساكن صفا شهر قم. -6آقا شيخ على خوئينى آل اسحق از روحانيون مبارز و انقلابى و رزمنده و شهيد داده و ساكن خيابان آذر. -7مهدى آل اسحق بازارى بود و فوت كرده است. -8محمود آل اسحاق( شخصى زاهد و درويش مانند ساكن قم و تنها زندگى مىكند) . -9شيخ على اصغر آل اسحق روحانى و نماينده ولى فقيه در دانشگاه امام حسين .(ع)ب اجازات آن مرحومآيت اللّه آقا شيخ عبدالكريم خوئينى صاحب اجازاتى از مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى و مرحوم آخوند خراسانى و شيخ الشريعه اصفهانى بودهاند.(15) تاليفات آن مرحوم-1شرح كفايه كه معروف به خودآموز كفايه و در 2مجلّد بود كه به فارسى نوشته شده بود و قابل استفاده همه طلاب، به طورى كه تا به حال 30بار به زير چاپ رفته است. -2حاشيه عروة الوثقى كه با رحلت آن مرحوم ناقص ماند. -3فوائد كه داراى مطالب متفرقه است و چاپ نشده است. -4رساله علميه. (16) رحلتسرانجام آن عالم بارع و فقيه وارع (17) در 28صفر سال 1317هجرى قمرى در سال روز وفات پيغمبر گرامى و امام صادق (ع)در شهر مقدس قم به رحمت ايزدى پيوست و در قبرستان نو مدفون گرديد.(18) پى نوشتها:1- علماء نامدار زنجان، مشخصات بيشتر. 2- به نقل از آقا شيخ على آل اسحاق. 3- علماء نامدار زنجان. 4- به نقل از آقا شيخ على آل اسحاق. 5- نقباء البشر، آقاشيخ بزرگ طهرانى،ص .1156-1155 6- به نقل از آقا شيخ على آل اسحاق . 7- نقباء البشر آقا شيخ بزرگ طهرانى، ص .1156-1155 8- خود مرحوم آقا سيد احمد زنجانى در صفحات اول «سرگذشت يكساله» ذكر خيرى از ايشان به عمل مىآورد و مىفرمايد: در قم امارتى خريدهاند كه بسان حوزه علميه است. هر يك از اتاقها را در اختيار 9پسرش گذاشته تا تحصيل علم كنند (نقل به مضمون). 9-10-11-12-13-14-به نقل از آقا شيخ على آل اسحق. 15- علماء نامدار زنجان . 16- 17- 18- نقباء البشر، آقا شيخ بزرگ طهران، ص .1156-1155
|
آقا شیخ علی آل اسحاق
فرزند حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم
طلوعوى در 25 تير سال 1318ش. در خوئين، از توابع زنجان، خانواده مذهبىاش را با ميلاد خود پر از شور و شادى كرد. پدرش نام على را براى وى برگزيد. پدر و مادرپدر وى حاج شيخ عبدالكريم خوئينى، از عالمان بزرگ عصر خود به شمار می رود. وى از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى بود. روحيه مبارزاتى شديدى داشت و با عمّال و وابستگان حكومت طاغوتى رضاخان، كه با منافع مردم در تضاد بود، به شدت مقابله مىكرد؛ به عنوان نمونه در مقابل دو خان، كه مىخواستند زمينهاى كشاورزى مردم را به تصرف خود درآورند، ايستادگى كرد و توانست آنان را از تصرف در اموال مردم باز دارد. وى در سال 1326 ش. از زنجان به قم مهاجرت كرد تا در آن شهر به تدريس علوم اسلامى و ساير فعاليتها بپردازد؛ وى در آن سال، هشت بهار از عمرش گذشته بود. مادر على كه از سلاله پاك پيامبر بود، زنى صبور در مقابل مشكلات و دوستدار علم و فضيلت بود. دوران كودكىبرادر وى مىگويد: در نزديكىهاى خانه ما تعدادى بوقلمون آورده بودند. من و بچههاى ديگر، از جمله على، به تماشاى آنها رفتيم و نزديك غروب براى انجام فريضه مغرب به خانه برگشتيم. رسم خانه ما اين بود كه نمازها را در خانه به جماعت و با امامت پدر برگزار مىكرديم و تمامى افراد خانواده، چه مردان و چه زنان، در نماز جماعت شركت مىكردند. هنگامى كه پدر مىخواست اقامه نماز كند، على شروع به گريه كرد. وقتى پدر علت گريهاش را پرسيد، گفت: «من هم بوقلمون مىخواهم.» و به گريه خود ادامه مىدهد. پدر بدون عصبانيت و با آرامش كامل رو به فرزند مىكند و مىگويد: نماز مغرب را با خلوص نيت بخوان و هر حاجتى كه دارى از خدا بخواه؛ خداوند است كه حاجات را برآورده مىكند. على همين كار را انجام مىدهد. پس از تمام شدن نماز، در خانه به صدا در مىآيد. هنگامى كه من در را باز كردم، يكى از همشهريان را كه يك بوقلمون در دست داشت، ديدم. او به خانه وارد شد و على به خواسته خود رسيد. از اين خاطره به خوبى مىتوان فهميد كه محيط رشد على چگونه بوده است؛ او در خانوادهاى پرورش مىيابد كه اهل خانه مقيد به نماز اول وقت بودند و تحت تربيت پدرى بودند كه نام و ياد خدا را گرهگشاى مشكلات و برآوردن حاجات مىدانست و روشن است كه تنها از چنين خانوادههايى، مردانى شايسته و الگو چون آقاشيخ على آل اسحاق، برخواهند خاست. تحصيلعلى از همان هشت سالگى كه با پدر به قم آمد، شروع به تحصيل نمود و مقدمات را در محضر آيةاللّه سيد حسين بُدَلّا(رئيس ائمه جماعات) و استادان ديگر به پايان برد. وى در شانزده سالگى در سال 1334 ش. در حالى كه دو سال از فوت پدر مهربانش مىگذشت، تصميم گرفت به عراق برود و در آنجا به تحصيل ادامه دهد؛ اما تيرگى روابط دو كشور ايران و عراق، باعث شد كه اين سفر انجام نشود. به همين سبب به حضرت معصومه (س) پناه برد و با توسل به آن حضرت، توانست مجوز اقامت در عراق را دريافت كند و به عتبات عاليات سفر نمايد. او به نجفاشرف مىرود و در مدرسه آيةاللّه بروجردى اقامت مىگزيند. استادانآقا شيخ على آل اسحاق در نجفاشرف در محضر شيخ صدراى بادكوبهاى «مكاسب» را فرا گرفت و كتاب «رسائل» را، به همراه 3 نفر ديگر به طور خصوصى در محضر آيةاللّه آقا جواد تبريزى، آموخت. وى جلد اول «كفايه» را نزد آيةاللّه حسين راستى كاشانى، آيةاللّه حسين وحيد خراسانى، آيةاللّه حاج شيخ على فلسفى(كه اكنون در مشهد ساكن است) و جلد دوم آن را با پيشنهاد آيةاللّه محمدباقر حكيم نزد آيةاللّه شهيد محمدباقر صدر به اتمام رساند. وى كه به مقام علمى شهيد صدر پى برده بود، در جلسات درس ديگر او، كه كتابهاى «فلسفتنا»، «اقتصادنا» و برخى مباحث ديگر را تعليم مىداد، شركت مىكند و همان دروس را در مسجد هندىِ نجف براى عموم محصّلين تدريس مىنمايد. شيخ على، «شرح تجريد» رادر محضر آيةاللّه شهيد سيّداسداللّه مدنى و «فلسفه» را در محضر آيةاللّه شيخ عباس قوچانى و همچنين علم طب را از مرحوم سيدحسين حكيم فرا گرفت. به علاوه، دو سال در درس خارج فقه آيةاللّه سيدابوالقاسم خوئى و سيدمحمود شاهرودى شركت جست و سپس به مدت 12 سال، دو دوره درس خارج فقه آيةاللّه ميرزا محمدباقر زنجانى را گذراند. پس از تشريف فرمايى امام خمينى به نجف، در درس خارج فقه ايشان و نيز در درس «ولايت فقيه» امام شركت كرد و تا سال 1353 ش. كه حكومت بعث عراق امام را دستگير كرد، در محضر ايشان بود. ايشان در محضر استادان به سه تن از آنان علاقه بيشترى داشت كه اين علاقه و ارادت يك طرفه نبود و از جانب اساتيد نيز علاقه خاصى به او ابراز مىشد. اين سه عبارتند از: .1 شهيد آيةاللّه سيداسداللّه مدنى؛ شيخ على هنوز جوان كاملى نشده بود كه از محضر اين عالم بزرگ استفاده مىكرد. آيةاللّه مدنى نيز كه آمادگى شيخعلى را حس كرده بود، به راهنمايى او پرداخت و روابط بسيار نزديكى بين آنان پديد آمد. .2 ميرزا محمدباقر زنجانى؛ علاقه شيخ على و استادش به حدّى بود كه دخترش را به عقد شيخ على درآورد و اين ازدواج ميمون و مبارك باعث گسترش روابط علمى و عاطفى آن دو شد. شيخ على معتقد بود كه درس ايشان عميق و پرمحتوا بود و شاگردان نيز فرصت اشكال و بررسى مطالب را داشتند. .3 امام خمينى (ره) ، به محض آن كه شيخ على چهره مبارك امام را ديد و به اهداف آن مرد بزرگ پى برد، سعى كرد هميشه در كنار ايشان باشد و در شكلگيرى نهضت عظيم او نقشى را ايفا كند. به گفته برادر شيخ على، وى از طرف امام به دريافت اجازه امور حسبيّه مفتخر گرديد اجازه اجتهادوى دروس حوزه را تا رسيدن به مرحله اجتهاد ادامه داد و به گفته خانواده ايشان، از دو عالم بزرگ: آيةاللّه سيدمحسن حكيم و آقابزرگ تهرانى، اجازه اجتهاد گرفت. مرورى گذرا به زندگى دو استاددر اينجا مناسب است، جهت آشنايى بيشتر، به اختصار به زندگى دو استاد وى اشاره كنيم: .1 ميرزا محمدباقر زنجانى؛ وى در سال 1312 ق. در 22 ماه مبارك رمضان در زنجان متولد شد. وى در خانوادهاى باتقوا و فضيلت رشد نمود و پس از خواندن مقدمات و سطوح حوزوى، در محضر مرحوم آقاشيخ زينالعابدين و آيةاللّه حاج شيخ عبدالكريم خوئينى(آل اسحاق)، كه از مدرسين زنجان بود، به ادامه تحصيل پرداخت. در سال 1338 ق. به نجف مهاجرت كرد و از درس حاج ميرزاحسين نايينى و اساتيد ديگر بهره برد و خودش نيز كلاس درس باشكوهى ترتيب داد و بيش از 40 سال در حوزه نجف تدريس نمود و صدها مجتهد و فاضل و نويسنده را تربيت كرد. وى در سال 1394 ق. در سن 82 سالگى، در نجفاشرف به رحمت ايزدى پيوست. بعضى از آثار قلمى وى به شرح ذيل است: .1 تقريرات مرحوم نايينى در اصول فقه؛ .2 تنقيح القواعد، درباره علم اصول؛ .3 حاشيه بر مكاسب؛ .4 حاشيه بر رسائل؛ .5 رسالهاى در حج و... . وى از خود 6 فرزند(سه دختر و سه پسر) به جاى گذاشت.(1) .2 آقا شيخ عباس قوچانى؛ وى از دانشمندان خراسان و قوچان بود. در قوچان متولد شد. مقدمات و مقدارى از سطح حوزه را در قوچان و مشهد خواند. آن گاه به نجفاشرف مهاجرت كرد و از محضر عالمان بزرگ همچون: مرحوم آيةاللّه سيد محمود شاهرودى، ميرزا عبدالهادى شيرازى و آيةاللّه سيد ابوالقاسم خويى بهره برد. وى درس اخلاق و عرفان را از محضر جمالالسالكين، عالم عارف، حاج ميرزا على آقاى قاضى، فرا گرفت و به مراحل بالاى عرفان رسيد.(2) يار اماموى در زمان مرجعيت آيةاللّه حكيم، نماينده ايشان در استان موصل عراق در شهرهاى سنجار و طلّعفر بود و به مدت 11 سال در فصل تابستان، دهه محرم، دهه صفر و ماه رمضان به آنجا مىرفت. از آنجا كه مردم آن مناطق كرد بودند، او قبل از اعزام در طى سه ماه زبان كردى را فرامىگيرد. شيخ على، در ايّام تبليغ، در جلسات مناظره و مباحثه با اهل سنّت آن ناحيه شركت مىجست. اين تلاشها، باعث گرايش و جذب عدّه زيادى به مذهب تشيع گرديد؛ به طورى كه توانست مسجد و مدرسه علميه بسازد. پس از رحلت آيةاللّه حكيم وى نمايندگى امام راحل در همان منطقه را بر عهده گرفت. او در بخشى از خاطراتش ارتباط نزديك با امام را اين چنين بيان مىدارد: «آن روزها در حوزه علميه نجفاشرف من موقعيت خوبى داشتم؛ داماد مرحوم آيةاللّه العظمى آقاميرزاباقر زنجانى(ره) بودم و نمايندگى از طرف مرحوم آيةاللّه العظمى حكيم(ره) در شهر سنجار استان موصل عراق را داشتم. و امام راحل با مرحوم پدرم حضرت آيةاللّه آقاى شيخ عبدالكريم خويينى آشنايى كامل و علاقه داشتند و آن روز دل و جرأت مىخواست كه كسى به امام اظهار محبت كرده، در كنارش قرار گيرد. من با تمام ناملايماتى كه برايم فراهم شده بود، شب و روز در كنار آن رادمرد الهى قرار گرفته، با تمام نيرو آنچه در توان داشتم، در خدمت ايشان بودم. در تمام جلسات عمومى و از اولين روز شروع درس فقه و نماز جماعتها و گاه در جلسات خصوصى شركت مىكردم. مدتى مسئوليت پرداخت شهريه را بر عهده گرفته و مدتى در جلسه استفتائات به دستور ايشان شركت مىكردم و شبانهروز حداقل پنج بار به خدمتشان مىرسيدم. خلاصه اخبار راديوهاى عربى و خارجى را در مسير راه بيان مىكردم. لذتبخشترين خاطره يك شب زمستانى بود كه امام مرا جهت تجديد كتابت صورت نمايندگى نمايندگان خود در سطح جهان خواسته بودند. آن شب تا اذان صبح مشغول نوشتن شده و از اين كه امام چنين اعتمادى را به من نموده و از ميان دوستان مرا انتخاب فرموده، بيش از حد خوشحال و خرسند بودم». وى درباره حساسيت امام به بيتالمال چنين مىگويد: «در نجف، روزى به منزل امام رفتم. برخلاف هميشه درب خانه امام بسته بود و صداى فرياد امام به گوش مىرسيد. درب خانه را زدم، خادم درب را باز كرد و گفت: امام بسيار ناراحتند. وقتى وارد شدم، فهميدم ناراحتى امام به خاطر آن است كه آقاسيدمصطفى 250 درهم(يك چهارم دينار) به گوجهفرنگى نوبر داده است و امام مىفرمود: چرا هنوز كه گوجه ارزان نشده، آن مقدار پول را از سهم امام به گوجه داده است؟ سپس به او فرمود: همين الآن برو گوجهها را پس بده». فعاليتهاى فرهنگى و مبارزاتىآقا شيخ على آل اسحاق نيز مانند بسيارى از روحانيون ديگر كه مردم را به انقلاب فرا مىخواندند، هميشه در سفرهاى تبليغى خود، ضمن تبيين اهداف نظام اسلامى، مردم را با انقلاب و امام آشنا مىكرد. در همين راستا وقتى در شهر خرّمآباد در مسجد علوى سخنرانى نمود و مواضع انقلاب را بيان كرد، دستگير شد.(3) در اوايل سال 1356 ش. به مدت 3 ماه در، يافتآباد تهران به تبليغ و فعاليتهاى فرهنگى و مذهبى پرداخت. همچنين، صندوق قرضالحسنهاى تأسيس كرد تا سهمى در رفع مشكلات مادى مردم آنجا داشته باشد. همزمان با پيروزى انقلاب در شهر سنجان، واقع در استان مركزى مشغول تبليغ شد. پس از پيروزى انقلاب بر اساسِ احساسِ وظيفه و با تجربهاى كه در مناطق سنّىنشين داشت، به استان سيستان و بلوچستان سفر كرد و با تشكيل بسيج مردمى و ايجاد وحدت ميان شيعه و سنّى، توانست توطئههاى ضدانقلاب را در آن سامان خنثى كند. نتيجه فعاليتهاى وى، تصرّف صدا و سيماى آن ناحيه به دست نيروهاى انقلاب بود و از آن طريق خبر پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى با شور و شعف خاصى به گوش هموطنان رسيد. پس از آرام شدن اوضاع، به استان مركزى بازگشت و در سمت مسئول كميته انقلاب اسلامى همان منطقه به فعاليت خود ادامه داد. آشوبهاى كردستان موجب شد كه شيخ على چندين بار براى ايجاد آرامش در آن منطقه، با نيروهاى تحت فرمان خود به آنجا برود. پس از آن به تهران دعوت شد و مسئوليت بخش فرهنگى كلّ كميتههاى انقلاب اسلامى را بر عهده گرفت. با پيروزى انقلاب اسلامى، عده زيادى به دنبال فرصت بودند تا اين انقلاب نوپا را تضعيف كنند و آن گونه كه مىخواهند، انقلاب را تغيير دهند. آنان براى رسيدن به همين هدف، جوانان پاكدل و ساده را فريفته، با شعارها و افكار انحرافى، آنان را گمراه مىساختند. شيخ على آل اسحاق كه اين خطر را به خوبى حس كرده بود، به مقابله با اين جريان برخاست و با پاسخ به شبهات و جذب جوانان نقشههاى آنان را خنثى مىساخت. وى بعدها نيز در ارگانهاى مختلف، از جمله: سپاه پاسداران، جهاد سازندگى، اداره بهدارى و بهزيستى در شهرهاى مختلف كلاسهايى را تشكيل داد. گذشته از اينها، شيخ على دو سفر تبليغى نيز به خارج از كشور داشت؛ يك بار به آذربايجان سفر كرد و بار ديگر به لبنان رفت. همچنين مدت 10 تا 11 سال از طرف آيةاللّه گلپايگانى امام جماعت مسجد اباذر واقع در منطقه زاويه قم بود. او رابطه بسيار صميمى با جوانان مخصوصاً طلاب جوان داشت؛ به طورى كه حتى در اردوهاى زيارتى نيز همراه آنان بود. دغدغه هااز فعاليتهاى شيخ على آل اسحاق به خوبى آشكار است كه وى به امور فكرى، فرهنگى و دينى مردم بسيار حساس بوده است. در نامه زير كه وى خطاب به علما نوشته است، پى به دغدغههاى ايشان مىبريم. «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» الحمدللّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على نبيه محمد و آله الطاهرين، با تقديم سلام به حضور اساتيد عظام حوزه علميه و يكايك طلاب محترم علوم دينى(ايّدهم اللّه تعالى). در آستانه حركت به جبهه حق عليه باطل، موضوعى را كه در نظرم از هر مسئلهاى و از هر تكليفى واجبتر مىرسد، به عنوان توصيه يك فرد مسلمان عرضه مىدارم: علما و بزرگان!پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه در اثر تلاشهاى پىگير پيامبر اسلام و ائمه هُدى و علماى مبارز دينى و شهادت سيدالشهداء (ع) و رهبرى پيامبرگونه امام امت نايب مهدى (ع) در ايران به ثمر رسيد، بينش و شناخت انسانها پا به پاى ديگر پيشرفتها اوج گرفته و تغيير كلى نموده است... . آنچه به ذهن حقير مىرسد و تنها غم حيات من به خاطر عقيم ماندن آن است، مسائل ذيل است: .1 طرح كلى در مورد تقسيمبندى معارف كل دين و كار دسته جمعى اساتيد روى اين مسأله، يعنى تنظيم محتواى مكتب وحى، همان مسئلهاى كه شهيد مطهرى در كتاب آشنايى با علوم اسلامى(فقه) از آن تأسف خورده و به بزرگان فقها ايراد مىگيرد كه چرا با آن همه دقت كارى در لغت و غيره، به دستهبندى مسائل اسلامى نپرداختهاند. به نظر قاصر حقير اگر روزى روى اين موضوع دقت شود، همه مسائل دينى جا به جا شده و خصوصيات مسائل اجتماعى، عبادى و سياسى روشن مىشود و يقين دارم اين همه سفارش به تفقّه در دين، كه از ائمه هدى شده، شامل اين مسئله نيز مىگردد؛ بلكه مهمترين مسئله تفقّه در دين، شناخت اصول دين و ابعاد گسترده دين است. .2 پس از طرح كلى بايد به بررسى مسائل زيربنايى و اصول دين پرداخته و طرح نوينى را براى علم كلام ايجاد كرد؛ يعنى از علوم ضرورى دين كه كلام است. در بوته تجمّد فكرى مانده، كوچكترين پيشرفتى و تغيير اصلاحى در آن داده نشده است. همان مسائلى كه خود به خود به وجود آمده و اساس آن هم از غير اهل بيت است، به همان نحو تفكر هشتصد سال پيش باقى مانده است. تدريس كلام در ابتداى تحصيلات حوزه قرار گرفته؛ زمانى كه طلبه هنوز قدرت استنباط كافى ندارد و بعداً ديگر كسى در مورد آنها فكر نمىكند و اظهارنظر نمىنمايد و محتواى آنها نارسا و كمتر از نيازهاى فكرى جامعه اسلامى است. .3 علم اصول نيز احتياج به دستهبندى جديدى دارد و همه مسائل مورد نياز در آن مطرح نشده. لذا فقها و همچنين نمايندگان مجلس، در استنباط احكام اجتماعى به مشكل نداشتن مسائل زيربنايى برخورد مىكنند. به نظرم بهتر است علم اصول را در چند بخش قرار دهيم: 1) مباحث الفاظ؛ 2) مباحث ادله فقاهتى؛ 3) مباحث ادله اجتهادى يا اصول عمليه؛ 4) مباحث قواعد كلى. در بحث قواعد فقهى كه پراكنده است، مسائل اقتصادى و سياسى را بگنجانيم و زمينه را براى اجتهاد آيندگان فراهم سازيم. .4 فقه موجود ما تنها وظايف فرد را نسبت به خدا و ديگران، آن هم در رابطه بسيار كمى، مطرح ساخته است. ما نياز به دو نوع فقه داريم: الف) فقه فردى كه وظايف امت را در 3 بخش به دقت تنظيم نمايد(كه بخشى از آن در رسالهها منعكس است): وظايف فردى؛ وظايف الهى؛ وظايف اجتماعى. ب) فقه دولتى و مسائل مسؤولين در سه بخش: 1) در رابطه با پرسنل خود(اصلاح و تكامل آن)؛ 2) در رابطه با خدا(حفظ مصالح اسلام)؛ 3) در رابطه با ديگران(حفظ مصالح مسلمين). .5 تفسير از نو، خصوصاً آيات سياسى، اجتماعى و جهاد، تفسير درستى بشود. .6 فلسفه و عرفان، آنچه از فلسفه و عرفان با مكتب انبيا سازش دارد، جدا شده، در سطح معينى تدريس شده و امتيازات مكتب وحى از غير آن مشخص شود. و معارف دين از قالبهاى از پيش ساخته شده فلاسفه بيرون آمده و در همان چهارچوب اصلاحات دينى ريخته شود. موفقيت همگان را از خدا خواهانم. اينجانب مدتى روى اين مسائل كار كردم؛ لكن تمام نشده است. پنجشنبه 64/8/29 فعاليت اقتصادىاگر چه وى در طول عمر خود فعاليتهاى فرهنگى، مبارزاتى داشت، اما بنا بر احساس وظيفه در برابر اقشار كم درآمد و طلاب، اقدام به فعاليتهاى اقتصادى كرد. يكى از آن فعاليتها، گرفتن امتياز صادرات و واردات از طريق مرز آذربايجان بود. وى درآمد حاصله را در امور فرهنگى و حمايت از طلاب و ديگر موارد لازم صرف نمود. همچنين به منظور خدمت به طلاب، يكى از مؤسّسين تعاونى طلاب نيز بود. حضور در جنگاو كه براى پيشبرد اهداف اسلام از هيچ كارى دريغ نورزيده بود، وقتى جنگ نابرابر عراق بر ايران تحميل شد، باز هم وظيفه خود را به خوبى انجام داد و بارها و بارها در جبهههاى حق عليه باطل شركت جست و دوشادوش رزمندگان اسلام اسلحه به دست گرفت و به ستيز با دشمنان دين خدا برخاست. وى در تشكيل بسيج عشاير و سازماندهى نيروهاى مقاوم بومى در منطقه جنوب نيز نقش خود را به خوبى ايفا نمود و اگر چه به سبب كسالت جسمانى نتوانست به طور دائم تا پايان جنگ در جبههها حضور يابد، اما در اين راه مقدس فرزند رشيدش (محمدجواد آل اسحاق) و داماد و برادرزاده خود(مهندس ابوالحسن آل اسحاق) را تقديم اسلام كرد. و خم به ابرو نياورد و بدين شكل دِين خود به انقلاب و اسلام را اداكرد. ويژگىهاى اخلاقىزندگىاش رنگ خدايى داشت و اين، در اعمال و رفتارش هويدا بود. رابطه روحى و معنوى با ائمه اطهار داشت. زهد و پارسايى او زبانزد و كاملاً به زخارف دنيا بىتوجه بود. با وجود اين كه موقعيت رسيدن به پستها و مقامات متعددى داشت، ترجيح مىداد ساده زندگى كند. هركس وارد منزلش مىشد؛سادهزيستى را به خوبى در او و زندگىاش مشاهده مىكرد. با اهل خانه بسيار مهربان بود. خانوادهاش چنان با اخلاق خوش و رفتار اسلامى او انس داشتند كه تحمل فقدان او، بر ايشان، بسيار دشوار بود. شاگردانوى در عراق كلاس درسى داير كرده بود و عده زيادى از طلاب اهل تركيه در مجلس درس وى حضور مىيافتند كه شيخ صلاحالدين(رهبر مبارز تركيهاى) يكى از آنان است. وى پس از انقلاب در دانشگاههاى مختلف از جمله: دانشگاه شهيد بهشتى تهران، دانشگاه تبريز و دانشكده امام حسين (ع) به فعاليت پرداخت و به عنوان استاد دانشگاه، معارف دين اسلام را براى دانشجويان مطرح مىكرد. همچنين در مدارس علميه از جمله: مدرسه امام خمينى (ره) ، مدرسه حجّتيه (براى طلاب خارجى)، مدرسه الهادى و مدرسه صدوقى(براى طلاب ايرانى) درس اخلاق و دروس ديگر مىگفت. فقه و اصول را نيز در خانهاش تدريس مىنمود. همچنين براى پاسخ به شبهههاى مطرح شده، كلاسى در مدرسه فيضيه تحت عنوان «احكام اجتماعى قرآن و تبيين مسائل روز» تشكيل داده بود. آثار قلمىيكى از ويژگىهاى اين مرد بزرگ تأليفات متنوع و مفيد، با وجود فعاليتهاى فرهنگى سياسى است. تأليفات وى بدين قرار است: .1 اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان؛ .2 آشنايى با مكتب وحى(مسيحيت)؛ .3 مسئوليت امت از ديدگاه امام؛ .4 جبهه يا دانشگاه خود سازى؛ .5 كنترل زبان؛ .6 ياد خدا عامل انقلاب؛ .7 اخلاق و رفتار يا اصول تزكيه و حكمت(دوره ويژه جهاد سازندگى)؛ .8 اصول خود سازى يا اخلاق در مكتب وحى الهى.(كه جهت تدريس در دانشگاه شهيد بهشتى نگاشته شده بود)؛ .9 زمينه اسلامشناسى، ايدئولوژى در سنگر بسيج عشاير دزفول . وى آثار ديگرى نيز دارد كه به چاپ نرسيده است؛ از جمله : .1 قرائت امام خمينى (ره) از ولايت مطلقه فقيه يا حكومت جهانى فرامين الهى؛ .2 تقريرات اصول فقه مرحوم آية اللّه العظمى محمد باقر زنجانى؛ .3 النكاح على المذاهب الخمسه(عربى)؛ .4 الفقه الاسلامى(الحلقه الاولى، عربى)؛ .5 آخرين نظريات علماى اصول در محور كفايةالاصول از مرحوم آخوند تا امام؛ .6 مبانى فكرى امام امت يا اصول سياسى، اجتماعى اسلام؛ .7 بهترين راهنماى حج(مطابق با فتاواى امام خمينى)؛ .8 معالم دين يا تنظيم مضامين عالى دعاى ندبه؛ فرزندانآقا شيخ على داراى 5 فرزند بود: سه دختر و دو پسر. يكى از پسران او در جبهههاى جنگ به شهادت رسيد كه نامش «محمدجواد» بود. محمدجواد جوانى فعال، پرشور، و خداجوى بود و در مسجد اباذر(واقع در محلّه زاويه قم) در عرصههاى مختلف به فعاليت مشغول بود؛ همانند جمعآورى كمكها به رزمندگان، جذب جوانان براى امور فرهنگى و مذهبى و... . اكنون نيز كتابخانه آن مسجد به نام همين جوان فعال مزيّن است. پسر ديگر ايشان «رضا» نام دارد كه هم اكنون در حال تحصيل است. دامادهاى اين عالم پرتلاش عبارتند از: 1 - مهندس ابوالحسن آل اسحاق، كه در جبهه جنگ به فيض شهادت نايل شد. و برادر وى به نام حسين پس از او به افتخار دامادى عموى خود يافت. 2 - دكتر ساحلى است، كه در محله نيروگاه قم، مطب دارد. و به درمان بيماران توفيق يافته است. 3 - آقاى دهقان كه كاردار وزارت خارجه جمهورى اسلامى ايران در ژاپن مىباشد. سفارش به فرزندانتربيت فرزندان يكى از وظايف مهم هر پدر و مادرى است. مرحوم شيخ على نيز با جديت فراوان مىكوشيد تابه اين وظيفه خود عمل كند. از اين رو، او هيچ گاه از سفارش به فرزندان خود دريغ نمىورزيد و واضح است كه اين سفارشها، راهگشاى افكار تمامى جوانان خواهد بود؛ چنان كه گفته است: «'...اسلام رابه دقت بشناسيد و آن طورى كه دستهبندى كردهام، به دقت مطالعه كنيد. تاريخ زندگى پيامبر اسلام و ائمه (ع) را هر چند سال يك بار بررسى نماييد. تا مىتوانيد با هم دوست و با محبت باشيد و بر سر مسائل جزئى با هم اختلاف نكنيد. در اين انقلاب، تا وقت درس است، درس بخوانيد و سپس خدمت كنيد. به مادرتان كه خيلى رنج كشيده است، كمك كار باشيد، پس از ازدواج رابطه صميمى خود را با مادرتان قطع نكنيد. والسلام. با چشم گريان و دستى لرزان. خداحافظ». غروباين مرد مجاهد و نستوه كه تا آخرين نفس بر آرمانهاى خود پافشارى كرد و يك لحظه از خدمت به دين و نظام اسلامى غفلت نورزيد، در اواخر عمرش به خاطر مرض قند و ناراحتى قلبى، كمتر موفق به فعاليتهاى اجتماعى مىشد؛ اما دغدغه تهاجم آشكار فرهنگى و گسترش فساد در ميان جوانان و... آراكش را از او ربوده بود؛ به طورى كه شب جمعه 24 خرداد سال 1380 ش. در تماس تلفنى با برادرش درباره اوضاع فرهنگى گفت و گو مىكند. ساعت 2 نيمه شب نيز بر اثر سكته قلبى دار فانى را وداع مىگويد. تشييع و خاك سپارىپيكر مرحوم شيخ على آل اسحاق (ره) روز شنبه 26 خرداد با شركت گسترده مردم از مسجد امام حسن عسكرى (ع) تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) تشييع شد و شركت كنندگان در غم از دست دادن اين يار دلسوز امام، اشك ماتم ريختند. پس از تشييع، بدن مطهرش در گلزار على بن جعفر (ع) ، در قطعه مخصوص پدر شهيدان به خاك سپرده شد. در مراسم روز چهلم، جزوه هائى كه حاوى خلاصهاى از زندگى اين مرد بزرگ بود، پخش گرديد. پى نوشتها:.1 گنجينه دانشمندان، ج 5، ص 233 و .234 .2 همان، ج 6، ص .223 .3 اسناد انقلاب اسلامى، ج 2، ص .387
|
|
فعاليت اقتصادي خود را از چه زماني آغاز كرديد؟ از سال 1317 شمسي. نوع فعاليت اقتصادي شما چيست؟ تاسيس كارخانه پارچه بافي در زنجان كه با خاتمه جنگ جهاني دوم ورشكست شدم, مرغداري در قم, اختراع ماشين نخ تابي, اختراع ماشين گليم بافي, مسئوليت تربيت در مدارس علوي تهران و جامعه تعليمات اسلامي, تاسيس گروه فرهنگي قدس در تهران, تاسيس شركت رفاه طلاب در قم, تاسيس شركت گچ ايثار در قم, تاسيس شركت كشاورزي پروار در قم, تاسيس شركت سهامي خاص كشت و صنعت نيزار قم(كشت زعفران, پسته, انار, توت, انگور و زيتون), توليد ماهي علفخوار, امور پرورش زنبور عسل, دامداري. اولين اقدام كارآفرينانه خودرادرچه سني آغاز كرديد؟ در سن 14 سالگي, با تاسيس كارخانه قند. دليل وانگيزه اصلي شروع فعاليت اقتصادي شما چه بود؟آيا پول درآوردن انگيزه اصلي شما را تشكيل مي داد؟ لطفاًَ ديدگاه خود را از نظر شخصي، شرعي ومالي توضيح دهيد. ريشه رواني فعاليتهاي اقتصادي, ايمان به استقلال اقتصادي و عدم وابستگي به خانواده و حوزه بود و اين فكر زيربنايي, نتيجه يك دوره مطالعه تاريخ عمومي جهان و اسلام بود كه در طول يكسال شاگردي در خدمت يك تاجر چرم فروش بودم در زنجان با مبلغ يك قَران در روز, اما فرصت خوبي براي مطالعه بود. آيا انگيزه براي كار آفريني و نياز به كسب موفقيت در شما در اثر رابطه با شخص خاصي بوجود آمد؟لطفاًَ نقش خانواده را نيز در اين زمينه توضيح دهيد. مولا اميرالمومنين علي عليه السلام- نقش خانواده در اين زمينه, فرهنگ خانواده, قداست كار و حكومت بي عاري و توكل بود. مشكلات و موانعي كه برسر راه شروع كار شما وجود داشت چه بود؟ عدم هماهنگي فرهنگ خانواده من با فرهنگ محيط و جامعه, مثلاًَ من به فعاليت اقتصادي جمعي ايمان داشتم و فرهنگ جامعه فردگرايي بود, من به كار توليدي ايمان داشتم و جامعه به دلالي و واسطه گري. آياشما امكان دسترسي به مشاغل و مسئوليت هاي دولتي رانيز داشتيد؟ هرگز, هرگز, به عقيده من كار دولتي درشان معلولين و حق جانبازان جامعه است. توليدات يا خدمات شما چيست وسطح وحجم توليدات شما به چه ميزان است؟ توليدات من در شركت سهامي خاص كشت و صنعت نيزار, توليد زعفران, انگور, انار, توت, پسته, زيتون و علوفه است با 14 هكتار آب قطره اي. و خدمات من, معالجه 60 تا 70 نفر, هر شب از ساعت 4 بعدازظهر تا 11 و گاه 12 شب, صلواتي و رايگان. درشروع كار به چه ميزان سرمايه نيازداشتيد و منابع تامين آن از كجا بود؟ سرمايه من , صداقت و كارايي و نياز جامعه بود , ثانياًَ حسن ظن و اعتماد مردم , به افكار و طرحهاي من بود. به نظرشما براي موفقيت در يك كسب وكار، به چه چيزي بيش از همه نيازمنديم؟ تقوي و فضيلت و شخصيت اجتماعي و فرهنگ جامعه و ياري خداوند تبارك و تعالي. آيا در كاري كه به راه انداخته ايد تجربه قبلي نيز داشتيد؟ تجربه ها به تدريج اندوخته مي شدند. آيا هم اكنون نيز به حرفه خود علاقه منديد و ميزان رضايت شغلي شما به چه ميزان است؟ تلاش عاشقانه من, دليل علاقه من به كار من است كه موجب رضاي خداوند است. مهمترين اهداف شما از كارتان چيست وآيا به تمام اهداف كاري خود رسيده ايد؟ اين هنوز اول آزار جهان افروز است باش تا خيمه زند دولت نيسان يار. هنوز طرحهاي من به فرهنگ جامعه منتقل نشده, اول عشق است بسم الله الرحمن الرحيم. آيا تاكنون در كارتان با بحراني روبرو شده ايد واگر اينطور است آن را چگونه رفع كرده ايد؟(مهمتريـن بحران هاي كاري خود را ذكر كنيد.) فراوان, اما هرگز مايوس نشده ام و هميشه گرمي دست خدا را بر پشت خود احساس مي كنم( وُ مُن يُتَوُكَل عُلَي الله فَهْوُ حُسبه الله بالِغ اَمره قَد جُعُل الله لِكُلِ شَي قَدراًَ). بزرگترين و مهمترين بحرانهاي كاري من موقعي بود كه ساواك مانع از كارهاي من مي شد. به چه دليل تحصيلات حوزوي را انتخاب كرديد و اين تحصيلات در تفكرات كاري شما چه تاثيري گذاشته است؟ براي آشنايي با اصول انقلابي اسلام ناب محمدي كه هميشه قرآن مجيد الهام بخش من بوده است. تعريف شما از كار چيست؟ استفاده از نيروهاي انساني و اجتماعي در سير تكامل فردي و اجتماعي. اگر روزي بخواهيد شريكي براي خود انتخاب كنيد، دوست خود را بر مي گزينيد يا فرد غريبه اي كه در زمينه كاري شما تخصص دارد؟ لطفاًَ دليل آن را توضيح دهيد. در فعاليتهاي اجتماعي ملاك دوستي و غريبه بودن نيست , بلكه ملاك, هماهنگي روحي و لياقت است. تعداد كساني كه به طور مستقيم و غيرمستقيم در اثر فعاليت شما مشغول به كار شده اند چند نفرند؟نوع مسئوليت افرادي كه به صورت مستقيم درگير با كار هستند چيست. در كارخانه پارچه بافي, 10 نفر- در گروه فرهنگي قدس, 20 نفر كه هم اكنون مسئولين رده بالاي فرهنگي هستند. در مرغداري ها و مزرعه پروار و شركت ايثار, تقريباًَ 100 نفر- در مجمع پژوهشگران, 18 نفر. بازار هدف شما كجا و چه كساني هستند؟ وكلاي مجلس و مجمع تشخيص مصلحت و مقام معظم رهبري و ائمه جمعه و جماعت كه افكار من و نتيجه آنها را به فرهنگ جامعه منتقل كنند. آيا قبل از اين فعاليت كار ديگري نيز انجام داده بوديد كه با شكست مواجه شده باشد؟و اگر اينطور است اثرآن برروحيه شما چگونه بوده است. كارخانه پارچه بافي به علت تمام شدن جنگ جهاني دوم- مرغداري تهران به علت رقابت يهوديها كه اكثر مرغداريها ورشكست شدند.- فعاليتهاي فرهنگي به علت مخالفت ساواك - شركت ايثار به علت شهادت ابوالحسن آل اسحاق و شركت رفاه طلاب با مخالفت ساواك, با شكست روبرو شد. چگونه سعي مي كنيد از رقيبان خود در كارتان پيشي بگيريد؟ با تلاش و تجربه و توكل به خداوند. كاركنانتان، راجع به شما چه نظري دارند؟(لطفاًَ نظرخود را بگوئيد.) نوعاًَ با احترام و خوشبيني- و صادقانه , من در طول هشتاد سال, هيچ يك از دوستان خود را از دست نداده ام. در كار شما تجربه كاري مهمتر است يا تحصيلات يا سرمايه؟ همه آنها به اضافه درك جامعه و نياز جامعه و كمك خداوند. اثر تبليغات و بازاريابي را در كارتان توضيح دهيد. صحت عمل و صداقت با تبليغات منطقي و خط انقلابي پيرو خط امام بودن, عوامل موثره در كارهاي من بود. فكر شروع اين كار از خودتان بود و يا كسي شما را به اين كار تشويق كرد؟ استعداد خدادادي و الگوي شايسته اي مثل علي اميرالمومنين و نياز جامعه, محرك اصلي من بوده است. خلاقيت در كار شما چه جايگاهي دارد؟(خلاقيت به اين معني كه با روشهاي جديد وشايد غيرمعمول بتوانيد مشكل خود را حل كنيد.) خلاقيت ميوه هوش است و من از نيروي اشراق و برنامه تربيتي و خودسازي اسلامي هم برخوردار بودم. به چه ميزان از ايده ها وتوانمندي هاي كاركنان خود استفاده مي كنيد؟ كاركنان تحت تاثير محيط و نوعاًَ داراي هوش متوسط و مادي هستند و گاه افرادي مانند شهيد رجايي و شهيد مطهري و مرحـوم دكتر روزبه با من همكاري داشته اند(شهيد رجايي دبير رياضي گروه فرهنگي قدس بود). آيا كار شما به تخصص خاصي در سطح آكادميك و تجربي احتياج دارد؟(چه نوع تخصصي) كارهاي گوناگون من به انسانهاي خودساخته و باهوش و فرهنگ مناسب محيط نياز دارد و نيروهاي موجود در محيط براي من كافي بوده است, من از فرهنگ استعمارزده محيط گله دارم. ميزان تحصيلات كاركنان شما در چه سطحي است؟ فرهنگ استعمارزده ميرزابنويس تحويل مي دهد, من نيروهاي خود را براي اهداف خود, تربيت و هماهنگ كرده ام. آيا درآينده قصد تغيير شغل داريد؟ تا وظيفه و انقلاب چه اقتضا كند. آيا حجم كار شما از شروع تا كنون ثابت مانده است يا گسترش يافته است و آيا هم اكنون نيز درصدد گسترش كار خود هستيد و براي اين كار چه برنامه هايي داريد؟(يعني درابتداي كار با چند نفر ،چه مقدار توليد و چه ميزان فضا شروع كرديد و اكنون اين موارد چه تغييري كرده است.) كارهاي من در مرحله اول براي فراهم كردن زمينه انقلاب اسلامي بود كه به حمد الله با ياري خداوند و مديريت داهيانه امام رضوان الله عليه پيروز شد, اما هر كاري شروع مي كردم, ساواك مي كوبيد و بعد از پيروزي انقلاب و فراهم شدن زمينه مناسب, صدها طرح و پروژه دارم كه متاسفانه پير شده ام و محيط اجتماعي با من هماهنگ نيست, مثلاًَ طرح اشتغال زايي و حل مشكلات دانشجويان, دانش آموزان و خانواده شهدا و جانبازان و مستضعفين جامعه(طرح انتقال ثروت و قدرت جامعه به مستضعفين و طرح انقلاب فرهنگي, در زمينه اقتصاد , كشاورزي و 14 رشته حركت اجتماعي). طرح تقويت روح شهادت طلبي براي مبارزه با استكبار جهاني و صهيونيسم. طرح استخراج لايه هاي اروند رود و توزيع ان به صورت مهم ترين كود كشاورزي. طرح تامين مسكن و ازدواج جوانان و دهها طرح ديگر. آيا در انتخاب متخصصين و كارمندان مورد نياز خود الزامات عقيدتي- مذهبي براي شما قطعي است يا نسبي؟ هزار نكته باريكتر از مو اينجاست, يكي از آنها فرهنگ ديني و ايمان و تعهد و تقوي است. آيا كار شما به تحصيلاتتان ضربه نزده است؟ چون از نيروي اشراق هم استفاده مي كنم, تحصيلات براي من فشاري نداشته است. وضعيت تحصيليتان در طول دوران تحصيل به چه صورت بود؟(يعني اينكه جزو كدام گروه از شاگردان زرنگ،خوب،متوسط و تنبل جاي داشتيد.) دوره ابتدايي را از سوم تا ششم در سه ماه خواندم و پس از يكسال فاصله, در مدرسه توفيق زنجان ثبت نام كردم, روز 4 شنبه تا روز شنبه شاگرد اول شدم و تا آخر و همان سال امتحان ششم ابتدايي را به صورت متفرقه دادم و در محضر اساتيد حوزه, امام و آقاي خويي و آقاي طباطبايي و آقاي حكيم و ديگران, هميشه مورد توجه و تشويق آنان بودم و با رفقا و طلاب هميشه مورد اعتراض آنها بودم كه تو هيچ مباحثه نمي كني و در حضور استاد بلبل زباني مي كني, من هم مباحثه آقاي موسي صدر بودم در نجف اشرف خلاصه در يك كلمه( حوزه مرا نشناخت). در چند سالگي ازدواج كرده ايد وآيا در هنگام ازدواج با موانعي هم روبرو بوديد؟(اعم از مالي وخانوادگي وغيره) در 22 سالگي- و چون اسلامي بود با هيچ مانعي برخورد نكردم, بايد عرض كنم ازدواج من هم استثنايي بوده, در ماه رمضان شب احياء به مسجد رفتم, نماز را به جماعت مي خواندند تا هزار ركعت نماز ليله القدر خوانده باشند, چند ركعت اقتدا كردم, بعد عرض خدايا من نماز قضا نداشتم, آمده ام با تو معامله بكنم, كه تو خود را اهل معامله معرفي كرده اي(اِنُ اللهَ اَشتَري مِنُ المْومِنين), خدايا سه حاجت دارم كه از دست هيچ كسي ساخته نيست,1- من از تو حوري مي خواهم كه وعده بهشت داده اي من هم آنجا مي خواهم. در مقابل قول مي دهم سرباز تو باشم, خدا داد و ماه عسل ما هنوز ماه شيره نشده(بعد از پنجاه سال, مردم هنوز خدا و معني الرحمن را درك نكرده اند و خداوند از اين حوري بهترين فرزندان و بهترين دامادها و بهترين نوه ها و نبيره ها به من داده است, الحمدلله. الحمدلله. الحمدلله. آيا فرد الگويي در رابطه با پيشرفت خود داشته ايد, چه كسي؟ مولي الموحدين علي ابن ابي طالب روحي له الفدا, او دريا بود و من كوزه كوچك. خانواده و بخصوص همسرتان در پيشرفتتان چه تاثيري داشتند؟ نه من بلكه همه فرزندانم معتقديم كه ما هر چه داريم از اكرم خانم داريم. نظر دوستان،آشنايان واطرافيان شما در باره كارتان چيست؟ بعضي ها مرا درك نمي كنند و بعضي ها توان پرواز با مرا ندارند و بعضي ها فرهنگشان پول و مادي است, خلاصه من در اين دنيا غريبم, همچنانكه مولايم علي غريب بود و كسي او را نشناخت, عنده علم الكتاب و جز معدودي نفهميدند. آيا موقعيت فعلي شما با آنچه انتظار داشتيد مطابقت دارد؟ اگر مطابقت هم نكند بايد راضي و شاكر بود, الطاف الهي بالاتر است, الحمدلله. مهمترين دليل موفقيت خود را در چه مي دانيد؟ توكل و كمك هاي خداوند.
|
| آیت الله
حاج شیخ محمد آل اسحاق
ايشان كه پدر شهيد ابوالحسن آل اسحاق مى باشد در سال
1303 ه.ش در خوئين - از توابع زنجان - در خانواده اهل علم و روحانى چشم به جهان
گشود. |
|
|
گالری تصاویر ـ انجمن خوئین | ||
| راهنما برای سهولت در بازدید ، تصاویر در آلبوم های ۵۰ تائی دسته بندی شده است کافی است بر روی هر آلبوم کلیک کنید تا تصاویر آن در اندازه کوچک نمایان گردد با کلیک بر روی هر تصویر کوچک ، تصویری با سایز متوسط به نمایش در می آید و با کلیک بر روی تصویر در سایز متوسط ، شاهد بزرگنمائی بیشتر خواهید بود | ||
| khoein©2007 | ||
|
روستاهاي زنجان توريستي ميشوند هشت روستاي استان زنجان به عنوان روستاهاي نمونه گردشگري در كارگروه گردشگري اين استان پذيرفته شدند. تهران_ ميراث خبر ـ صنعت گردشگري
شش روستاي استان زنجان به عنوان روستاهاي نمونه گردشگري در كارگروه
گردشگري اين استان پذيرفته شدند. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري «توسعه توريسم روستايي» را يكي از مهمترين اولويتها و برنامههاي پيش بيني شده براي توسعه صنعت گردشگري در ايران دانسته بود و بر همين اساس و براي ساخت مراكز اقامتي جديد در روستاهاي تاريخي و ارزنده كشور، با وزارت جهاد كشاورزي و سازمانهاي مرتبط چون سازمان تعاوني روستايي و همچنين بانك كشاورزي رايزنيهايي كرد تا گردشگري روستايي رونق بگيرد. به اين ترتيب ابتدا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در استانهاي مختلف روستاهاي مناسب را براي تبديل شدن به روستاي گردشگري شناسايي و آنها را در كارگروه گردشگري استان معرفي ميكند. پس از تصويب در كارگروه گردشگري استان كميته راهبردي توريسم روستايي و عشايري در مورد اين روستاها نظر ميدهد و براي تبديل شدن آنها به مناطقي گردشگري به سرمايهگذاران تسهيلات ميدهند. هم اكنون در حدود 180 قصبه به عنوان روستاهاي هدف گردشگري شناسايي شدهاند. «رحمتي» اميدوار است كه استانداري به زودي اعتبار لازم را براي آغاز پروژه مطالعاتي اين روستاها تامين كند و به اين ترتيب مشخص شود كه سرمايهگذاران بخش خصوصي در چه زمينههايي و چگونه ميتوانند در اين روستاها سرمايهگذاري كنند
رحمتي ادامه داد: براي اجراي اين طرح در دو روستاي
قروه و گلابر 40 ميليون تومان و براي روستاي خوئين نيز 15 ميليون تومان پيشبيني
شده است.
|
|
رودخانه قزل
اوزن رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترین روخانه های زنجان است که در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر این رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است به طوری که در تمام سفرنامه های جهانگردان و مستشرقین از این رودخانه و زیبایی و سرسبزی مناطق اطراف آن یاد شده است. مسیر رودخانه قزل اوزن یکی از مهم ترین گردشگاه های اهالی زنجان و مناطق اطراف آن یکی از باصفاترین استراحتگاه های مسافران مسیر شمال باختر کشور است. سفیدرود یا قزل اوزن یکی از مهم ترین، بزرگ ترین و مشهورترین رودخانه های ایران و یک رود دایمی به درازای 765 کیلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد است که از آبخیزهای 30 کیلومتری شمال باختری سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه می گیرد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2300 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 25- متر است. این رودخانه در ابتدای سرچشمه خود چم هانه گلان نام داشته و مسیر حرکت آن شمالی است. پس از طی کردن حدود 10 کیلومتر و مخلوط شدن با چندین رودخانه و ریزابه، به نام های خنجره، گومرش و چم بناسوره، با نام جدید قزل اوزن به سمت شمال خاوری متوجه می شود. به طور کلی سفیدرود یا قزل اوزن از استان های کردستان، زنجان، آذربایجان خاوری و گیلان عبور می کند. رودخانه قزل اوزن در مسیر خود ضمن مخلوط شدن با ریزابه های بسیار با پیچ و خم های متعدد از شهرستان سنندج خارج شده و به دهستان نجف آباد در محدوده شهرستان بیجار وارد می شود. پس از عبور از این دهستان در روستای زرده کمر با چم زر مخلوط می شود. در روستاهای قاسم آباد و علی آباد با رودخانه های یول کشتی و شوراب درهم آمیخته و متوجه خاور می شود. این رودخانه پس از پیمودن مسیری نسبتاً طولانی با خروج از شهرستان بیجار وارد محدوده شهرستان خدابنده (قیدار) می شود. در شهرستان خدابنده از دهستان قشلاقات افشارعبور می کند و با ریزابه های بسیاری از جمله شور، چسب و تلوار مخلوط شده و به روستای محمدآباد وارد می شود. در این روستا تغییر مسیر داده و به سمت شمال منحرف می شود. پس از دور زدن کوه شینه داغ و مخلوط شدن با رودخانه خوزان راه اتومبیل رو زنجان - بیجار را قطع کرده، با رودخانه خویین مخلوط شده و رو به سوی شمال باختری به دهستان انگوران در محدوده شهرستان زنجان وارد می شود. در این ناحیه با رودخانه های لجام گیر و انگوران چای درهم آمیخته و پس از آن وارد شهرستان ماه نشان می شود. این رودخانه پس از وارد شدن به ماه نشان از مرکز این شهرستان عبور کرده و با رودخانه های دربند، قلعه چای و تلخه رود در هم آمیخته و به دهستان چایپاره وارد می شود. در این دهستان ابتدا با زنجان چای و سپس با آجی چای مخلوط شده و به شهرستان میانه از محدوده استان آذربایجان خاوری وارد می شود. در این قسمت مسیری را به موازات خط آهن تهران - تبریز می پیماید و در ایستگاه پل دختر وارد دره قافلانکوه می شود. در ادامه مسیر خود از چندین روستا در استان آذربایجان خاوری عبور می کند و با رودخانه گرمی و آرپاچای در شهرستان خلخال (در محدوده استان اردبیل) مخلوط می شود. با ورود به دهستان خورش رستم با رودخانه کندرچو و شاهرود مخلوط شده و به محدوده شهرستان طارم وارد می شود. در این شهرستان با رودخانه های آب بر، آب لار، آق روی چای و لوان چای مخلوط می شود و در نهایت به دریاچه سد سفید رود می ریزد. قزل اوزن پس از مخلوط شدن با رودخانه شاهرود به سفید رود تغییر نام داده، رو به سوی شمال خاوری جریان یافته و وارد محدوده شهرستان رودبار می شود. در این منطقه با ریزابه های متعدد بزرگ و کوچک درهم آمیخته و پس از عبور از دهستان رستم آباد به دهستان سنگر در محدوده شهرستان رشت وارد شده و کم کم پهنه بستر آن گسترده تر می شود. رودخانه سفید رود در این منطقه روستاهای زیادی را مشروب ساخته و به دشت گیلان که از آبرفتهای همین رودخانه پدید آمده است، وارد می شود. وسعت دلتای سفیدرود که بیش از 1250 کیلومتر مربع است، از دشت گیلان آغاز می شود و نخستین شاخه آن که خمام رود نام دارد در همین منطقه از آن جدا می شود. سفید رود در دلتای خود به سوی شمال جریان می یابد و در روستای پاشاکی با دیسوم رود مخلوط شده و به دهستان کوچصفهان وارد می شود. در همین محل شاخه دیگری که نورود نام دارد از آن منشعب شده و به سوی آستانه اشرفیه روان می شود. در این شهر تغییر جهت داده و با چند پیچ و تاب به سوی شمال رهسپار می شود و سرانجام در شمال منطقه کیاشهر به دریای خزر می ریزد. همجواری کناره های رودخانه قزل اوزن با جاده اصلی تهران - تبریز زمینه استفاده گردشگاهی از این رودخانه را افزایش داده است و همچنین عبور این رودخانه بزرگ و زیبا از چندین استان و ده ها شهر، بخش، دهستان و روستا سبب رونق و آبادانی مناطق عبوری آن شده است و معمولا به عنوان گردشگاه اهالی از آن ها استفاده می شود. رودخانه قزل اوزن نه تنها برکت و آبادانی را به استان زنجان هدیه کرده، بلکه کشتزارها و باغ های سرسبز کناره های آن جلوه بسیار زیبایی را در طول چهار فصل به نمایش می گذارند و دوستداران طبیعت را به سوی خود جذب می کنند. همین امر بر ارزش های توریستی رودخانه قزل اوزن در کنار ارزش های اقتصادی آن تاکید می کند |
|
نکات طلائي در افزودن عزت نفس عزت نفس و روشهاي افزايش آن در دانش آموزان يكي از دلايل عمده بسياري از اختلالات رفتاري و شخصيتّي در كودكان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندي (عزت نفس) است، بنابر اين امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اين اختلالات، پرورش و تقويّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان، نقش بسزايي ايفا مي كند. از اين رو با توجه به اهميّت عزت نفس در رشد شخصيت و سلامت رواني كودكان و نوجوانان، در جهت تقويت و افزايش آن، موارد زير به والدين و دست اندركاران تعليم و تربيّت توصيه مي شود: 1-روحيه ديني و ايمان مذهبي را در كودكان و نوجوانان تقويت كنيد. 2- سعي كنيد در برخورد با كودكان و نوجوانان، توانمندي هاي آنها را مورد نظر قرار دهيد، نه ناتواني ها را. 3- زمينه كسب تجربه هاي خوشايند از فعاليت هاي مستقل و آزاد را براي آنها فراهم كنيد. 4-تجربه هاي موفقيت آميز آنان را افزايش دهيد. 5-قدرت تحمّل كودكان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناكامي هاي احتمالي افزايش دهيد.
6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عين حال مطلوب كودكان و نوجوانان را تقويت كنيد. 7- كودكان و نوجوانان را در كنترل احساسات و عواطف خود ياري دهيد. 8-مهارتهاي اجتماعي كودكان و نوجوانان كمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزايش دهيد. 9- آنان را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد. 10-از انجام هر گونه رفتار تنبيهي و تحقيرآميز درباره ي دانش آموزان خودداري كنيد. 11- از مقايسه كردن دانش آموزان بپرهيزيد و تفاوتهاي فردي را مورد نظر قرار دهيد. 12-در برخورد با كودكان و نوجوانان، ملايم و منطقي باشيد. 13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خويش بدهيد و به نظريات آنها احترام بگذاريد. 14- نظريات خويش را به دانش آموزان تحميل نكنيد و آنها را به صورت ساده و عيني، قابل لمس و درك براي آنان توضيح دهيد. 15- به دانش آموزان درحد توانايي هايش مسئوليت بدهيد. 16- در انجام كارهاي روزانه، آنها را هدايت، ارشاد و تشويق كنيد. 17- به آنها در حد لزوم اجازه فعاليّت و بازي دهيد. 18-در برخورد با آنان حالت پذيرندگي، و نه طردكنندگي داشته باشيد. 19- از وابسته كردن بيش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهيزيد. 20- آنها را هيچ گاه با موضوعات خرافي نترسانيد. 21- بين دانش آموزان تبعيض قائل نشويد و با آنان يكسان رفتار كنيد. 22-هر چه كه آنها مي خواهند به راحتي و سريع در اختيار شان نگذاريد، به او فرصت دهيد تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درك كند. 23-نسبت به احساسات و عواطف كودكان يا نوجوانان خود، بي تفاوت نباشيد، آنها را به گرمي بپذيريد و تا حد امكان آنها را ياري كنيد. 24-با آنها همانند دوستان صميمي رفتار كنيد. 25-توجه داشته باشيد كه مشاجرات لفظي در خانه (ميان پدر و مادر) در روحيه يا رفتار كودك يا نوجوان منعكس مي شود. 26-به سرگرمي ها و تفريحات مناسب در زندگي كودكان اهميت دهيد و نسبت به آنها بي تفاوت نباشيد. 27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحي ابراز نشود. خالص ترين و سالم ترين محبت در تلاشي كه به طور روزمره براي اعطاي اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل مي آوريد، جلوه گر مي شود. 28-در محبّت كردن به كودكان، راه افراط ياتفريط را در پيش نگيريد، محبت متوسط توأم با صميميّت، اثر فراوانتري دارد. 29- به فرزندتان احساسي بدهيد كه بداند دوست داشتني و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نكنيد. 30-توقعات كودكان را در حدّ معقول و درست برآورده سازيد. 31-هيچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنيد و از مسخره كردن آنها به طور جدي بپرهيزيد. 32- در پرورش استعدادهاي بالقوه دانش آموزان جديّت به خرج دهيد. 33-در شرايط آموزشي، بر فعاليت دانش آموزان در يادگيري تأكيد شود نه بر پيشرفت آنان، زيرا تأكيد بر فعاليت يادگيري، به جاي تأكيد بر درستي و نادرستي پاسخ، برانگيزنده ي كوششهاي دانش آموزان است. 34-رقابت ميان دانش آموزان براي كسب نمره كاهش يابد. تحقيقات نشان داده است، در موقعيّت هاي آموزشي كه ميان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتّي دانش آموزاني كه عزّت نفس بالايي دارند، با شكست روبه رو مي شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزايش مي يابد. 35- براي آن كه كودكي با عزّت نفس بالا پرورش دهيم، بايد خود داراي عزّت نفس شايان توجّهي باشيم.
|
|
غار کتله خور زیباترین پدیده طبیعی این غار به صورت قندیلهای تماشایی معمولا در اطراف چشمهها و تالابهای كف آن قابل مشاهده است.غار كتله خور در ۱۵۵ كیلومتری جنوب زنجان و ۱۷۳ كیلومتری شمال همدان، در نزدیكی شهر كوچك گرماب واقع شده است. مسیر متداول، برای بازدید از این جاذبه طبیعی جاده زنجان به خدابنده (قیدار) در امتداد زرین آباد به گرماب است. تا سال ۱۳۷۲ بازدید از غار تنها برای گروههای حرفهای غارنورد و مجهز به ابزار و ادوات خاص امكانپذیر بود، كه از این سال به بعد عملیات عمرانی در این منطقه آغاز شد و مسیرهای بازدید تفریحی به طول دوهزار و ۳۵۰ متر و با نورپردازیهای فراوان در غار ایجاد شد. درحال حاضر غار كتله خور به عنوان یك مركز گردشگری در منطقه، مورد بازدید علاقهمندان بسیاری از سراسر ایران قرار می گیرد. از درون دهلیزها كه وسعت آن گاهی به بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر میرسد گالریهای باریكی در جهات گوناگون جدا میشوند كه انتهای بعضی از آنها مسدود و برخی دیگر راه عبور بسیار باریكی به گذرگاهها و دهلیزهای دیگر دارند و بسیاری از این مسیرها و دالانهای باریك هنوز شناسایی نشده و ناشناخته ماندهاند. مساحت دهلیزها و معابر و دالانها را نمیتوان به درستی تخمین زد. در حال حاضر دو گذرگاه بزرگ در درون غار شناسایی شدهاست، یكی گذرگاه و دهلیز اصلی و قدیمی است كه در راستای دهانه ورودی قرار گرفته و دیگری دهلیزها و دالانهایی هستند كه در فواصل ۱۵-۱۰ متر از دالان های اولی قابل دسترسی است. استالاگتیتها و استالاگمیتها ستونهای عظیمی را در دهلیزها و گذرگاههای اصلی ساختهاند. قندیلهای آویزان از سقفها در اثر داشتن ناخالصیها، زنگهای مختلف به خود گرفتهاند و آنهایی كه تركیبات همراه نداشته و یا كمتر دارند به صورت بلورهای شیشهای بسیار شفاف مشاهده می شوند. زیباترین پدیده طبیعی این غار به صورت قندیلهای تماشایی معمولا در اطراف چشمهها و تالابهای كف آن قابل مشاهده است.در اثر فرو رفتن آب به طبقات زیرین غار و كم شدن عمق تالابها، كریستالها و قندیلهای بلورین خطوط دیدنی و بسیار جالبی را تشكیل دادهاند. بخشهای فرهنگی،ورزشی و تفریحی غار در حال حاضر این غار به سه بخش فرهنگی، تفریحی و ورزشی تقسیم شده است. بخش ورزشی آن كه در حدود ۴ كیلومتر است تنها مورد استفاده غارنوردان و صخره نوردان قرار می گیرد ولی هنوز انتهای آن كشف شدهاست. بخش تفریحی غار نیز كه جهت بازدید عموم مورد استفاده قرار می گیرد حدود ۲ كیلومتر مسیر مستقیم است كه میگویند این مسیر تنها ۳/۱ كل غار است. بخش فرهنگی غار نیز در بخش جنوبی آن قرار دارد؛ قسمت اصلی آن دالانی است طبیعی كه جهت برگزاری مراسم مختلف مورد استفاده قرار می گیرد، البته این دالان هیچ گونه راه خروجی به بیرون نداشته و راه خروجی آن به صورت مصنوعی كنده شده اما خود دالان تماما طبیعی بوده است. غار كتلهخور از لحاظ كیفیت بلورها و قندیلها، زیبابی و تعدد طبقات اولین غار آهكی جهان شناخته شده است. غار كتله خور، غاری است آهكی كه در برخی نقاط آن گل رس و خاكهای حاوی اكسید آهن قابل مشاهده است. همسن و سال علیصدر اما متفاوت از او این غار از نظر سنی تقریبا همسن غار علیصدر همدان است، البته این دو غار از دو جهت با هم تفاوت دارند. یكی اینكه غار علیصدر همدان غاری است كاملا آبی اما غار كتله خور زنجان غاری است تقریبا خشك. دوم اینكه آهكهای غار كتله خور نسبت به آهكهای غار علیصدر بسیار خالصتر است كه این خود عاملی است جهت زیباتر شدن غار، چراكه خالص بودن آهكها موجب شفافیت آنها و در نتیجه عبور نور از قندیل ها می شود. یك نكته جالب توجه در رابطه با غار كتله خور این است كه شواهد و بررسیهای انجام شده مؤید این موضوع است كه این غار در نهایت به غار علیصدر در همدان متصل می شود. همچنین یكی دیگر از عجایب و زیبایی های این غار تعدد طبقات آن است كه این گونه غارها در جهان بسیار كم نظیر هستند. غاری پر از میدان گمان میرود حدود ۷۰۰ متر اولیه این غار قطری حدود ۷۰ سانتیمتر داشته است به طوریكه رهنوردان اولیه غار این مسیر ۷۰۰ متری را به صورت سینه خیز طی كرده و مسیر خود را با علامتگذاری مشخص كردهاند. ۱۰۰ متر ابتدای غار محل زندگی انسانهای نخستین بوده است كه این موضوع را اسكلت ۸۰ انسانی كه در این محل پیدا شده است تأیید میكند. این غار دارای بخشهای دیگری است كه به ترتیب، میدان شیر خوابیده، میدان بیستون، میدان چهل ستون، سه راهی كوهی، میدان پنج شیر، تالار عروس، تونل قندیلی، اتاق عقد، پای فیل، شتر با جهاز، عروس و داماد، میدان شمع، دو جادوگر، نخل سوخته، میدان مریم مقدس و ... را میتوان نام برد. تمامی این بخشها حاصل تجمعهای مختلف آهكی است كه هر كدام بر اساس شباهتی كه به یكی از اشیاء اطراف ما داشته اند به این اسامی خوانده میشوند. یكی از ویژگیهای منحصر به فرد این غار را می توان وجود ستونكهای آهكی عظیم دانست كه حاصل به هم پیوستن استالاگتیتها و استالاگمیتهای آهكی هستند كه باعث شدهاند كه این غار خود، نگهدارنده خود باشد یعنی اینكه این ستونهای عظیم نقش نگهدارنده هایی را بازی می كنند كه مانع از فروریختن سقف غار می شود. كتلهخور در مراحل اولیه تشكیل خود غاری آبی بوده است كه در اثر فعل و انفعالات تودههای عظیمی از سنگها از توده اصلی جدا شده اند. تشكیل طبقات متعدد این غار باعث شده است كه آب به طبقات زیرین نفوذ كرده و عملا غار تبدیل به غاری خشكی گردد. از دیگر ویژگیهای بارز این غار وجود قندیلهای زیبا و شفاف آهكی و استالاگتیتهای گل كلمی است. وجود چشمههای آب بسیار زلال در اطراف این غار و حفره های متعدد طبیعی هم از ویژگیهای منحصر به فرد این غار است. علاوه بر تمامی این مسائل در غار كتله خور همان طور كه در قبل آمد میتوان تجمعهای متفاوتی مشاهده كرد كه یكی از این تجمع های زیبا و جالب توجه استالاگمیتهایی است كه بسیار شبیه به عروس و داماد هستند و به همین اسم نامگذاری شدهاند. این غار در طول ۱۲۰ میلیون سالی كه از عمرش می گذرد دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شده است. از تغییرات طبیعی این غار می توان به شكستگیهای حاصل از زمین لرزه ها، گسل خوردگیها، لغزش ها و ریزش ها اشاره كرد |
|
کرمان در مداركتاريخی و جغرافيايیاسلامی نام اين منطقه«كرمان»،«كارمانيا»،«ژرمانيا»، «كرمانيا»، «كريمان»، «كارمانی» و «كرمانی» و در كتيبه بيستون به صورت ‹‹يوتيه›› ذكر شده است. شهرستان كرمان از شمال و خاور به كوير لوت از جنوب به شهرستان های بم و جيرفت و از باختر به شهرستان های راور، زرند، رفسنجان و بردسير محدود است. كشاورزی در كرمان رواج داشته ولی به علت كمی باران روش آبياری بيش تر به طريق آبی انجام می شود. از محصولات کشاورزی اين شهرستان میتوان پسته، زيره، كتيرا، حنا، گندم، جو، يونجه، تره بار و بنشن را نام برد. سابقه هنر خوشنويسی به عنوان يکی از هنر های سنتی و دينی کرمان تا حدود قرنهای پنجم و ششم هجری باز می گردد. بصورت کتيبه آثاری از اين دوران را در کرمان مشاهده می کنيم از جمله کتيبه های بنای خواجه اتابک و مسجد ملک که به خط ثلث و کوفی است. البته کرمان در تاريخ هنر خوشنويسی، هرگز از مراکز مهم اين هنر قلمداد نشده است. از نظر صنايع دستی شهرستان كرمان شهرت فراوان دارد زيرا علاوه بر قالی آن كه بسيار مرغوب است، گيوه دوزی، پته دوزی (نوعی سوزن دوزی)،شال بافي و كرك آن نيز از اهميت ويژه ای برخوردار است. از اين ميان آنچه بيش تر جنبه صادراتی دارد قالی و كرك بوده كه در اقتصادكرمان تاثير بهسزايی داشته است.پتهدوزي و شالبافي مهم ترين و ارزشمندترين صنايع دستي شهرستان كرمان را تشكيل مي دهند. پته حاصل تلاش دستهای زحمتکش و هنرمند دختران و زنان کرمانی است که هركس با چشم دل به آن بنگرد در آن، اثر نگاههای خستهای را خواهد يافت که هر صبح تا شام در پی سوزن، از نقطه ای به نقطه ديگر در حرکت بوده و خود يادگار هزاران درد و رنج و گاهی شادی و شعفی که در ذهنشان منقوش بوده؛ است. پته هنر ارزشمندي است كه با وجود آن همه ظرافت و زيبايی، آنچنان که بايد و شايد در بازارهای جهانی جايی ندارد. توجه بيش از حد به جنبه اقتصادی و تجاری اين صنعت و به کارگيری نخهای نامرغوب و از طرف ديگر افت کيفيت دوخت نيز بی تأثير بر منزوی بودن اين صنعت نبوده است. قيمت بالای پته و آسيب پذيری آن از طرفی، عدم صادرات آن از طرف ديگر از مهمترين دلايل رکود و وقفه در عرضه اين محصول به بازارهای جهانی است. اين هنر که ريشه در تاريخ و گذشته فرهنگی استان کرمان دارد، همانند ساير رشته های صنايع دستی سابقه توليد کاملاً مشخصی ندارد و هر يک از دست اندرکاران، پيدايش آن را به يکی از افسانه های بومی مرتبط می دانند و متأسفانه به دليل آسيب پذيری منسوجات در برابر عوامل جوی در موزه های داخلی و خارجی نمونه هايی از پته که بتواند راهگشای ما به کشف سابقه اين هنر باشد، وجود ندارد. شالبافي نيز يكي ديگر از مهمترين و ارزشمندترين صنايع دستي مردم اين منطقه است. در زمينه صنعت شالبافي نيز بايد گفت: هوتک يکی از روستاهای چترود است که تنها کارگاه شالبافی كرمان را در خود جای داده است. اساس اقتصاد شهرستان كرمان بر صنعت (صنايع دستی و صنايع ماشينی)، كشاورزی، دامداری، كارگری و تجارت استوار گرديده است. پسته، قالي، زيره، كتيرا، حنا، گندم و بعضی مواد كانی صادرات اين منطقه را تشکيل می دهند صنايع و معادن
مشخصات جغرافيايي
اين شهرستان دارای فرودگاه است. وجه تسميه و پيشينه تاريخي
|
|
گردو
جنس گردو ۲۰ گونه
دارد كه فندقه همه آنها خوردنى است اما هيچ يك از آنها به اندازه گردوى ايرانى
داراى ارزش اقتصادى نيست.تمامى اعضاى تيره گردو در نيمكره شمالى انتشار دارند و هيچ
نمونه اى از آنها در آفريقا نمى رويد. برخى از انواع آن نيز بومى شمال مركز و جنوب
اروپا و آمريكا است. گردو علاوه بر ميوه هاى ارزشمند، داراى چوب كاملاً صنعتى است.
طبق نوشته هاى پلنى گردو از ايران وارد ايتاليا شد و بعد ها مهاجران انگليسى آن را
با خود به آمريكا بردند تا جايى كه امروزه ايالات متحده بزرگترين توليد كننده اين
محصول در جهان است . ميوه گردو داراى مقادير قابل توجهى ويتامين A، ويتامين C،
كلسيم، فسفر، آهن و پتاسيم است.گردو از جمله فندقه هايى است كه داراى بيشترين مقدار
روغن اند به طورى كه در حدود ۵۴ درصد از بخش خوردنى آن را روغن تشكيل مى دهد. روغن
مغزگردو داراى كاربرد هاى پزشكى نيز هست و از گذشته آن را براى درمان بيمارى هاى
پوستى، زخم ها و قانقاريا مفيد مى دانستند. به جز ارزش فوق العاده ميوه و چوب گردو،
برگ و پوست تنه و پوسته ميوه گردو نيز داراى كاربرد هاى پزشكى است. پوست و برگ گردو
خواص تقويتى، منقبض كنندگى، بندآورنده خون و پاك كنندگى دارد و دارو و در درمان
بيمارى هاى مربوط به غدد لنفاوى گردن، تبخال، اگزما و بهبود زخم هاى ديرجوش استفاده
مى شود. از عصاره پوسته سبز گردو نيز در درمان زخم دهان و التهاب گلو و از عصاره
تقطير شده پوسته سبز آن براى درمان تورم شديد لوزه ها و تب و لرز استفاده مى
كنند
گردو درخت زيبايي است كه
ارتفاع آن ميتواندبه 20 متر برسد.
مغز گردو داراي
پروتئين،قند ،آب و ويتامين، املاح معدني و همچنين مواد چربي
است.
مقدار فسفر موجود در
گردو با ماهي و برنج و حتي تخم مرغ نيز برابري ميكند.
برگ و پوست گردو مقوي و
تصفيه كننده خون است .
برگها و پوست آن
بخصوص بخاطر مادهءتلخ و تانن آن در مداواي بيماريهاي جلدي و خنازير مفيد واقع مي
شوند .
مهمترين خواص گردو : درمان
ورم روده و معده: 15 تا 20 گرم برگ گردو را به مدت ده دقيقه در يك ليتر آب جوش دم
كنيد،
براي ورم معده و روده به
به عنوان كرم كش 3 فنجان در روز از اين دم كرده را بنوشيد
.
درمان خستگي و ورم :
دم كردهء50 گرم برگ گردو در يك ليتر آب را در آب وان بريزيد اين حمام آرام بخش
خستگي است و ورم را بر طرف مي كند همچنين در مورد مداواي سرمازدگي و بيماريهاي
پوستي تجويز ميشود .
درمان ورم لثه ولوزه
: دمكردهء فوق را به ميزان حجمش با آب رقيق كنيد و آنرا غرغره كنيد تا ورم لثه و
لوزه شما درمان شود .
درمان كم خوني :
جوشانده برگ يا پوست سبزگردو برابر تجويز فوق درمان كم خوني و ضعف است
.
20 تا 30 گرم از
پوست سبز گردو يا خشك آن را در يك ليتر آب به مدت يك ربع بجوشانيد و صاف كنيد و قبل
از هر وعده غذا يك فنجان از آن را بنوشيد .
گردو درمان كننده
بيماريهاي ريوي است.
گردو مسكن دل پيچه
است.
اگر از گردو و عسل
مربا درست كنيد براي اشخاص لاغر وتقويت و تحريك نيروي جنسي مفيد است.
مرباي گردو ملين بوده و
آپانديس را تقويت مي كند.
خوردن گردو از تشكيل
سنگ كليه و سنگ كيسه صفرا جلوگيري مي كند.
پوست درخت گردو و
پوست سبز گردو قابض است.
خوردن گردو براي تقويت
جنسي مفيد است.
گردو را با انجير و موز
بخوريد مقوي حواس و مغز است.
اگر پوست تاز گردو
را به دندان و لثه بماليد لثه و دندان را تقويت مي كند.
دم كرده برگ درخت گردو
براي درمان ورم مفاصل مفيد است.
50 گرم برگ گردو را در يك
ليتر آبجوش ريخته و بمدت چند دققيه بجوشانيد اين جوشانده براي شست و شوي زخم ها و
التيام انها بسيار مفيد است .
دم كرده برگ درخت گردو
براي درمان ترشحات زنانه و بيماري سل مفيد است.
جوشانده برگ درخت
گردو درمان كننده سر درد ،
سرمازدگي و
بيماريهاي پوستي است .
شيره قسمت سبز ميوه را اگر
چند بار روي زگيل بماليد آنرا از بين مي برد.
قسمت سبز و تازه
ميوه گردو را اگر با آب بجوشانيد و موهاي خود را با آن رنگ كنيد رنگ قهو ه اي به مو
مي دهد .
برگ تازه درخت گردو حشرات
موذي مانند بيد و ساس را از بين مي برد.
اگر زن حامله روزي
يك عدد گردو بخورد پس از زايمان پوست شكمش زيبايي خود را حفظ خواهد
كرد.
چون گردو داراي مس
مي باشد بنابراين به جذب آهن در بدن كمك مي كند
|
|
ساعت دقیق نقاط مختلف ایران و جهان به همراه کد آن برای
قرار دادن در سایت یا وبلاگ
در
این سایت، با کلیک بر روی نقشه هر کشور، میتوانید ساعت را در آن کشور
ببینید.
این سایت امکانات دیگری هم در اختیار کاربرانش قرار
میدهد
به طور مثال میتوانید ساعت مربوط به یک کشور را با استفاده از کدهای
HTMLی که به شما میدهد در وبلاگ و یا سایتتان به نمایش
بگذارید.
برای مشاهده امکان یاد شده فوق
اینجا کلیک فرمائید
|
|
نمايش حديث و نکته قرآني (عظمت،خواص،ظرائف) بصورت روزانه در سايت شما
برای دریافت امکانات فوق اینجا کلیک فرمائید
|
|
تات
تات,
اصطلاحی که ترکان قدیم به بیگانگان مقیم سرزمینهای خود اطلاق می کرده اند. قدیمترین
سندی که در آن واژة تات به کار رفته سنگنوشته های اورخون مغولستان است که از قرن
دوم برجای مانده است . تات در این سنگنوشته ها ظاهرا به معنای «اتباع » و «رعایا»
به کار رفته است ( د. اسلام چاپ دوم ذیل «تات .1» و «اورخون »). در دیوان لغات
الترک که در قرن پنجم تألیف شده تات به شکل تت نیز ضبط شده و به معنای ایرانی فارسی
فارسی زبان آریایی نژاد و کافر اویغوری آمده است (کاشغری ذیل «تات » «تت» نیز رجوع
کنید به ذیل «اس » «سملم تت»). چون اصطلاح «تژک » (تاجیک ) در عصر ایلک خانیان
(قراخانیان همان ذیل «تژک ») و احتمالا پیش از آن (بهار ج 3 ص 50) به ایرانیان
اطلاق می شده می توان پنداشت که لفظ تات علاوه بر اینکه به ایرانیان و مردم
یکجانشین گفته می شده (بارتولد 1358 ش ص 320) عنوانی بوده که پیش از ایلک خانیان بر
عناصر خارجی سرزمینهای ترکان (احتمالا خارجیان یکجانشین ترکستان بعضی قبایل متمدن
ترک اقوام مغلوب و ساکنان نواحی تحت تصرف ترکان ) اطلاق می گردیده است ( د. فارسی
ذیل واژه نیز رجوع کنید به د. اسلام ذیل «تات .1»). تات فرودست پست و رعیت نیز معنی
شده است (رجوع کنید به «تاتار * »). این اصطلاح بعدها تحول معنایی پیدا کرده است با
اینهمه ظاهرا تات در همة دوره ها بتدریج به مردم ایران اختصاص یافته است . بنابر
منابع موجود تحول معنایی تات از قرن نهم و دهم تا چهاردهم به این ترتیب بوده است :
تازیک (رجوع کنید به فیضی سرهندی ذیل واژه ) رعایای ایرانی و گریزان از جنگ
(دلاواله ص 50) تاجیک یا مردم بومی ایران (کمپفر ص 880 سانسون ص 550) فرقة تاجیک
(استرآبادی ذیل واژه ) ساکنان مزارع و روستاها و شهرهای ایران (ژوبر ص 193)
کشاورزان و ایرانیان یکجانشین (اوبن ص 34 پانویس ) جماعتی از رعایا که ساکن شهر
نیستند خدمتگزار مردم بیکاره و عاطل (قدری ذیل واژه به نقل از اللغات النوائـیه و
الاستشهادات الجغتائیه ) ساده دل و عوام الناس (همانجا) دنباله روان از یک رهبر (
د. اسلام همانجا به نقل از اللغات النوائـیه ) و شخص دانشمند و اهل کتاب (دهخدا ذیل
واژه ). ناحیة طاط ایلی شبه جزیرة کریمه و شهر معروف آن سغداق پیش از قرن هشتم مسکن
قومی ایرانی زبان بود که ظاهرا اعقاب آلانهای مهاجر بودند. اینان در میان خود به
لهجة مخصوصی تکلم می کردند و حاکم آنان طاط آغاسی نام داشت . این قوم در نیمة قرن
یازدهم پانزده هزار جنگجو داشت (رجوع کنید به هیئت ص 83 اولیا چلبی ج 7 ص 617
656ـ657). تاتارهای کریمه نیز مسیحیان یونانی را که در سلطنت کاترین دوم
(1762ـ1796) و در فاصلة 1189ـ1192/ 1775ـ 1778 به ناحیة ماریوپول (ژدانوف امروزی )
واقع در کنار دریای آزوف مهاجرت کرده بودند تات می نامیدند ( د. اسلام همانجا).
ترکان عثمانی جنگجویان غیرعرب و غیرترک خود را تات می خواندند. امرای بخارا در قرن
سیزدهم اهالی خوارزم و خاندان حاکم خیوه را با وجود نسب ترکی آنان از سر دشمنی و
برای تحقیر تات می گفتند (هدایت 1356 ش ص 53 نیز رجوع کنید به سپهر ج 3 ص 360).
ترکمنهای آسیای مرکزی نیز عنوان تات را برای کشاورزان اسکان یافته از جمله ساکنان
خیوه به کار می برده اند (بارتولد 1376ش ص 107). تنها قرینه ای که می تواند از
اطلاق نام تات بر مردم یا سرزمینی معین حکایت کند گزارش جووانی > پیانو کارپینی
< فرستادة پاپ اینوکنتیوس چهارم به دربار گیوک خان مغول در 642ـ 645 دربارة
متصرفات مغولان است که نام تات را پس از نام ایران آورده است (ص 76). با اینحال
ریشة واژة تات هنوز معلوم نشده است (بارتولد 1358ش همانجا) و این احتمال که از نام
تخار و شکل چینی شدة آن تاشی (محیط طباطبائی ص 348) گرفته شده باشد از لحاظ علمی
دقیق نیست . اصطلاح تات در ادبیات مکتوب و بیشتر از آن در ادبیات شفاهی ترکی فراوان
به کار رفته است (رجوع کنید به دده قورقود کیتابی ص 40 قدری همانجا). با اینکه
استعمال این واژه در میان ترکان ساکن ایران رواج داشت (سومر ص 9) و همسایگان فارسی
زبان و یکجانشین آنان نیز با آن آشنا بودند انعکاس آن در ادبیات فارسی بسیار اندک
است . ظاهرا مولوی (رجوع کنید به ج 3 ص 65 دهخدا همانجا) نخستین شاعر ایرانی است که
تات (به معنای ایرانی ) را به کار برده است . به نوشتة بارتولد (1358ش همانجا)
ایرانیان محلی ترکستان هرگز خود را تات نمی خوانده اند. ظاهرا ایرانیان به سبب
حساسیت نسبت به معنای تحقیرآمیز واژة تات آن را بندرت به کار می برده اند و ترجیح
می داده اند که در برابر ترکان برای معرفی خود و دیگر فارسی زبانان واژة تازیک یا
تاجیک را به کار ببرند که به گمان آنان حامل فضیلتهای اجتماعی آنان نسبت به ترکان
بود (رجوع کنید به نصیری ص 4ـ6). آنچه در صد سال اخیر سبب توجه پژوهشگران ایرانی به
واژة تات شده وجود یک دسته گویشهای قدیمی ایرانی در نواحی مختلف نیمة غربی و شمالی
ایران است که ترکان ایران و بومیان و فارسی زبانان همان نواحی به تأسی از ترکان
آنها را تاتی نامیده اند (رجوع کنید به ادامة مقاله ). نخستین اشارات به زبان و
مردم تات در ادبیات فارسی متعلق به نیمة قرن سیزدهم است . در 1257 عباسقلی
باکیخانوف در کتاب گلستان ارم برای نخستین بار به «زبان تات ...که یکی از اصطلاحات
فرس قدیم است » و مناطق تات نشین داغستان و شیروان و آذربایجان ــ که بنابر عقیدة
رایج در آن زمان اصلشان از فارس بود ــ اشاره کرده است (ص 18ـ 19). پس از او رضاقلی
خان هدایت (متوفی 1288) در ذکر وقایع 1247 تا 1248 از اتفاق نظر «ترک و تات» فارس
بر ضد خاندان دیوانسالار نوری سخن گفته است (1339 ش ج 10 ص 73). سالها بعد هنگامی
که کسروی در حدود 1320ش به تألیف رسالة آذری یا زبان باستان آذربایگان پرداخت
گزارشهایی به دست او رسید که حاوی اطلاعات مفیدی دربارة تاتها و زبان تاتی در نواحی
آذربایجان بود (رجوع کنید به کسروی ص 357ـ366). مردمی که امروزه تات نامیده می شوند
در نواری منقطع از کوهستان قفقاز تا کوههای خراسان پراکنده اند. شمار تاتهای قفقاز
در قرن سیزدهم و پیش از آن بسیار بیشتر از امروز بود. به نوشتة باکیخانوف در ناحیة
بزرگ باکو بجز شش روستای ترکمن نشین بقیه به زبان تاتی سخن می گفتند (ص 19). تاتهای
قفقاز از سه گروه مسلمان و یهودی و مسیحی تشکیل شده اند. تاتهای مسلمان در طبرسران
دربند داغستان قبه و شماخی و شبه جزیرة آبشوران در جمهوری آذربایجان ساکن اند.
تاتهای یهودی ــ که خود را یهودیهای کوهستانی می نامند ــ در باکو قبه و شماخی
آذربایجان دربند و ماخاچ قلعه و بویناک / بویناق داغستان و گروزنی چچنستان سکونت
دارند. در جمهوری آذربایجان تا چند سال پیش چند روستای تات زبان مسیحی وجود داشت که
در سرشماریها اهالی آنها جزو ارامنه به شمار می آمدند. از جمعیت تاتهای قفقاز آمار
دقیقی در دست نیست اما طبق آخرین سرشماریها تاتهای مسلمان حدود پانزده هزار تن و
تاتهای یهودی بیش از 000 26 تن بوده اند. این آمار در سالهای اخیر کاملا دگرگون شده
است . از سابقة حضور تاتها در قفقاز اطلاع دقیقی در دست نیست بنابر عقیده ای رایج
آنان خود را از اعقاب ایرانیانی می پندارند که در دورة ساسانیان به سرحدات شمالی
ایران فرستاده شده بوده اند (اورانسکی ص 315ـ317 331 آکینر ص 292ـ296 برجیان ص 222
227 نیز رجوع کنید به حمزه توف ص 245). در ایران پراکندگی تاتها دامنة بیشتری دارد.
تا قرن گذشته مردمی که در سرزمینهای میان مانقوطای سراب و نیر اردبیل سکونت داشتند
مخلوطی از تاتها و شاهسونها بودند و طول مسیر رودخانه های بالق لو و قره سو تا
رودخانة ارس نیز در دست تاتها بود. اینان در همان زمان مدتها بود که زبان خود را
فراموش کرده بودند و به ترکی سخن می گفتند (اوبن ص 134). درة شاهرود خلخال بزرگترین
محل تجمع تاتها در آذربایجان و اردبیل است . حدود چهل روستا در این دره و یکی دو
ناحیة دیگر خلخال تات نشین است (ناصر دفتر روائی ص 284 291ـ292 بازن ج 2 ص 83
دانشنامة ایران و اسلام ج 1 ص 64). در نیمة قرن سیزدهم مردم یکجانشین رحمت آباد و
اهالی رودبار زیتون به زبانهای تاتی و گیلکی سخن می گفتند (میرزا ابراهیم ص 183
189). در قزوین نیز انبوهی از تاتها سکونت دارند. در 1276 به دستور علیقلی میرزا
اعتضادالسلطنه وزیر علوم و صنایع و تجارت لغات رایج در میان تاتهای بلوک رامند و
دیگر روستاهای تات نشین جنوب قزوین جمع آوری گردید و کتابی تألیف شد با عنوان رسالة
لغات فرس قدیم : رساله در لغات اهل قزوین (رجوع کنید به ستوده 1334ش ص 22ـ23).
اعتمادالسلطنه طایفة تات زبان جیرسابات (از طوایف بلوک زهرا و دشتابی ) را از قبایل
قدیم ایران و مردمی پهلوی زبان معرفی کرده است . شمس العلما محمدمهدی عبدالرب آبادی
از مؤلفان نامة دانشوران از این طایفه بود (ص 226). امروزه از جنوب غربی تا جنوب
شرقی قزوین گروههای بزرگی از مردم بخشهای رامند شمالی رامند جنوبی بخشی از بوئین
زهرا دودانگه افشاری دشتابی و اشتهارد تات نامیده می شوند (آل احمد ص 18 ستوده
1334ش ص 24ـ 27 بازن ج 2 ص 85 دانشنامة ایران و اسلام همانجا). امروزه گروهی از
کشاورزان بومی دماوند تات نامیده می شوند (اورکاد ص 132). حضور تاتها در مازندران و
استرآباد نیز سابقه ای طولانی دارد از قرن دهم به بعد تاتها یکی از گروههای جمعیتی
ولایت استرآباد بوده اند. سلطانعلی تات در صفر 1005 استشهادنامة رعایا و مالکان
قریه چوپلانی استرآباد را دربارة «حقابة » آن روستا تأیید کرده بود (ستوده 1349 ش ج
7 ص 222ـ223). در دورة نهضت مشروطه زبان تاتی در ولایت استرآباد رایج بود و
گروههایی از تاتها در بلوک سدن رستاق استرآباد و شهر اشرف (بهشهر امروزی ) سکونت
داشتند (رابینو ص 106 115). تاتها در شمال غربی خراسان نیز حضور دارند. جلگة رشتقاق
جرگلان از بخشهای شهرستان بجنورد تات نشین است (ستوده 1349 ش ج 5 ص 512) و اهالی
بعضی از روستاهای دهستان گیفان بجنورد تات نامیده می شوند. منابع : شیرین آکینر
اقوام مسلمان اتحاد شوروی ترجمة علی خزاعی فر مشهد 1366ش جلال آل احمد تات نشین های
بلوک زهرا تهران 1353ش محمدمهدی بن محمدنصیر استرآبادی سنگلاخ : فرهنگ ترکی به
فارسی از سدة دوازدهم هجری چاپ روشن خیاوی تهران 1374ش محمدحسن بن علی
اعتمادالسلطنه المآثر والا´ثار در چهل سال تاریخ ایران چاپ ایرج افشار ج 1 تهران
1363ش اوژن اوبن ایران امروز 1907ـ1906: سفرنامه و بررسیهای سفیر فرانسه در ایران
ترجمه و حواشی و توضیحات از علی اصغر سعیدی تهران 1362ش یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی
مقدمة فقه اللغة ایرانی ترجمة کریم کشاورز تهران 1358ش برنار اورکاد «کوچ و اقتصاد
شبانی در دامنه های جنوبی البرز» در ایلات و عشایر تهران : آگاه 1362 ش اولیا چلبی
واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد تاریخ ترکهای آسیای مرکزی ترجمة غفار حسینی تهران
1376ش همو گزیدة مقالات تحقیقی ترجمة کریم کشاورز تهران 1358ش عباسقلی آقا
باکیخانوف گلستان ارم چاپ عبدالکریم علیزاده و دیگران باکو 1970 حبیب برجیان «ترکیب
قومی قفقاز» ایران شناخت ( فصلنامة انجمن ایرانشناسان کشورهای مشترک المنافع و
قفقاز ) ش 10 (پاییز 1377) محمدتقی بهار سبک شناسی تهران 1355ـ1356ش رسول حمزه توف
داغستان من ترجمة حبیب فروغیان مسکو 1986 دانشنامة ایران و اسلام زیر نظر احسان
یارشاطر تهران 1354ـ1370ش ذیل «آذری » (از احسان یارشاطر) د. فارسی دده قورقود
کیتابی بازنگاری و تحقیق حسین محمدخانی (گونئیلی ) تهران 1378ش دهخدا پیترو دلاواله
سفرنامة پیترو دلاواله : قسمت مربوط به ایران ترجمة شعاع الدین شفا تهران 1348ش
یاسنت لویی رابینو مازندران و استرآباد ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی تهران 1365ش
پیر امده امیلین پروب ژوبر مسافرت در ارمنستان و ایران ترجمة علیقلی اعتمادمقدم
تهران 1347ش مارتین سانسون سفرنامة سانسون ترجمة تقی تفضلی تهران 1346ش محمدتقی
سپهر ناسخ التواریخ : سلاطین قاجاریه چاپ محمدباقر بهبودی تهران 1344ـ1345ش منوچهر
ستوده از آستارا تا استارباد تهران 1349ش ـ همو «مقدمه بر رسالة لغات اهالی رامند»
فرهنگ ایران زمین ج 3 (1334ش ) فاروق سومر نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعة دولت
صفوی ترجمة احسان اشراقی و محمدتقی امامی تهران 1371ش الله داد فیضی سرهندی
مدارالافاضل ج 1 چاپ محمدباقر لاهور 1337ش حسین کاظم قدری تورک لغتی ج 2 استانبول
1928 جووانی د پیانو کارپینی سفرنامة پلان کارپن نخستین سفیر واتیکان در دربار مغول
در سال 1245 میلادی ترجمة ولی الله شادان تهران 1363ش محمودبن حسین کاشغری نامها و
صفتها و ضمیرها و پسوندهای دیوان لغات الترک ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبایی محمد
دبیرسیاقی تهران 1375ش احمد کسروی کاروند کسروی چاپ یحیی ذکاء تهران 1352ش انگلبرت
کمپفر سفرنامة کمپفر ترجمة کیکاووس جهانداری تهران 1360ش محمد محیط طباطبائی
«دربارة لفظ تاجیک و تات » آینده سال 12 ش 7ـ 8 (مهر و آبان 1365) جلال الدین
محمدبن محمد مولوی کلیات شمس یا دیوان کبیر چاپ بدیع الزمان فروزانفر تهران 1355ش
میرزا ابراهیم سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... چاپ مسعود گلزاری تهران
1355ش ابراهیم ناصر دفتر روائی خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائی : انقلاب مشروطیت ـ
نهضت جنگل دورة ناامنی خلخال به کوشش ایرج افشار و بهزاد رزاقی تهران 1363ش علی نقی
نصیری القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه چاپ یوسف رحیم لو مشهد 1372ش رضاقلی بن
محمدهادی هدایت سفارت نامة خوارزم چاپ علی حصوری تهران 1356ش همو ملحقات تاریخ روضة
الصفای ناصری در میرخواند تاریخ روضة الصفا ج 8 ـ10 تهران 1339ش جواد هیئت سیری در
تاریخ زبان و لهجه های ترکی تهران 1366 ش Marcel Bazin, Le Ta ªlech:une rإgion
ethnique au nord de l'Iran , Paris 1980; EI 2 , s.vv. "Ork ¢h ¢on" (by C. E.
Bosworth), " Tat.1: Historical development of the term" (by C.E. Bosworth). /
علی پورصفر قصابی نژاد / گویشهای تاتی از گویشهای مرکزی ایران که به دستة شمال غربی
زبانهای ایرانی (شاخه ای از زبانهای هند و اروپایی ) تعلق دارند. گویش تاتی که از
یک سو با سمنانی و از سوی دیگر با تالشی پیوند دارد از گویشهای قومی زبانهای ایرانی
در ناحیه هایی است که معمولا زبان بومی آنها ترکی است . گایگر گویش تاتی را زیرگروه
لهجه های خطة خزر می داند (اورانسکی ص 317). برخی از محققان حدس می زنند که ایرانی
زبانان تاتی در دورة ساسانیان برای نگهبانی از مرزهای شمال غربی پادشاهی ساسانی به
قفقاز گسیل شده باشند (همان ص 316). تاتی به دلیل مجاورت با مناطق ترک زبان و در
برخی نواحی با گویش تالشی و گیلکی در معرض تهدید و نابودی است . بسیاری از تات
زبانان به ترکی نیز صحبت می کنند و تعدادی نیز در همسایگی گیلان به گیلکی و تالشی
هم سخن می گویند. با اینهمه تمام روستاهایی که در 1330 ش در فرهنگ جغرافیایی ایران
تات زبان معرفی شده اند در ش نیز تات زبان بوده اند (بازن ج 2 ص 438). گویش تاتی به
طور کامل بررسی نشده است . نواحی مهمی که این گویش در آنها رایج است به این قرار
است : 1) جنوب غربی قزوین از تاکستان تا اشتهارد 2) خوئین در شصت کیلومتری جنوب
غربی زنجان و تعدادی روستاهای کوچک در اطراف خوئین 3) خلخال و طارم 4) هرزند و
دیزمار 5) شرق و شمال شرقی قزوین در کوهپایة رودبار و الموت (یارشاطر ص 17ـ 18) و
افزون بر این در نقاطی از قفقاز در جمهوری آذربایجان و داغستان و در میان برخی از
یهودیان کوهستانی که خود را داغ ـ جفود می نامند (اورانسکی ص 315). تات زبانان
قفقاز در سالهای اخیر تحقیقات زیادی دربارة زبان خود انجام داده اند. ایشان مانند
بیشتر تات زبانان ایرانی به ترکی نیز صحبت می کنند (همان ص 316). تاتی قفقاز به
زبان فارسی امروز بسیار نزدیک و به گروه جنوب غربی زبانهای ایرانی منتسب است و در
نتیجه با دیگر گونه های تاتی تفاوت کلی دارد ( د. اسلام چاپ دوم ذیل "Tat" ).
یارشاطر در > دستور لهجه های تاتی جنوبی < گویش تاتی را به دو دستة کلی شمالی
و جنوبی تقسیم می کند. علاوه بر این تقسیم بندی از آنجا که تاتی هر منطقه با تاتی
منطقة مجاورش نیز تفاوتهایی دارد در معرفی گونة گویش بهتر است که هر منطقه را به
همراه گونة آن آورد. مهمترین این گویشها چنین اند: تاتی کرینگان تاتی گلین قیه تاتی
هرزندی (هرزنی ) از دستة تاتی شمالی و تاتی بلوک زهرا سگزآباد ابراهیم آباد اشتهارد
و تاکستان از دستة تاتی جنوبی . تاتی کرینگان . کرینگان از روستاهای دیزمار شرقی از
توابع شهرستان اهر است که در شمال تبریز قرار دارد. این گونة تاتی گویش روستاهای
اوشتبین چای کندی ارزین نیستان و چند آبادی دیگر است که همگی دارای ویژگیهای گویشی
مشترک اند. در این گونه تفاوت جنس ملاحظه نشده است مضاف الیه و صفت ــ چنانکه در
گویشهای کرانة خزر دیده می شود ــ پیش از مضاف و اسم می آید اسم در حالت فاعلی و
انواع حالات غیر فاعلی به کار می رود مصدر دارای نشانة -an,-yan,-iyan و -en است
مانند eni-yan §c «چیدن » rd-an ªvenda «ایستادن » گذشتة نقلی و بعید به یک شکل می
آیند و تنها به قرینه تشخیص داده می شوند (رجوع کنید به ذکاء 1332 ش ). تاتی گلین
قیه . گلین قیه روستایی از بخش زنوز از شهرستان مرند واقع در پانزده فرسخی تبریز
است . این گویش دارای بسیاری از ویژگیهای گونة گویش کرینگان است اما در نشانة جمع و
ضمایر فاعلی با آن تفاوتهایی دارد. در این دوگونه میان صرف لازم و متعدی افعال
تفاوت دیده می شود. در تاتی گلین قیه نوعی گذشتة استمراری به عنوان زمان مرکب هست
که امروزه در غرب مازندران در گونة گویش تنکابن و رامسر و اطراف آن و در گیلکی می
بینیم مثل nde berin ªma ªman a «من می آمدم .» نشانة مصدر در این گونة گویشی -a و
-e است که با علامت مصدر در تاتی کرینگان تفاوت دارد re ªma ªa «آمدن » warta
«دویدن » که شبیه اسم مفعول است (رجوع کنید به همو 1336ش ). تاتی هرزندی / هرزنی .
هرزند نام دهی میان علمدار و مرند نزدیک گلین قیه است که گویش آن به گونة گویش تاتی
گلین قیه بسیار نزدیک است . تاتی بلوک زهرا سگزآباد و ابراهیم آباد. در این گونه
نشانة جمع -un است حرف اضافه پس از اسم در سگزآباد u §c و در ابراهیم آباد xu است
که زیاد به کار می رود. این حرف اضافه پس از اسم در مازندرانی شرقی e §J و در
مازندرانی غربی ªa §J است . نشانة مفعولی §-es است که پس از اسم می آید. مضاف الیه
و صفت پیش از مضاف و اسم می آیند. تفاوت جنس در اسم و فعل در سوم شخص مفرد برخی از
افعال بویژه در زمان حال استمراری و گذشتة ساده ملاحظه می شود. اسم در حالت فاعلی و
انواع حالات غیرفاعلی به کار می رود. تاتی اشتهاردی . مذکر و مؤنث حقیقی و مجازی و
بن دارد. در صفت ضمیر رابطه حرف ربط و افعال تفاوت جنس آشکار است . تکیه در تمایز
جنس نقش مهمی دارد. در اسم مذکر تکیه همیشه در هجای آخر و در اسمهای مؤنث بدون
استثنا در هجای پیش از آخر است مانند mardب «مرد» zإna «زن » (نخعی ص 316). زنان
بیشتر واژه ها را به صورت مؤنث و مردان به صورت مذکر به کار می برند. در ضمایر تنها
در سوم شخص مفرد ضمیر مؤنث باقی مانده است : uہ §J «او (مؤنث )» i §J «او (مذکر)»
(همان ص 321). در ضمایر مبهم حروف ربط و واژه های پرسشی و در فعلها بیشتر در گذشتة
ساده در صیغه های سوم شخص مفرد غایب تفاوت جنس ملاحظه می شود تنها فعل «بودن »
استثنا است که بیشتر صیغه های مؤنث هنوز در آن صرف می شود. در نحو مؤنث بودن اسم در
انتخاب صفات روابط و افعال مونث اثر می گذارد. در گویش آشتیانی نیز تفاوت جنس
ملاحظه می شود. تاکستانی (تاتی تاکستان ). تاکستان نام منطقه ای از بخش ضیاءآباد
شهرستان قزوین است که تا 1317 ش به سیادهن / سیادهن معروف بود. این گویش گونه ای از
گویش تاتی جنوبی است که به سبب شمار زیاد گویشوران گاهی گویشی مستقل دانسته می شود.
مشخصات عمومی تاتی جنوبی تفاوت جنس در مورد اسم ضمایر افعال استفادة زیاد از پسواژه
یا حرف اضافه پس از اسم و تفاوت صرف در افعال لازم ومتعدی در زمان گذشتة ساده و
داشتن حالت متمم است . منابع : یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی مقدمة فقه اللغه ایرانی
ترجمة کریم کشاورز تهران 1358 ش مارسل بازن طالش : منطقه ای قومی در شمال ایران
ترجمة مظفرامین فرشچیان مشهد 1367 ش یحیی ذکاء گویش کرینگان تهران 1332 ش همو گویش
گلین قیه یا هرزندی در فرهنگ ایران زمین ج 5 (1336 ش ) حسین نخعی «مذکر و مونث در
گویش اشتهارد و سایر گویشهای تاتی مرکزی ایران » در مجموعه خطابه های نخستین کنگرة
تحقیقات ایرانی ج 1 به کوشش مظفر بختیار تهران 1350 ش
نویسنده : گیتی شکری |
|
آيين قالى شويان اردهال
بازمانده كهن از جشن تيرگان
«امروزه در اردهال كاشان به پيروى
از رسمى كهن، آيينى به نام «قالى شويان» برگزار مى شود كه از برخى
ويژگى ها و شيوه هاى برگزارى مراسم، پيوند آن با آيين هاى جشن
تيرگان، ستايش تشتر، تير و يا دعاى باران به ديده مى آيد.»
«مشهد اردهال» در ۴۰ كيلومترى غرب كاشان و در كنار راهى است كه از راوند به سوى دليجان مى رود. در اين محل بناى امامزاده سلطان على بن محمد باقر قرار دارد كه قدمت آن به سده ششم هجرى مى رسد و در طول زمان، به ويژه در عصرهاى صفوى و قاجار، بناها و آرايه هاى معمارى گوناگونى بر آن افزوده شده و هنوز هم مى شود. بناى نيايشگاه بر كنار يك خشك رود و در نزديكى دره و گردنه هاى كوه «اردل» واقع است و تكيه بر جبهه جنوبى كوهى نه چندان بلند دارد. در روستا و دشت پيرامون، بازمانده هاى قلعه ها، امامزاده ها، درختان كهنسال و ديوارهاى بزرگ و كهن فراوانى به چشم مى خورد كه نشانه اى از گذشته پررونق آن ناحيه هستند. در صحن امامزاده، سنگابى بزرگ و نگارين براى آب آشاميدنى و حوض بزرگى جاى دارد كه از آب قنات غياث الدين سيراب مى شده است. در گذشته، اتاقى به نام «آتش خانه» يا «چراغ خانه» نيز در آن جا بوده كه امروزه همانند نمونه هاى مشابه آن در زيارتگاه هاى ديگر، ويران شده است. در مهرماه هر سال كه سالگرد شهادت امامزاده دانسته مى شود؛ مردمان بسيارى از دور و نزديك در اردهال گرد هم مى آيند تا شاهد مراسم نمادين تغسيل امامزاده باشند. در اين مراسم كه منحصراً توسط اهالى روستاى «فين» كاشان و چند روستاى ديگر برگزار مى شود و ديگران حق شركت در آن را نداشته و تنها تماشاچى هستند؛ يكى از قالى هاى درون بناى امامزاده، به عنوان قالى اى كه به هنگام شهادت در تابوت او بوده و پيكر امامزاده را در آن پيچيده بوده اند، به صورت لوله شده بر دوش جوانان قرار مى گيرد و آنان آن رابه سوى چشمه اى كه در حدود چند صدمترى شرق بنا واقع است، مى برند. به دنبال اين دسته، گروهى ديگر كه هر يك چوبدستى بلند را بر دست دارند، حركت مى كنند و با تكان دادن چوبدستى در هوا به نبردى نمادين با قاتل امامزاده مى پردازند. قالى بر كنار چشمه به زمين مى آيد و آب چشمه را به نشانه غسل دادن امامزاده بر آن مى افشانند و آن گاه دوباره آن را با شور و هيجان به سوى بنا بازمى گردانند. پيش از ورود قالى به آرامگاه، چوب بدستان با دويدن و تكان دادن چوب ها و فرياد و شعارهاى مهيج، نبرد با «اشقياء» قاتل امامزاده را دنبال مى كنند. رسيدن حاملان قالى به درگاه ورودى امامزاده و سپردن آن به گروهى ديگر كه مى بايد آن را به درون ببرند، همراه با تشريفات خاصى است كه شدت ازدحام و فشار و كش و قوس هاى فراوان، آن هنگام را به لحظه هايى پرتب و تاب تبديل مى كند و بسيارى از جوانان چنان از شدت اين همهمه و گيرودار از حال مى روند كه جز با ديدار آن، امكان توصيف ديگرى نيست
|
|
درختان كهنسال يزدميراث جاودان
پايدارى
در حال حاضر ۳۸ درخت كهنسال در
استان يزد شناسايى شده اند كه هر يك از آن ها يادآور داستان هاى
بسيارى از گذشته شهر تاريخى يزد هستند. درختان كهنسال استان يزد، به عنوان ميراث
جاودان پايدارى بوده و يكى از مهمترين قابليت هاى جذب گردشگران طبيعى و رونق
دادن به صنعت اكوتوريسم كشور محسوب مى شوند. با شناسايى ۱۴ پايه درختان دير
زيست ديگر اين درختان ارزشمند در استان يزد به ۳۸ پايه رسيد. اين آمار براساس آخرين
مطالعه انجام شده از سوى گروه تحقيقات اكوفيزيولوژيكى مؤسسه تحقيقات جنگل و مرتفع
سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزدارى ارايه شده است. اكثر درختان ديرزيست در
استان يزد بين ۸۰۰ تا هزار و ۵۰۰ سال عمر دارند كه علاوه بر اين كه جزء
مهمترين ذخاير ژنتيكى گياهى به شمار مى روند مورد توجه گردشگران داخلى و خارجى
و علاقه مندان به طبيعت محسوب مى شوند. در سال گذشته سرو چهارهزار و ۵۰۰
ساله شهرستان ابركوه به عنوان يكى از مشهورترين درختان ديرزيست از سوى شوراى عالى
محيط زيست به عنوان ميراث ملى و طبيعى كشور به ثبت رسيد. از مهمترين درختان كهنسال
استان مى توان به چنار كرخنگان شهرستان خاتم، چنار باجگان بافق،
سرومنگ آباد مهريز، سرو چم در شهرستان تفت، سرو چنار چك چك در اردكان،
سرو خرو طبس، درختان كهنسال بنه و زبان گنجشك در نقاط مختلف نام برد. در گزارش
مؤسسه تحقيقات جنگل و مرتفع اعتقادات و باورهاى مردمى از دلايل حفظ درختان ديرزيست
عنوان شده است بسيارى از اين درختان براى مردم مقدس بوده و با داستان ها و
افسانه هاى متعددى درآميخته است.
به عنوان مثال درخت سرو خرو در شهرستان طبس با قدمتى حدود چهارهزار سال از تقرب خاصى نزد اهالى برخوردار ست. اهالى محل شب هاى جمعه در آن چراغى مى افروزند و به آن پارچه بسته و مراد خود را طلب مى كنند. چنار چك چك هزار و ۴۰۰ سال سن دارد و از نظر زردشتيان بسيار مقدس است، اين درخت تاكنون دو مرتبه تحت تأثير ريزش كوه شكسته و مجدداً روئيده است. اهالى روستاى همجوار با چنار تنگ چنار مهريز اعتقاد دارند اين درخت هر هزار سال يكبار خود به خود آتش مى گيرد و خاموش مى شود و براى دومين بار حدود ۲۰ سال پيش درخت آتش گرفته است. درخت ارس باجگان در شهرستان بافق نيز بسيار مورد احترام اهالى است. در ميان مردم شايع است كه نجارى جهت ساختن دار قالى اقدام به بريدن تعدادى از شاخه هاى درخت كرده كه به گفته اهالى درخت جرم و خون كه احتمالاً صمغ درخت بوده ترشح كرده و نجار با تداعى مقدس بودن درخت از بريدن آن صرف نظر كرده است. سرو دربيد يزد نيز مورد توجه مردم است و اهالى منطقه جهت برآورده شدن حاجات خود نخ هاى رنگين به آن آويزان مى كنند. از چوب چنار تلكين آباد نيرو زبان گنجشك ميبد نيز براى ساخت تابوت بزرگى به نام نخل استفاده شده كه در عزادارى امام حسين(ع) بهره بردارى مى شود و از درختان مقدس به شمار مى رود. هم اكنون و بنا به اظهار كارشناسان تعدادى از درختان ديرزيست به واسطه برهم خوردن اكوسيستم طبيعى و مديريت نادرست در معرض خطر نابودى قرار گرفته اند. فروافتادن سرو فيروزآباد صدوق با هزار و ۷۰۰ سال سن در توفان خردادسال ۱۳۸۲ نمونه اى از اين دست به شمار مى رود. اين درخت باشكوه براثر وزش توفان و به واسطه عدم مراقبت صحيح و علمى از ناحيه تنه شكسته شد و از بين رفت. عضو مؤسسه تحقيقات جنگل و مرتع سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزدارى معتقد است مديريت نادرست و اجراى پروژه هاى عمرانى نظير محوطه سازى،آسفالت و خانه سازى در مجاورت درختان ديرزيست بقاى اين درختان را در استان يزد تهديد مى كند. دكتر سودابه كرورى گفت: «درختان كهنسال طى قرن ها موانع اكولوژيك و تنش هاى نامساعد محيطى را پشت سر نهاده اند ليكن در صورت عدم حمايت مادى و معنوى به صورت جدى تهديد مى شوند.»
|
|
راهنمای تصویری و ساده ساخت و مدیریت وبلاگ در سایت بلاگفا

راهنمای تصویری و ساده ایجاد اشتراک ایمیل در سایت Gmail
ابتدا چند نکته را یادآوری می نمائیم امکان دارد که نام مورد نظرتان برای ایمیل قبلا ثبت شده باشد که لازم است پس از انتخاب یک نام کاربری دلخواه ، از عدم ثبت آن در گذشته و توسط شخصی دیگر آگاه باشید بدین منظور کافیست نام را در گزینه شماره پنج ۵ بنویسید و دکمه شماره شش ۶ را بزنید اگر آن نام به رنگ آبی ظاهر شد که خوشبختانه آزاد است و میتوانید آنرا برای خود ثبت کنید اگر آن نام آزاد نبود ، گوگل نامهای مشابهی را معرفی و پیشنهاد میکن که البته معمولا چندان جالب نیستند و شما بدون توجه به این پیشنهادات ، باز هم نام جدیدی را در گزینه پنج ۵ بنویسید این کار را با نامهای متعدد و مناسب ، امتحان کنید تا یک نام خوب و دلخواه را که قابل ثبت باشد بیابید نکته دیگر ، رمز عبور است همیشه برای ورود به صندوق پست الکترونیک خود باید نام کاربری و رمز را به درستی در محل مخصوص ، وارد کنید لذا رمز عبور خود را فراموش نکنید یا در معرض مشاهده دیگران قرار ندهید در غیر اینصورت دچار مشکل خواهید شد
| کمبز یا میل خوئین
یک بنای
تاریخی مربوط به قرن ششم یا هفتم هجری
این اتاقک
با سقفی کاملا مخروطی شکلدر گذشته مورد استفاده نظامی داشته
است
تعداد
این عمارات 4 عدد بوده که سه تای آن به مرور زمان کاملا تخریب شده و تنها یک
کمبز
به یادگار آن دوران هنوز باقی
مانده است
نام اصلی آن
" میل " و در زبان محاوره محلی به آن کمبز ( یا همان گنبد ) گفته می شود
این
دکل
دیده بانی از جنس سنگ و آجر و درست در بالای کوهی مشرف بر خوئین واقع
است
و سالهای
درازی است که بر منطقه نظاره می کند
کمبز دارای
یک راه ورودی است که پس از چند پله محوطه کوچک داخلی شبیه به یک اتاق
دائره
شکل قرار
دارد
داخل آن کم
نور و دیوارهای آن مملو از دیوارنوشته های یادگاری است
ابزار این
نوشتارها معمولا ذغال است ولی متأسفانه افرادی نام و یادگارشان را با رنگ و
پیسوله
نوشتند که
بر نازیبائی فضای درون کمبز افزوده است
طبیعی است
که چنین بنائی با این قدمت احتمال وجود اشیاء عتیقه را نیز در خود دارد و
همین
حدس و گمان
باعث شده تا هر از چند گاهی عدّهای از افراد نابخرد و سودجو اقدام به حفاری
کف
زمین و کندن
دیوارهای آن کنند و صدمات تخریبی جبران نا پذیری را به کمبز
بزنند
ما خوئینیها
علاقمند به حفظ این آثار هستیم و آنرا میراث فرهنگی ملی می دانیم و همیشه از
مسئولان
ذیربط خواستهایم تا با اتخاذ تدابیر لازم ، مانع تخریب کمبز ، آسیابها و
دیگر ابنیه
تاریخی خوئین
شوند
اما دستان
چپاول و سودجوئی دزدان فرهنگی ، مجال چنین تصمیم هائی را به هیچ کس
ندادهاند
به گونهای
که به تکه سنگهای آسیابهای سنگی و قدیمی و حتی سنگ قبرهای
گورستانهای
کهن
خوئین هم ترحم نکرد ه است
در عمق
مخروط بالای کمبز جائیست که سرباز نگهبان ، برای دیده بانی استفاده میکرده
است
نگهبان از
روزنه های متعددی که در جهات مختلف است به راحتی به اطراف کنترل داشته و در
صورت نیاز
با داخل روستا یا سربازان موجود در کمبزهای دیگر ارتباط برقرار می نموده
است
در اطراف
کمبز دشت و تپه های زیادی هست که مورد کشت و زراعت دیم واقع
میشود
در بهار این
قسمت از خوئین نیز تبدیل به علفزار زیبائی میشود انصافأ تماشائی
است
برای رسیدن
به کمبز یک راه خاکی کوتاهی است که معمولا انسان و حتی دامها به راحتی از آن
عبور می
کنند و بخاطر شیب زیاد و سنگلاخ بودن آن ، گذر با ماشین احتیاج به کمی مهارت
دارد
چرا که ممکن
است پس از کمی طی مسیر و زیاد شدن زاویه جاده ، سرعت کم و ماشین
متوقف
و به سرعت
به عقب برگردد
از کمبز
راهیست که به سعیدآباد میرسد
برای تماشای
تصاویر کمبز و دشت اطراف آن به گالری تصاویر مراجعه
نمائید |
|
موقعیت جغرافیائی روستای خوئین |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خوئین یکی از دهها روستای شهرستان "ایجرود" از استان "زنجان" است
شهرستان "ایجرود" دارای 2 شهر به نامهای "زرین آباد" و "حلب" است
همچنین این شهرستان
به 2 بخش "مرکزی" و "حلب" نیز تقسیم
میشود
که مرکز بخش مرکزی
: شهر "زرین آباد" و مرکز "حلب" نیز شهر "حلب" است
خوئین در بخش "حلب" واقع شدهاست
دهستانهای "ایجرود" بالغ بر 4 دهستان "ایجرود بالا و پائین ، گلابر و سعیدآباد" است
روستاهای همجوار
خوئین در بخش
"حلب" عبارتند از
خوئین در دل کوههای نه چندان بلندی واقع شده است در نقطه ای از مسیر که پایان آناست ، کوهها در هم تنیدهاند و گرداگرد روستای خوئین که در دره این کوهها قرارگرفته به صف ایستادهاند جاده با رسیدن به خوئین تمام میشود و خوئین در انتهای این جاده بن بست واقع است اگرچه راه کوچک و خاکی هست که به بالای کوه رفته و از آنجا میتوان به "سعیدآباد" (روستائی نسبتا بزرگ در فاصله 5 کیلومتری) رفت ولی این مسیر به علت شیب زیاد و سنگلاخ بودن مسیر آن نمیتواند در حال حاضر چندان راه مهم و ارتباطی به حساب آید | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
این مطلب از
این مطلب از
زالو و خواص عجیب آن
زالو به عربی « عَلَق » و از نرمتنان آبزی است که در شالیزارها و مرداب زندگی میکند. جانورشناسان تا کنون 650 نوع زالو را شناسایی کردهاند که برخی از انواع زالو بسیار سمی و خطرناک هستند و بعضی از انواع زالوها مفید و آثار درمانی ارزندهای دارند که ما در این مقاله به آنها اشاره میکنیم.
خاصیت درمانی زالو در بزاق دهان او است که ماده ضد انعقاد خون به نام هیرودین است و موجب رقیق شدن خون و باز شدن گرفتگی رگها و در نتیجه افزایش خونرسانی به مغز و بدن میشود.
به عقیده بعضی کارشناسان 100 نوع ماده ویژه با اثرات درمانی گوناگون توسط زالو در خون ترشح میشود و مورد توجه پزشکان و جراحان قرار گرفته است و در اروپا و آمریکا در موارد گرفتگی رگهای قلب، گرافتهای پوستی و زیبایی پوست و جراحی قلب و پیوند اعضا و تقویت سیستم دفاعی بدن از آن استفاده میشود.
مجمع پژوهشگران طب گیاهی بوعلی سینا با آزمایشهای مکرر آثار درمانی زالو را تجربه کرده است. در قانون بوعلی سینا فصلی درباره زالو و علایم زالوهای سمی و زالوهای مفید آمده است.
کشورهایی نظیر روسیه و انگلستان و آلمان از تولید و صادرات زالو درآمد هنگفت ارزی بدست میآورند.
زالو از 2500 سال قبل در هند، یونان، روم، ایران و سپس در اروپا مورد استفاده پزشکی قرار گرفته است و در کشور روسیه بیماریهای مختلف (سردرد و امراض قلبی و پوستی و ضعف قوای جنسی) با زالو معالجه میشود.
در مسکو و اکراین کرمهای آرایشی برای رفع چین و چروک صورت تولید شده که ماده مؤثر آن از بزاق دهان زالو گرفته شده است.
پروفسور می یر، آلتون، اوخنر و هورنر معتقدند هرگونه کانون عفونی بدن را بوسیله زالو میتوان ریشهکن کرد.
هر زالو 5 تا 15 میلی لیتر خون میمکد (10 برابر حجم بدن خود) در مدت 15 تا 60 دقیقه، پس از جدا شدن زالو خونریزی 2 تا 10 ساعت طول میکشد.
با انداختن دو عدد زالو پشت گوشها می توان امراض صعب العلاج مغز (CXS) پارکینسون، رعشه، (MS) و (VA) گرفتگی عروق مغز، آلزایمر و صرع را معالجه کرد.
با زالو درمانی میتوان زخم معده، کولیت روده، پرستات، امراض ریوی، التهابات کبد، کیسه صفرا و بواسیر را معالجه کرد.
با زالو درمانی میتوان ناباروری مردان (ضعف اسپرم- واریکوسل)، کاهش میل جنسی و ترک اعتیاد مواد مخدر را معالجه کرد.
بوعلی سینا در قانون میفرماید: « از زالوهایی که کرکهای ریز و نرم دارند یا لاجوردی هستند یا یک خط قرمز در سراسر کمرشان هست پرهیز کنید زیرا دچار بیهوشی، خونریزی، تب، سستی و قرحههای بدخیم خواهید شد.
از زالوهایی که در آبهای خزهدار که محل زیست قورباغهها است استفاده کنید.
از زالوهایی که در آبهای گلآلود سیاه هستند استفاده نکنید.
زالو بهتر از حجامت خون فاسد را از عمق بدن بیرون میکشد. اول محل زالو را با آب گرم پاک کنید ( از صابونهای عطری استفاده نکنید). جایی را که میخواهید زالو بیندازید اول با دست مالش بدهید تا سرخ شود. اگر جای زالو را با گل سرشوی یا خون بمالند زالو بهتر میگیرد. بهتر آن است که پس از جدا شدن زالو محل گزش او را حجامت بدهند.
اگر پس از جدا شدن زالو خون بند نیامد پودر مازوج سوخته، نوره یا خاکستر یا پودر نرم زردچوبه استعمال شود.»
موارد استفاده از زالو در مجمع پژوهشگران طب گیاهی بوعلیسینا
1- دُمَلها و زخمهای چرکی و جوشهایی که در اثر عفونت خون یا در اثر ترشح هورمون جنسی در خون (در اوایل بلوغ) بر پوست چهره و بدن ظاهر میشود و آفتِ زیبایی دختران جوان است. زیر هر زخم یک عدد زالو بیندازد.
2- غدههای عفونی زیر پوست که درد دارد با انداختن یک زالو زیر غده و یا در ورم گلو از بیرون معالجه میشود.
3- برای گرفتگی رگهای قلب که موجب عوارض قلبی و تنگی نفس میشود و دکترها با عمل باز و هزینههای کلان بدون ضمانت عمل میکنند. با انداختن 4 عدد زالو بالای پستان چپ با ضمانت و هزینه کم رگها باز میشود و این مجمع صدها تجربه در این زمینه دارد.
4- عوارض سکته مغزی و نرسیدن خون به مغز به صورت فلج یکطرفه و رعشه و لرزش سر و دستها و ضعف مغز ظاهر میشود. با انداختن 2 عدد زالو به پشت گوش طرف مقابل آن طرفی که فلج شده، مویرگهای مغز باز و معالجه میشود.
نکته مهم: در موارد سکته مغزی به دلیل اینکه سلولهای مغز بیشتر از غذا به اکسیژن نیاز دارند، از دست ندادن زمان خیلی مهم است، لذا قبل از هر اقدامی و در کمال خونسردی باید زالو تهیه کرد و پشت گوش بیمار انداخت. تجربه ما در مورد سکته های مغزی که بلافاصله زالو انداخته شده این است که بیمار پس از نیم ساعت به حالت عادی خود برمی گردد (دست و پا و دیگر اعضای بدن فرمانهای مغز را اجرا می کنند) و پس از ۵ ساعت قادر به سخن گفتن می باشد. اکنون که خطر تا حدود ۹۰٪ برطرف شده برای تحت نظر داشتن بیمار به بیمارستان مراجعه کنید.
آیا می دانید ؟؟!!!
آیا می دانید که در کشور ترکیه مثل بانک خون، بانک زالو هم وجود دارد. به امید اینکه روزی بیمارستانهای ما هم به بانک زالو مجهز شوند.
5- عوارض قند بر چشمها (مویرگهای چشم از خون غلیظ قندآلود پُر میشود و موجب کوری میگردد) با انداختن 2 عدد زالو به دو طرف چشمها خون مویرگهای چشم تخلیه و بینایی برمیگردد.
6- عوارض قند روی پاها که باعث سیاه شدن و گاه زخم شدن پاها میشود و جراحها پای مریض را از مچ قطع میکنند. با انداختن 4 عدد زالو به محل سیاه شده که هر ۱۵ روز تکرار شود، خون قندآلود تخلیه و رنگ پوست پا طبیعی میشود.
7- واریس و برجسته شدن و ورم کردن رگهای ساق پا که گاه با درد شدیدی همراه است. با انداختن 5 عدد زالو روی پاها و تکرار آن هر 20 روز واریس و درد شدید و ورم آن خوب میشود.
8- آرتروز مزمن و درد شدید زانو و آب زانو و ورم زانو و زیر زانو با انداختن 4 عدد زالو روی پاها تکرار هر ماه آن معالجه میشود.
9- سردرد و سینوزیت مزمن و عفونت سینوسها با انداختن 4 عدد زالو به شقیقهها، عفونت تخلیه و سردرد خوب میشود.
10- کیست و عفونت پستانها با انداختن 4 عدد زالو زیر هر پستان برطرف و معالجه میشود.
11- ورم لوزهها و عفونت آن و خنازیر (زخم خطرناک گلو) با انداختن 4 عدد زالو ازبیرون به لوزهها و زخم خنازیر معالجه میشود.
12- نقرس و درد شدید پاها با انداختن 4 عدد زالو بین انگشتان پا معالجه میشود.
13- باد سرخ (ورم بینی) و پوست سر با انداختن 4 عدد زالو به محل ورم کرده معالجه میشود.
14- واریکوسل و عوارض بیضهها و ضعف اسپرم مردان با انداختن 3 عدد زالو زیر بیضهها معالجه میشود.
15- گلمژه و عفونت چشم با انداختن یک عدد زالو به هر طرف چشم معالجه میشود.
چند نمونه از تجربههای مجمع در مورد زالودرمانی
یک آقا و خانم آمریکایی به مجمع مراجعه کردند که 5 رگ از رگهای قلبشان گرفته بود، بالای پستان هر یک 4 عدد زالو انداختیم، فردا نیامدند، روز بعدش با خوشحالی مراجعه کردند که به متخصص مراجعه کردیم و همه رگهای قلب باز شده است. از خوشحالی یک بسته پول گذاشتند روی میز، گفتیم: پولی نیست، پرسیدند: پس چه کنیم؟ گفتیم: صلواتی است، معنی صلوات را نمیدانستند، گفتیم: هدیهای است برای جوانهایی که شما آمریکاییها کشتهاید. تکان خوردند. گفتیم: چرا در آمریکا معالجه نکردید که هم متخصصین بهتری دارد و شما هم فقیر نیستید. گفتند: به 2 دلیل، اولاً جراحان آمریکا ضمانت نمیکنند و شما ضمانت میکنید، ثانیاً هزینه عمل در آنجا چنان بالاست که درآمد ما توان پرداخت نداشت و حال متوجه شدیم که شما رایگان درمان می کنید.
نمونهای دیگر؛
آقای مقیمی 70 ساله به مجمع مراجعه کرد که از فرزندان امام رضا(ع) هستم و خود آقا مرا راهنمایی کرده است. قندش 600 و چشمهایش در اثر عوارض قند کور شده بود.
پرسیدم: چرا به دکتر مراجعه نکردهاید؟ گفت: به بهترین متخصصین مراجعه کردم گفتند علاج ندارد و مویرگهای چشمت پُر از خونِ قندآلود است، با لیزر هم قابل علاج نیست و باید کوری را تحمل کنی. ما به دو طرف چشمها زالو انداختیم، دو روز بعد آمد و در حضور مریضها شروع به رقصیدن کرد که چشمهایم واشده و روزنامه خواست و مشغول مطالعه شد.
طبيب همراه
براساس تجربیات بوعلي سينا و کتاب قانون بوعلي
منبع این مقاله : پایگاه اطلاع رسانی مجمع پژوهشگران طب گياهي بوعلي سينا
آب مرواريد – يک مرض چشمي است که پزشکان پس از رسيدن عمل مي کنند علاج با روش بوعلي سينا– زرده تخم مرغ محلي تازه (شب قبل تخم کرده باشد) يک عدد عسل خوب يک قاشق چاي خوري در يک استکان (با آب جوش شسته باشند ) بهم زده هر شب يک قاشق چا ي خوري در گودي چشمها ريخته پلک ها را بهم بزنيد بعد از 5 دقيقه پاک کنند و بقيه زرده را در يخچال نگهداشته شبهاي بعد استفاده کنند (بيش از ده مورد توسط مجمع آزمايش شده)
(2) آلزايمر (فراموشي)- يک مرض رواني است که در اثر ضعف مغز و غالبا در سنين پيري عارض مي شود معالجه استقدوس هندي 100 گرم هر شب 5 گرم در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده هر شب بعداز شام يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند .
قلم شتر 3 کيلو هرروز نيم کيلو با 2 قاشق مرزه خشک در زودپز با 2 ليوان آّب يک ساعت بجوشد در يک سطل بعد از گرفتن چربي آن با يک استکان عرق زنيان بهم زده صبح و عصر يک ليوان ميل کند .
پاي مرغ (با پوست زرد ) 3 کيلو 15 دقيقه در يک سطل آب نمک با ز بعد از شستن در يخچال نگهدارد هر روز نيم کيلو با 2 قاشق مرزه خشک در زودپز با 2 ليوان آب يک ساعت بجوشد در يک سطل بعد از گرفتن چربي آن با يک استکان عرق زنيان مخلوط کرده صبح و عصر ميل کند .
پسته خام 10 عدد مويز سياه 50 گرم هرروز ميل کند .
ميگو 100 گرم روي توري کباب کرده بجاي نهار ميل کند .
(3) ميگرن عصبي
ميگرن (سردرد) 29 ريشه دارد که در قانون جلد سوم (امراض مغز) علاج هر نوع ذکر شده است . اغلب موارد ميگرن عصبي است که در اثر فشار درسي يا افکار پريشان يا غم و غصه و ناراحتي هاي رواني عارض مي شود و علاج آن نيز تقويت مغز و تنظيم برنامه درسي بر اساس (4 ساعت کار مفيد در روز) و تفريح بر اساس ( 15 دقيقه بعد از 45 دقيقه درس ) و پرهيز از ترشي و مقاربت هر 15 روز يکمرتبه علاج مي شود .
(4) آرتروز و درد زانو که در اثر پوکي استخوان و نرمي غضروف ها و ضعف عمومي و کمبود گوگرد بدن عارض مي شود و اگر معالجه نشود زمين گير مي کند به عبارت ديگر آرتروز پيام پيري است که گاه در جواني هم عارض مي شود .
علاج – کپسول آرتروز 40 عدد هرروز مطابق دستور شماره 22 استفاده کند مکمل آرتروز 40 عدد هرروز يک کپسول بعد از نهار ميل کند .
پماد ضددرد شفا بسته هر شب دست خود را چرب کرده از مچ پا تا بالاي زانو و هر جا که درد مي کند 10 دقيقه ماساژ بدهد .
پرهيز – ترشي نخورد و مقاربت هر 15 روز يکمرتبه
براي گرفتگي ماهيچه ها – مقل ازرق يک بسته بعد از نهار و شام يک نخود با آب قورت بدهد . براي تامين گوگرد بدن از کلم پلو و آش و آبگوشت قنبيد استفاده کند .
(5) آسم و شبه آسم
آسم يک مرض ريوي است که صعب العلاج و با سرفه هاي خشک موجب ضعف عمومي و عفونت خون مي شود طب جديد تا مدتي با اسپري با آن مبارزه مي کند و با روش بوعلي سينا با مراعات پرهيز قابل علاج است
علاج آسم – پر سياوش 100 گرم هر شب 5 گرم (2 قاشق ) در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده ( يک ليوان آب پر سياوش ) دانه اسپند يک قاشق غذا خوري در يک ليوان آب جوش شب بماند صبح صاف کرده ( يک ليوان آب دانه اسپند ) کتيراي گون کاغذي يک بسته در يک ليوان آب جوش شب بماند صبح بهم زده ( يک ليوان محلول کتيرا ) در يک سطل ( آب پر سياوش +آب دانه اسپند + محلول کتيراي گون ) را مخلوط کرده هر 2 ساعت يک قاشق ميل کند براي شبه آسم کودکان هر 2 ساعت يک قاشق چاي خوري ميل کند .
پرهيز – آب يخ – ترشي – هواي سرد – سرخ کرده – ادويه ضرر دارد .
(6) افسردگي – يک مرض رواني است که در اثر فشارهاي روحي و فشار درسي و ضعف مغز سلامتي انسان را به خطر مي اندازد وبيشتر به سراغ دختران جوان و نسل جوان مي آيد طب جديد با قرص هاي خواب آور ( آرامش بخش ) و مخدر نيز با آن مبارزه مي کند با روش بوعلي کپسول افسردگي 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از نهار معالجه مي شود .
پرهيز- ترشي ميوه هاي ترش ضرردارد مقاربت هر 15 روز يکمرتبه
براي تقويت مغز و افکار پريشان از دم کرده استقدوس هر شب يک ليوان با يک قاشق عسل استفاده کند .
(7) آفت دهن زخم هايي است که در فضاي دهان و اطراف زبان موجب ناراحتي مي شود و طب جديد هنوز ريشه آن و علاج علمي آنرا کشف نکرده است احتمال قوي اينست که ريشه عصبي داشته با معالجات رواني بهتر شود .
يک تجربه - بدون توجيه علمي معجون آفت دهان (قراقورت با نمک با عسل ) هر 2 ساعت يک قاشق چاي خوري فضاي دهان را با آن ماساژ بدهند .
يک تجربه ديگر – لعاب اسپرزه يک ليوان هر 2 ساعت يک قاشق در دهان مضمضه کند . براي تقويت مغز و اعصاب – کپسول مغزو اعصاب 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند .
(8) ضعف نطفه ( اسپرماتوزوئيد ) تعداد کم اسپرم ها– تنبع اسپرم ها
توجه : در بعضي موارد کم ازمايشگاه تعداد اسپرمها را صفر اعلان کرده بود با استفاده از نسخه بوعلي سینا صاحب 50 ميليون اسپرم فعال شد .
نسخه بوعلي – براي تقويت کبد و تقويت سيستم دفاعي بدن از دستور شماره
35 استفاده کند .
براي تقويت کبد از کپسول مفتح سدد 40 عدد هرروز يک کپسول بعد از نهار ميل کند . شربت طبي 2 شيشه هر روز بعد از نهار و شام 2 قاشق در يک استکان عرق زنيان ميل کند .کپسول موميائي 2 بسته هرروز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند .
کپسول اکسير شفابخش 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند .
روغن طبي يک شيشه هر شب دست خود را چرب کرده 10 دقيقه بيضه ها را ماساژ بدهد . پرهيز- ترشي نخورد مقاربت هر 15 روز يکمرتبه
(9) نازايي خانم ها
طبق مدارک موجود بيش از 200 مورد بعد از 15 سال , 18 سال , 22 سال نازايي بچه دار شده و در بعضي موارد دوقلو زائيده اند .
براي عوارض رحم – از دستور شماره (12) مجمع استفاده کند .
موقع خواب 2 عدد بالش زير پاها بگذارد تا پماد برنگردد .
براي تقويت رحم – از دستور شماره (49) استفاده کند .
براي تقويت هورمون زنانه عرق رازيانه يک شيشه هر شب يک استکان ميل کند .
براي کيست رحم قرص ويتامين ( اي خارجي) يک بسته هر شب يک قرص بعد از شام ميل کند .
براي تقويت کبد و سيستم دفاعي بدن از دستور شماره 35 استفاده شود.
کپسول مفتح سدد 40 عدد هر روز يک عدد بعد از نهار ميل کند.
کپسول موميايي 40 عدد هر روز يک عدد بعد از صبحانهميل کند.
کپسول اکسير شفابخش 40 عدد هر روز يک عدد موقع خواب ميل کند.
براي ضعف عمومي و کم خوني غذادرماني تا 40 روز از دستور شماره 15 استفاده کنيد.
براي عفونت خون- استقدوس هندي 100 گرم هر شب 2 قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دمکرده هر شب بعد ا ز شام يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند.
پرهيز: در ايام عادت ترشي نعناع و هندوانه و ماست ترش نخوريد.
10- افتادگي رحم
براي افتادگي رحم ومثانه- هر روز پيش از نهار کمر و زير شکم را با چادر زنانه ببندد به پشت بخوابد- پاها را روي صندلي بگذارد 40 مرتبه نفس عميق بکشد تا 40 روز.
در نتيجه خون و اکسيژن به مغز مي رسد اعضاء آويزان(مغز و قلب و کبد و ريه- معده- رحم ومثانه) استراحت کرده به حالت طبيعي باز مي گردند.
به قلب کمک مي شود تا رسوبات خون را جذب و شريان را به جريان بيندازد.
11- اسکيزوفرني(افکار پريشان و ماليخوليا)
تعريف يکي از امراض شايع رواني صعب العلاج است که در اثر ضعف مغز و حوادث ناگوار زندگي عارض مي شود.
توضيح: مغز انسان داراي نيرويي است( بنام خيال) که شبيه رحم خانم ها است و 14 ميليارد سلول در اختيار دارد و توان حل انواع معادلات(رياضي- هنري- عاطفي- صنعتي- اجتماعي- اقتصادي) به تعداد 14 ميليارد به توان 14 هميار را دارد.
و به تعبير ديگر مانند رحم مادر نطفه اي مي طلبد تا تمام نيروهاي مغز صرف پرورش آن کند. اين نطفه مادر بنام عقل و علم فراهم مي شود و اگر نيروي عقل و اراده ضعيف بود خود نيروي خيال نطفه اي از مقولات گوناگون و نيروهاي مغز را صرف پرورش آن مي کند و گاه تخيلات خود را به صورت مجسم درک مي کند که همان مافيا و ماليخوليا است که يکي از امراض رواني محسوب مي شود.
عوارض اين مرض- کم خوابي- کابوس- بختک- روياي روز- فراموشي و سردرد عصبي- عدم تمرکز فکر- ضعف مغز- اضطراب- افسردگي است- فعاليتهاي نيروي تخيل الکترونيکي و به صورت امواج الکترو شيميايي است.
نيروي تخيل از اطاعت عقل و علم و اراده رنج مي برد و تلاش مي کند خود را از سلطه عقل و اراده آزاد کند و شيرين حالات او وقتي است که آزاد باشد و هر چه دلخواه اوست انجام دهد و با يک تعبير عرفاني پايگاه شيطان در روان انسان است- همچنان که عقل و علم پايگاه ايمان ولايت الله است.
طب شيميايي با داروهاي آرامش بخش و خواب آور مي کوشد تا مغز بخوابد و به اميد آنکه در حال بيهوشي مصنوعي مغز خود را تقويت و کمبودهاي خود را جبران کند. معالجه مافيا با روش بوعلي سينا نظر به اينکه افکار پريشان پرده هاي مغز را خشک مي کند بهترين داروي معالج روغن بادام شيرين است که هر شب 5 قطره به ملاج سر بچکاند و ماساژ بدهد. در نتيجه خواب عميق فراهم شده کاري که قرص خواب آور انجام مي دهد روغن بادام انجام مي دهد. ثانياً از نظر بوعلي يگانه علاج افکار پريشان گياه استقدوس هندي است به شرط تداوم هر شب 2 قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از شام يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند. ثالثاً براي تقويت اراده و مرکز فکر هر روز پيش از صبحانه 5 دقيقه طناب بازي کند.
توضيح: در هر دوره طناب 40 تمرين تمرکز فکر است در نتيجه اگر در هر دقيقه 40 دور بزند در 5 دقيقه 200 تمرين تمرکز انجام داده است. بعد از طناب بازي به پشت بخوابد پاها روي صندلي گذاشته 40 مرتبه نفس عميق بکشد در نتيجه خون و اکسيژن به مغز خواهد رسيد.
رابعاً پسته خام 10 عدد مويز سياه 50 گرم هر روز ميل کند. در نتيجه فسفر کافي به مغز خواهد رسيد. خامساً قلم شتر 3 کيلو هر روز نيم کيلو با 2 قاشق مرزه خشک در زودپز با 2 ليوان آب يک ساعت بجوشد در يک سطل بعد از گرفتن چربي آن با يک استکان عرق زنيان مخلوط کرده صبح و عصر يک ليوان ميل کند.
در صورت نبودن قلم شتر پاي مرغ با پوست زرد( سفيد نباشد) 3 کيلو در يک سطل آب نمک 15 دقيقه بماند بعد از شستن در يخچال نگهدارند. هر روز نيم کيلو با 2 قاشق مرزه خشک در زودپز با 2 ليوان آب يک ساعت بجوشد در يک سطل چربي آن را گرفته با يک استکان عرق زنيان مخلوط کرده صبح و عصر يک ليوان ميل کند.
سادساً ميگو 100 گرم هر روز روي توري کباب کرده به جاي نهار ميل کند. سابعاً کپسول تقويت مغز و اعصاب 2 بسته يا 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند.
ثامناً کپسول اکسير شابخش 2 بسته يا 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند.
پرهيز: ترشي نخورد. مقاربت هر 15 روز يک مرتبه.
12 – افتادگي و عفون روده ها
ماست شيرين نيم کيلو عسل 3 قاشق بارهنگ يک قاشق غذاخوري عرق زنيان يک استکان به هم زده در يخچال نگهدارند بعد از هر غذا 3 قاشق ميل کنند.
13- اگزما
يک مرض پوستي است که اخيراً در اثر مصرف صابون مايع و تايد عارض مي شود. علاج اگزما: نمک يک قاشق چاي خوري عسل يک قاشق زرده تخم مرغ يک عدد روغن بادام تلخ يک قاشق پودر گل هميشه بهار يک قاشق در يک ليوان آب جوش به هم زده هر شب محل اگزما را با آن پانسمان کند صبح بعد از شستن خشک کرده با 2 قطره روغن زيتون ماساژ بدهد.
14- التهاب معده و اثني عشر
عرق زنيان يک استکان عسل يک قاشق به هم زده پيش از هر غذا 2 قاشق ميل کند.
15- براي نفخ معده و آروغ زياد و سردي معده- پودر تقويت معده يک بسته هر روز بعد از نماز صبح يک قاشق چاي خوري در يک استکان عرق زنيان با يک قاشق عسل به هم زده ميل کند.
کپسول تقويت معده 40 عدد هر شب يک کپسول بعد از شام ميل کند.
پرهيز: ميوه خام- سبزي خام- آبگوشت – آش – پياز خام نخورد.
بهترين غذا گوشت ماهي يا گوشت مرغ پوست کنده يا گوشت قرمز بي چربي روي توري کباب کرده با يک تکه سنگک برشته ميل کند.
16- کمبود ويتامين ب
قرص ويتامين ب کمپلکس يک شيشه بعد از صبحانه و شام يک قرص ميل کند.
17- برونشيت و سرفه
پودر آنفولانزا يک بسته هر روز يک قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از هر غذا يک استکان ميل کند.
پر سياوش يک بسته هر شب 2 قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده در يک ليوان آب پر سياوش را با يک بسته کتيراي گون کاغذي و يک قاشق بارهنگ مخلوط کرده صبح به هم زده هر 2 ساعت يک قاشق ميل کند.
18- ورم پرستات
مرضي است که اغلب در سن پيري عارض مي شود. طب جديد با عمل آن را معالجه مي کند و کمتر به نتيجه مي رسد. با روش بوعلي سينا از راه تقويت کبد و سيستم دفاعي بدن و تقويت مغز و اعصاب نتيجه مي شود.
1- براي تقويت کبد و سيستم دفاعي بدن از دستور شماره 35 استفاده کنيد.
2- کپسول مفتح سدد 40 عدد بعد از نهار يک کپسول ميل کنيد.
3 - براي تقويت مغز کپسول اکسير شفابخش 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کنيد.
4- کپسول موميايي 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کنيد.
5- شربت طبي 2 شيشه بعد از نهار و شام 2 قاشق با يک استکان عرق زنيان ميل کند.
6- کپسول پرستات 40 عدد هر روز بعد از صبحانه و بعد از نهار يک کپسول ميل کند.
7- کپسول تکرر ادرار 40 عدد هر روز عصر يک کپسول ميل کند.
19- برص
برص يک مرض صعب العلاج پوستي است که طب جديد از علاج آن عاجز است- با روش بوعلي سينا معالجه مي شود اما زمان مي برد.
علاج برص- براي تقويت کبد و سيستم دفاعي بدن از دستور شماره 35 استفاده کند.
کپسول مفتح سدد 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند.
شربت طبي 2 شيشه هر روز بعد از نهار و شام 2 قاشق در يک استکان عرق زنيان ميل کند.
براي تقويت مغز استقدوس هندي 100 گرم هر شب 2 قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از شام هر شب يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند.
براي تقويت مغز- کپسول موميايي 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند.
کپسول اکسير شفابخش 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند.
در حمام با کيسه خشک لکها را 5 دقيقه ماساژ بدهد بعد با روغن بادام تلخ ماساژ بدهد.
غذادرماني- آش ماش با تخم خرفه و گياه غازاياقي و يک قاشق رب انار ميل کند.
پرهيز: لبنيات با ماهي نخورد- ماست با گوجه فرنگي نخورد.
براي تقويت هاضمه کپسول سو هاضمه يک بسته 20 عدد هر شب يک کپسول بعد از شام ميل کند.
20- بواسير
بواسير يک مرض صعب العلاجي است که انواع دارد و مادرش يبوست و پدرش ضعف اعضا رئيسه است.
بواسير سه ريشه دارد: 1- در کبد 2- در معده و جهاز هاضمه 3- در قولون و مقعد
طب جديد با عمل جراحي آن را معالجه مي کند و از نتيجه عمل راضي نيست . بوعلي سينا از راه تقويت کبد ومعده و قولون معالجه مي کند و مريضها از نتيجه راضي هستند.
1- براي تقويت کبد از دستور شماره 35 استفاده کنيد.
2- شربت طبي 2 شيشه هر روز بعد از نهار و شام 2 قاشق در يک استکان عرق زنيان ميل کند.
3- کپسول مفتح سدد 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از نهار ميل کند.
براي يبوست- خاکشير 2 قاشق غذاخوري بعد از شستن در يک ليوان آب جوش با 2 قاشق چاي خوري بارهنگ و يک قاشق عسل به هم زده هر روز يک ساعت پيش از نهار ميل کند.
علاج قولون- روغن کرچک يک قاشق زرده تخم مرغ بارهنگ يک قاشق در يک استکان به هم زده هر شب پيش از خواب با انگشت داخل قولون را با آن ماساژ بدهد.
مقل ازرق يک بسته هر روز بعد از نهار و شام يک نخود با آب قورت بدهد.
هر شب يک نخود مقل ازرق را موقع خواب با روغن کرچک چرب کرده در قولون شياف کند.
پرهيز: پياز خام- سير- ترشي نخورد.
21- پرکاري تيروئيد
يک مرض هورموني است که در اثر بي نظمي هورمونها عارض مي شود .
علاج- عرق گزنه يک شيشه هرروز بعداز نهار يک استکان ميل کند .
مغز ليمو عماني 3 عدد گل گاوزبان 5 گرم در يک ليوان آب جوش در قوري چيني دم کرده عصرها يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند .
توجه : به توجيه بوعلي سينا قوري بايد چيني باشد و فلز نباشد .
22- پوکي استخوان
مرضي است در اثر کمبود گوگرد و کلسيم در بدن عارض مي شود و زمينه آرتروز زانو و گردن را فراهم مي کند .
غذا در ماني : شير يک ليوان عسل يک قاشق پودر مالت يا عصاره مالت يک قاشق بهم زده بجاي صبحانه يا عصرها ميل کند .
براي کمبود گوگرد بدن از کلم پلو و آش و آبگوشت قنبيد استفاده کند .
23- تکرر ادرار مرضي است که در اثر ضعف مغز و سستي ماهيچه هاي کمر عارض مي شود علاج براي تقويت مغزواعصاب کپسول اکسير شفابخش 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند کپسول موميائي 40 عدد هرروز يک کپسول بعداز صبحانه ميل کند .
کپسول تکرر ادرار 40 عدد هرروز يک کپسول بعداز نهار ميل کند .
براي سستي ماهيچه هاي کمر شير يک ليوان زرده تخم مرغ يک عدد پودر زنجبيل يک قاشق چاي خوري عصاره مالت يا پودر مالت يک قاشق بهم زده يک ليوان صبح و عصر ميل کند .
هرروز پيش از صبحانه روي پتو به پشت بخوابد بطرف راست و چپ 40 مرتبه بغلطد .
هر شب پيش از شام دمر بخوابد از بالاي گردن تا مهره آخر کمر را با پماد ضددرد 10 دقيقه ماساژ بدهد .
پرهيز :ترشي نخورد مقاربت هر 15 روز يکمرتبه .
24- تيرگي پوست :
150 نوع مرض ÷وستي در اثر ضعف کبد است و تيرگي پوست هم يکي از آنهاست و با تقويت کبد معالجه مي شود .
شربت طبي 2 شيشه هرروز بعد از نهار و شام 2 قاشق در يک استکان عرق زنيان ميل کند .هرشب پوست صورت و بدن را با پارچه نرم ماساژ داده با شيره بادام ماساژ بدهد .
طرز تهيه شيره بادام ( مغز بادام شيرين 100 گرم در يک ليوان آب جوش شب بماند صبح پوست قرمز آنرا بکنيد آسياب کرده در يک ليوان آب جوش بهم بزند و صاف کند) پرهيز : چيزهايي که براي کبد مضر است نخورد ( تخم مرغ کهنه – سرخ کرده – ادويه – ترشي )
۲۵- تعديل شهوت
براي ضعف عمومي-
غذا درماني 40 روز صبحانه شير يک ليوان عسل 2 قاشق آب زعفران يک قاشق پودر زنجبيل يک قاشق چاي خوري پودر مالت يا عصاره مالت يک قاشق بهم زده بجاي صبحانه ميل کند .
براي ضعف مغز –
قلم شتر 3 کيلو هرروز نيم کيلو با 2 قاشق مرزه خشک در زودپز با 2 ليوان آب يک ساعت بجوشد در يک سطل بعد از گرفتن چربي آن با يک قاشق عرق زنيان مخلوط کرده صبح و عصر ميل کند .
کپسول اکسير جواني 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند
پودر اميدبخش مخصوص آقايان 2 بسته هرروز مطابق دستور همراه عمل کند .
کپسول مغزو اعصاب 40 عدد هرروز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند .
کپسول سرعت انزال 40 عدد صبح و عصر يک کپسول ميل کند .
پرهيز : ترشي نخورد مقاربت هر 15 روز يکمرتبه
26 – تنبلي کبد و ضعف سيستم دفاعي بدن که زمينه را براي 150 نوع مرض پوستي فراهم مي کند .
علاج - از دستور شماره 35 استفاده کند
کپسول مفتح سدد 40 عدد هرروز يک کپسول بعداز نهار ميل کند .
شربت طبي 2 شيشه هرروز بعد از نهار و شام 2 قاشق با يک استکان عرق زنيان ميل کند .
پرهيز : تخم مرغ کهنه – سرخ کرده – ترشي – پياز خام نخورد .
27-جوش صورت
جوش صورت اغلب به سراغ جوانهاي مجرد مي رود و آنرا بخطر مي اندازد .
وقتي هورمون جنسي به طور طبيعي دفع نشد وارد خونمي شود و از نظر کبد سم است وکبد مسئول دفع سمومات از بدن است لذا اين مسمومات را بهنواحي ظريف و لطيف بدن مي فرستد که به صورت جوش جواني- جوش چرکي دمل روي بيني و پوست صورت و امراض پوستي و خارش و کهير عارض مي شود.
گاه در اثر مسموم- خوردن غذاي فاسد يا تخم مرغ کهنه يا سرخ کرده خون مسموم مي شود وکبد مسئول دفع سمومات است در نتيجهجوش صورت و امراض پوستي ظاهر مي شود- طب جديد از آنتي بيوتيک ها استفاده مي کند و بوعلي سينا از راه پاکسازي کبد از سمومات آنها را معالجه مي کند- علاج براي جوانها ازدواج است.
براي تقويت کبد شربت طبي 2 شيشه هر روز بعد از نهار و شام 2 قاشق با يک استکان عرق زنيان ميل کند.
زرشک طبي 100 گرم هر روز يک قاشق غذاخوري در يک ليوان آب جوش شب بماند صبح بعد از صبحانهميل کند.
کاهو 5 برگ عصرها با شربت طبي ميل کند.
عرق کاسني يک شيشه هر شب يک استکان بعد از شام ميل شود.
پرهيز: تخم مرغ کهنه- غذاي مانده- سرخ کرده- بادمجان- پياز خام ترشي و ادويه نخورد.
براي جاي جوشها- زاج سفيد 5 گرم در يک استکان سرگه گرم حل کرده در حمام جاي جوشها را 10 دقيقه با آن ماساژ بدهد و با روغن بادام تلخ ماساژ بدهد.
28- چاقي و کاهش وزن
چاقي زمينه ساز امراض عفوني و ضعف نيروي دفاعي بدن است.
براي کاهش وزن:
1- هر شب به جاي شام 3 عدد سيب زرد ترش ميل شود.
2- هرشب يک ساعت پيش از شام 10 برگ کاهو خالي ميل کند در نتيجه معده پر شده و اشتها کم مي شود.
3- کپسول لاغري 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از نهار ميل شود. اين کپسول براي کساني تجويز مي شود که معده شان قوي و سالم باشد.
29- چربي خون
در اثر ورزش نکردن و مصرف غذاهاي پرچرب و شيرين و عدم برنامه غذايي دو نوع چربي در خون سلامتي را به خطر مي اندازد.
علاج هر 2 نوع چربي خون ، کپسول چربي خون 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از نهار ميل شود.
پياده روي 20 دقيقه هر روز پيش از صبحانه انجام دهد.
چون انسان گوشتخوار و دانه خوار و علف خوار نيست و جهاز هاضمه اش براي هضم ميوه ها و بدنش نياز به مواد ميوه ها دارد ، لذا تنظيم برنامه غذايي که از ميوهها بيشتر استفاده مي کند موجب سلامتي و طول عمر و اعتدال مزاج است.
30 حساسيت و آلرژي
انسان در حمام آب يخمي خورد يادر هواي گرم در حال عرق آب يخ مي خورد در نتيجه مايع مغزي عفوني مي شود و آلرژي و حساسيت ظاهر مي شود و زمينه سينوزيت و امراض عفوني فراهم مي شود.
توجه: مصرف آنتي بيوتيک ها نتيجه نمي دهد و اگر بهبود حاصل شد با يک ليوان آب يخ يا يک شبه بر مي گردد.
علاج- پودر آنفولانزا يک بسته هر روز يک قاشق غذاخوري در يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از هر غذا يک استکان ميل کند.
براي تقويت مغز- کپسول تقويت مغز و اعصاب 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند.
کپسول اکسير جواني 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند.
31- حساسيت و آلرژي پوستي
علت ان مسموميت خون و ضعف کبد است.
علاج- براي عفونت خون- استقدوس هندي 100 گرم هر شب 2 قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از شام يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند.
براي تقويت کبد- شربت طبي 2 شيشه هر روز بعد از نهار و شام 2 قاشق در يک استکان عرق زنيان ميل کند.
کاهو 5 برگ عصرها با شربت طبي ميل کند.
عرق کاسني يک شيشه هر شب يک استکان بعد از شام ميل شود.
در حمام- پودر سدر و گل سرشوي يک بسته- پودر گل خطمي 2 قاشق- پودر گل هميشه بهار 2 قاشق در يک سطل آب گرم به م زده در حمام پوست بدن را با آن 10 دقيقه ماساژ بدهد.
32- خروپف
پزشکان جديد معتقدند که علتخروپف انحراف بيني و تورم مجاري تنفسي است. بوعلي سينا معتقد است که در اثر ضعف مغز و ضعف مديريت مغز است به دليل اينکه اگر علت خروپف تورم مجاري تنفسي بود در بيداري هم بايد خروپف کند چرادر خواب و ما هم با تجربه وقتي مغز راتقويت مي کنيم خروپف معالجه مي شود.
لذا براي علاج خروپف استقدوس هندي هر شب يک ليوان بعد از شام با يک قاشق عسل استفاده مي کنيم.
کپسول موميايي 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند.
کپسول اکسير شفابخش 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند.
کپسول خروپف 40 عدد صبح و عصر يک کپسول عصر ميل کند.
کپسول مفتح سدد 40 عدد هر روز يک کپسول بعد از نهار ميل کند.
33- خون ريزي لثه ها
علت آن عفونت زير دندانها (پيوره) و سستي ماهيچه هاي لثه است.
علاج- حنا 20 گرم با آب نمک اشباع شده در يک ليوان سفت خمير کند هر شب با انگشت لثه ها را با آن ماساژ بدهد بعد از 5 دقيقه با آب ملايم بشويد.
34- دندان درد
علت ان پيوره و عفونت زير دندانها و پوسيدگي ميناي دندان است.
بهترين علاج- هر روز پيش از صبحانه و شام با آب نمک اشباع شده و مسواک نرم دندانها را 5 دقيقه ماساژ بدهد.
از مصرف خمير دندان خودداري کند چون جوش شيرين دارد وميناي دندان را ضعيف مي کند وويتامين ب دندان را نابود مي کند.
اين برنامه سلامتي دهان و دندان را تا آخر عمر بيمه مي کند.
35- ديسک کمر
ديسک کمر توام با دردکمر به علت ضعف ماهيچه هاي کمر يا برداشتن سنگين و زايمان زنان و يبوست مزاج عارض مي شود. پزشکها با عمل مراجعه مي کنند که نتيجه قطعي ندارد.
علاج ديسک کمر- هر روز پيش از صبحانه روي پتو به پشت بخوابد به طرف راست و چپ 40 مرتبه بغلطد در نتيجه خون در نخاع جريان پيدا مي کند و ماهيچه هاي کمر تقويت و به تدريج ديسک خوب مي شود.
هرشب پيش از خواب دمر بخوابد از بالاي گردن تا مهره آخر کمر را با پماد ضددرد 10 دقيقه ماساژ بدهد.
کپسول موميائي 40 عدد هرروز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند .
کپسول اکسيرشفابخش 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند.
پرهيز : ترشي نخورد مقاربت هر 15 روز يکمرتبه انجام بدهد .
36- سياتيک :
يکي از امراض صعب العلاج است و دردش شديدترين دردهاست زير آخرين مهره کمر دو رشته رگ تا مچ پاها کشيده شده است که سياتيک ناميده مي شوند .
علت سياتيک فشاري است که به مهره آخر کمر و اعصاب سياتيک وارد مي شود چاقي ورزش سنگين کار سنگين بار سنگين و ضعف مغز و اعصاب علت بروز سياتيک است .
علاج- طب جديد سياتيک را عمل مي کند و از نتيجه عمل راضي نيست .
بوعلي سينا کساني را که فشار بالا دارند ( با پودر دارچين در يک ليوان آب 5 دقيقه بجوشد خاموش کرده در يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند ) معالجه مي کند
کپسول رماتيسم 40 عدد مطابق شماره 5 استفاده کند .
پماد ضددرد هر شب دست خود را چرب کرده از مچ پا تا مهره آخر کمر و باسن ها را ماساژ بدهد .
پرهيز – ترشي نخورد مقاربت هر 15 روز يکمرتبه
هرروز کمر خود را با شال کردی ببندد شب موقع خواب باز کند .
37- درد مفاصل (رماتيسم )
درد چيست ؟ درد آژير خطر مغز است که هشدار مي دهد و ما را از وجود مرض آگاه مي سازد علت رماتيسم عفونت خون است که در تمام بدن مي چرخد و در مفاصل ايجاد درد مي کند .
علاج رماتيسم – استقدوس هندي 100 گرم هر شب 5 گرم در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از شام يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند .
شربت رماتيسم ( آب غوره بي نمک با عسل ) هر شب يک استکان بعد از شام ميل کند .
کپسول رماتيسم 40 عدد هرروز يک کپسول بعد از صبحانه ميل کند .
کپسول اکسير جواني 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند .
پرهيز- ترشي ميوه ترش غذاهاي سرد نخورد .
38 – ريزش مو
ممکن است بعلت کم خوني يا فشار درسي يا افکار پريشان يا ضعف عمومي باشند
اگر ريزش مو همراه شوره و چربي باشد علاج آن تخم مرغ کامل يک عدد روغن کرچک يک قاشق براي شوره آب ليمو نصف استکان پودر گل خطمي 2 قاشق در يک سطل کوچک آب گرم بهم زده شب بماند صبح در حمام پوست سر و موها را 10 دقيقه با آن ماساژ بدهد.
براي رشد موها از دستور شماره 25 استفاده کند .
اگر ريزش مو شوره و چربي نداشته باشد بجاي روغن کرچک از گليسيرين استفاده کند و آب ليمو لازم نيست.
براي کم خوني و ضعف عمومي از دستور شماره 15 استفاده کند .
براي ضعف مغز و فشار درسي از کپسول اکسير جواني يا شفابخش و کپسول مغزو اعصاب استفاده کند .
39 – زخم معده و زخم اثني عشر
غذا درماني ماست شيرين نيم کياو عسل 3 قاشق ( اگر قند دارد عسل يک قاشق ) بارهنگ يک قاشق غذاخوري عرق زنيان يک استکان ( اگر اسهال دارد عرق نعناع نصف استکان ) بهم زده پيش از هر غذا 3 قاشق ميل کند .
پرهيز غذائي : ميوه خام سبزي خام آبگوشت آش نخورد .
مناسبترين غذا – گوشت ماهي يا گوشت مرغ يا گوشت قرمز بي چربي روي توري کباب کرده با يک تکه سنگک برشته ميل کند .
40- زونا – همان عوارض آبله مرغان است که در سنين پائين عارض شده بود و اکنون در سن بزرگسالي بصورت طاولهاي پوستي و جوش چرکي ظاهر شده است .
علاج- براي عفونت خون استقدوس هندي 100 گرم هر شب 2 قاشق در قوري با يک ليوان آب جوش دم کرده بعد از شام يک ليوان با يک قاشق عسل ميل کند .
شربت طبي 2 شيشه هرروز بعد از نهار و شام 2 قاشق در يک استکان عرق زنيان ميل کند .
عرق کاسني يک شيشه هر شب يک استکان بعد از شام ميل کند .
در حمام پودر سدر + پودر گل سرشوي يک بسته پودر گل خطمي 2 قاشق پودر گل هميشه بهار 2 قاشق در يک سطل کوچک آب گرم بهم زده شب بماند صبح در حمام پوست بدن را 10 دقيقه با آن ماساژ بدهد .
پرهيز : هرچه براي کبد ضرر دارد نخورد .
41- زيادشدن شير مادر
پودر رازيانه يک قاشق در يک ليوان عرق زنيان با يک قاشق عسل هرروز ميل کند.
شير يک ليوان- خرما 5 عدد- عصاره مالت يا پودر مالت به هم زده عصرها ميل کند.
42- سر دردميگرني- ميگرن- سر درد 29 ريشه دارد-( عفونت مايع مغزي- سينوزيت- امراض معده- امراض کبد- فشار درسي- افکار پريشان- ناراحتي هاي روحي- عوارض رحم- عوارض کليه- کم خوني و ضعف عمومي- عفونت خون- امراض ميکروبي) به عبارت ديگر درد آژير خطر مغز است که هشدار مي دهد تاانسان به فکر علاج باشد.
ميگرن دردي است که در نيمي از سر احساس مي شود.
علاج- بعد از ريشه يابي و اقدام براي معالجه ريشه مرض به جاي مُسکن هاي شيميايي مي تواند از کپسول تقويت مغز و اعصاب هر شب يک کپسول موقع خواب استفاده کند.
اين کپسول سرشار از فسفر قابل جذب است و با تقويت مغز و سيستم دفاعي بدن انواع سر دردهاي عصبي را آرام مي کند.
پرهيز: بعد از تشخيص ريشه آنچه براي مرض مضر است پرهيز کند.
توجه- براي مطالعه 29 ريشه ميگرن به جلد سوم قانون مراجعه شود.
43- سرطان
سرطان چيست؟ اولين سلولي که از فرمانمغز اطاعت نمي کند و يا نمي شود همان سرطان است که سلولهاي ديگر هم بهاو مي پيوندند وتومور سرطاني تشکيل مي دهند- که در همه جاي بدن ممکن است پيدا شود.
توضيح- شهر عظيم و صنعتي بدن بر اساس ولايت (اطاعت بي چون و چرا از مغز) اداره مي شود ومخالفت با اين قانون اساسي مجازاتش اعدام است و کبد مسئول اجراي اين حکم و مسئول مبارزه با ياغيان(سرطان ها) است.
اگر کبد قوي بود سلولهاي سرطاني را نابود مي کند و اگر ضعيف بود سلول سرطاني رشد کرده موجب مرگ مي شود. بوعلي سينا از راه تقويت مغز و کبد سرطان را معالجه مي کند.
مجمع پژوهشگران طب بوعلي سينا تا به حال موفق شده با روش بوعلي سينا سرطان کبد را در اسدآباد همدان- سرطان کليه را معالجه ومدارک علمي آنها در آرشيو مجمع موجود است. بوعلي سينا براي معالجه سرطان از يک اصل علمي استفاده مي کند. لذا مستعد است که شما مغز و کبد را تقويتکنيد- سيستم دفاعي بدن امراض را شناسايي و معالجه مي کند.
و ما هم بارها از اين اصل استفاده کرده صحت آن را تائيد مي کنيم.
به عبارت ديگر سرطان از ديد طب سنتي يک مرض سوداوي از قبيل دق است و با معالجه امراض سوداوي معالجه يا درد آرام مي گيرد.
پرهيز کلي آنچه سودا را تقويت مي کند براي سرطان مضر است.
44- سکته مغزي
علت سکته مغزي در اثر گرفته شدن رگهاي مغز خون به مغز نمي رسد و سکته مغزي عارض مي شود. سبب گرفتگي شريانهاي مغز ممکن است قند يا عفونت خون يا غلظت خون باشد. سکته نوعاً در يک طرف عارض مي شود و اگر در طرف راست مغز باشد طرف چپ هم از کار مي افتد و اگر در طرف چپ باشد طرف راست بدن فلج مي شود و اگر هر دو طرف سکته باشد مغز از فرمان و مديريت بدن عاجز مي شود و مريض مثل مرده مي افتد. اما ممکن است نمرده باشد.
علاج سکته که مطمئن و بي ضرر است انداختن حداقل دو عدد زالو به پشت گوش طرف مخالف است که آب دهان زالو رگها را باز کرده و خون به مغز مي رسد و تکرار آن هيچ ضرري ندارد.
45- سکته قلبي
در اثر گرفتگي رگهاي قلب يا ضعف اعصاب قلب عارض مي شود و بهترين روش معالج آن شناسايي گرفتگي رگها و انداختن 4 عدد زالو به قسمت بالاي پستان چپ است که آب دهان زالو رسوبات داخل رگها را پاک کرده تصلب شريانها را معالجه مي کند و تکرار آن هيچ ضرري ندارد.
براي تقويت ماهيچه هاي قلب پودر تقويت ماهيچه هاي قلب توليد مجمع 2 بسته تا 40 روز هر روز مطابق دستور همراه عمل کند.
براي تقويت مغز و اعصاب کپسول موميايي 40 عدد هر شب يک کپسول موقع خواب ميل کند.
|
آثار باستانی خوئین | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خوئینیهای زیادی همه ساله به دیار آبا و اجدادی میروند و هم یادها
و خاطرات خود را
زنده میکنند
و هم به نسل جوان امروزی ، فرهنگ پایدار و اصیل گذشتهشان را
نشان
میدهند
در بهار و
علیالخصوص فصل تابستان ، صدها بار این روستای سرسبز و تاریخی
مورد
بازدید
آشنایان و حتی ناآشنایان قرار میگیرد
همه روزه
،خوئین هم درست مانند شهر و
دیار صنعتی ، دچار تغییر و تحولات میشود
در طول سال چندین
بنای تازه به ساختمانهای آن افزوده میشود و نمای روستا را
متغیر
میکند
اگرچه زمستان
خوئین بسیار دیدنی است اما
به راستی از تماشای خوئین
بهاری
نمیتوان
گذشت
تمام کوه و دشت
خوئین پر از سبزی و طراوت
میشود
که منظره زیبای این
روستا را به واقع دیدنی و جذابتر میکند
از آثار کهن و
معاصر فرهنگی و تاریخی خوئین میتوان به موارد زیر اشاره کرد
در نظر نخست شاید
خیلی عجیب باشد که یک روستا با وسعت و جمعیت کم ، دارای
8 مسجد داشته باشد
. اما با توجه به جمعیت بالای قدیم خوئین که بالغ بر 2 یا 3 هزار
نفر است چنین امری
کاملا توجیه پذیر خواهد بود
8 مسجد خوئین عبارتند
از:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مکانهای تفریحی و دیدنی خوئین | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
چشمه بار
منطقهای پر دار و درخت و با آب و هوای متبوع که چشمهای جوشان در آن
میجوشد و
بخش عمده آب شرب و مصرفی خوئین را تأمین
میکند
کمبز kombaz ( میل mil یا همان گنبد ) و دشت اطراف آن بعد از صعود چند دقیقهای از راه خاکی اول روستا به کوه مجاور خوئین ، چهره یک گنبد مخروطی شکلی را میبینید که قرنهاست مشرف بر خوئین و پایدار و مستحکم ایستادهاست
در اطراف "کمبز" ، دشت بسیار وسیعی است که باغهای معدودی در آن هست ولی بیشتر کاربرد کشت دیم گندم دارد در این مکان معمولا باد خوبی میوزد که در هنگام عصر و غروب ، شدت آن بیشتر نیز میشود هوای بسیار خوب و سکوت و منظره جذاب از جمله شاخصههای محیط پیرامون "کمبز" است باغات متنوع میوه معمولاً بارش برف و باران در خوئین در فصل پائیز ، زمستان و بهار خوب است و همین باعث رشد مطلوب گیاهان میشود تنوع گیاهی و درختان کاشته شده در خوئین بسیار بسیار زیاد است بطوریکه حتی زیتون هم در لابلای درختان مشاهده میگردد اما بطور عمده و در تعداد زیاد میتوان به درختان انگور ، گردو ، زردآلو اشاره داشت در محیط روستای خوئین و در منازل ، درختان زیادی کاشته شده است و از روستا در امتداد جاده و خوئین رود شما شاهد باغ های فراوانی خواهید بود این باغ ها علاوه بر محصولات آن ، منظره بسیار زیبا و چشم نوازی را پدید آوردهاند که ساعتی گشت و گذار در آن میتواند خستگی را از تن بیرون کرده و آرامشی عمیق جایگزین آن کند در طبیعت گیاهی خوئین به انواع گیاهان ارزشمند داروئی برمیخوریم که به راحتی در دسترس هستند گلهای معطر و صورتی رنگ محمدی در اواخر بهار ، چهره سبزه زارهای خوئین را دگرگون میکند بوتههای خود رو زرشک و خاکشیر نیز از جمله جذابیتهای طبیعت ناب خوئین است از همه زیباتر ، درختان بلند بالای راجی است که هم زیبائی دارد و هم کاربرد ساختمانی و نمای پر ابهتی را به مناظر طبیعی خوئین داده است خوئین رود آب "چشمه بار" و نهرهای مختلفی که از دل کوههای اطراف به هم میپیوندند سبب پیدایش یک رود نسبتاً کوچکی میشود که از جوار خوئین عبور کرده و در امتداد جاده خوئین به سمت روستای "گرنه" و پس از گذر از آن به "ارکوین" و سپس به رودخانه بزرگتری با نام "آرپاچای" میپیوندد میزان آب "خوئین رود" به نسبت فصلهای سال متغیر است در گرمای داغ تابستان ، حجم آب بسیار کم و گاهی در اواسط راه خود خشک میشود و آبریزی به "آرپاچای" نخواهد داشت آرپاچای این رودخانه با اینکه کاملا خارج از محدوده روستای خوئین است اما همیشه خوئینیها خود را از مناظر و امکانات طبیعی آن بهره مند میکنند اگر به خوئین سفر کردید به "آرپاچای" که در حاشیه جاده اصلی "زنجان" به "بیجار" است هم بروید این رود در آخر به "قزل اوزن" میریزد آبگرم ارکوین ( arkavin ) روستای "ارکوین" یکی از جاذبه های نزدیک به روستای nt> خوئین است "ارکوین" دارای یک چشمه آبگرم و معدنی است که استفاده از آن بسیار طرب انگیز و مفرح است "ارکوین" در تقاطع جاده فرعی خوئین با جاده "بیجار" قرار دارد
|
|
زنجان در یک نگاه کلی وجه تسميه زنجان
|













