بسم الله الرحمن الرحيم
شهید مرتضی حسینلوئی
عضو ستاد جنگهای نامنظم ( گروه شهید مصطفی چمران )
شهادت نهم آذر 1360
محل شهادت دهلاویه
سال تولد
محل تولد
نام پدر مرحوم حسن حسنلوئی
نام مادر مرحوم رقیه نعمتی
بسمه تعالی
وصیت نامه خود را با درود به خون شهیدان و مخلصان راه خدا از کزبلای نینوا تا کربلای ایران و خوزستان تا شهدای هفتم تیر و هشتم شهریور و درود بی پایان به رهبر کبیر و امید مستضعفان و بنیان گذار جمهوری اسلامی ، امام خمینی شروع می کنم
جهان استعمار و امپریالیزم غرب و شرق خصوصا شیطان بزرگ امریکای جنایتکار سرسختانه می کوشند تا مانع نفوذ انقلاب اسلامی به جهان شوند؛ چرا؟ چون می دانند که با صدور انقلاب اسلامی به جهان ، پایان چپاولگری و غارتگریهای این جانیان خواهد بود.
به فرموده رهبرمان امام خمینی اینان از من و شما ترسی ندارند فقط از اسلام می ترسند چون بارها سیلی محکمی خورده اند به همین دلیل است که به چنین جنب و جوش افتاده اند تل شاید سد راه اسلام شوند و این انقلاب را از پا در بیآورند.
سند تاریخی در این مورد است تا به عمق این مطلب پی ببریم ، روزی نخست وزیر وقت انگلستان در مجلس عوام اظهار نمود تا زمانی که این قرآن در دست مسلمانان است ما نمی توانیم اسب خود را در ممالک اسلامی به جولان در بیآوریم مگر آنکه افکار و اندیشه های مسلمانان را از محتوای قرآن تهی کنیم ، و نقشه ها را یکی پس از دیگری طرح ریزی کردند وچه ها بر سر این ملتهای مستضعف آوردند اما با تمام این دسائس ، بعد از چهارده قرن که اسلام رفته بود که دیگر محو شود و قرآن و جاودان قوانین آن به کلی بازیچه گشته بود مردی بلند شد از شرق و اسلام را دوباره ندا در داد و فریاد برآورد ای ملت ایران و ای مسلمانان به ریسمان خدا چنگ زنید تا استقلال و شرف از دست رفته خود را باز یابید و بدین گونه انقلاب اسلامی در ایران به رهبری قائد اعظم امام خمینی رخ داد اما انقلاب اسلامی ، به همین خاطر بود که از روز اول توطئه ها یکی پس از دیگری به وسیله شیطان بزرگ و شیطانهای کوچک در ایران شروع شد ، روزی به وسیله لانه جاسوسی و توسط عوامل داخلی خود ، لیبرالها می خواستند مانع رشد و تکامل این انقلاب شوند و روز دیگر حمله طبس را تدارک می بیند و روز دیگر غائله کردستان را به پا می دارند و فردای آن روز گروهک های دست نشانده خود را کوک می کنند تا افراد متعهد و مؤمن مانند مظلوم بهشتی ها ، رجائی ها و باهنرها را از میان ببرند تا بلکه این انقلاب را از تداوم باز دارند اما بسی خیال باطل و از سخنان امام جعفر صادق (ع) که می فرماید خدا را شکر که خداوند دشمنان ما را از احمق ترین ها قرار داد
این منافقین همچنان خیال می کردند که انقلاب ، قائم به فرد می باشد که با تمام این حیله ها دیدند انقلاب به راه خود ادامه می دهد به طرح و نقشه دیگری پناه بردند و آن نقشه حمله عراق به ایران ، آنهم به وسیله صدام عفلقی تا این انقلاب نوپا را در عرض سه روز شکست دهند و اسلام را نابود کنند
از طرفی این طرح را استعمار در جنگ سال ۶۷ اعراب و اسزائیل پیاده کرده بود و پیروز هم شده بود اما بسی خیال باطل و جنگ با حمله و تجاوز آغاز گردید
این چند کلمه ای که ذکر شد به عنوان مقدمه بود
حال ببینیم تکلیف ما در قبال این تجاوز چیست؟
قرآن کریم می فرماید : وقاتلو فی سبیل الله...... از این یقاتلوکم خداوند در این آیه می فرماید جهاد کنید در راه خدا با آنان که با شما به جنگ بر خاستند و به شما تجاوز کردند ، از طرفی می فرماید آیا چنان خیال می کنید شما را بیهوده آفریدیم و نباید امتحان شوید و چون اسمتان را مسلمان نامیدید باید از مانعهای سخت و فراز و نشیب های زیادی عبور نمائید
باید در میدان های حق و باطل قرار گیریم تا آزمایش شویم
مادرم و برادر گرامیام و خواهران عزیزم و تمام برادران عزیز را و تمام همشهریانم خدا را سپاس که در زمانی قرار گرفتم که جبهه آزمایش بسیار مناسب است
امیدوارم مؤفق شوم و عاقبت با سعادتی در انتظارم باشد
در زمانی واقع شده ام و سده ایم که اسلام عزیز مورد تاخت و تاز ابرقدرتها واقع شده و این انقلاب که به رهبری حسین زمانه خمینی کبیر ، جان گرفته و روز به روز در حال رشد و تکامل است
مادرم دعا کنید که همه از این امتحان رو سفید بدر آئیم ، مادرم امام حسین (ع) سرور شهیدان در روز عاشورا مطلبی فرمود : هل من ناصر ینصرنی ، آیا کسی هست که مرا یاری نماید
مگر امام نمی دانست که کسی نیست او را یاری کند ، پس این سؤال از نسلهای آینده بود و حالا ما سخن سرور شهیدان را لبیک گفته و اسلام عزیز و امام را یاری نمائیم
باری مادرم دعا کن که شهادت نصیبم شود زیرا دعای مادران در حق فرزندان ، مقبول درگاه خداوند است
مادرم و تمام بستگانم ؛ شهادت شربتی است که هرکس توان آنرا ندارد و بنوشد مگر این که از تمام قید و بندهای ظاهری و حجابها از مال و جان خود گذشته و در راه حق فدا کند
مادر ؛ شهادت مانند مادری است که تنها فرزندش را در آغوش می کشد
شهادت مرگ سعادت آمیزی است که آغاز دیدن زندگی پر بار جدیدی را نوید می دهد
مادرم آموخته ام که زندگی مادی نکبت بار است و نباید منتظر باشیم که مرگ فرا برسد بلکه باید به سراغ مرگ برویم ، مگر انسان یکدفعه بیشتر می میرد ، پس چه بهتر که آن یک دفعه هم در راه خدا باشد
مادرم ، برادرم و خواهرانم و زن داداشم و برادرانم و بچه های داداشم و تمام بچه های خواهرانم مخصوصأ اصغر ؛ وقتی خبر شهادت حقیر را برایتان می آورند خواهش می کنم شیون نکنید زیرا منافقان خودی شاد می شوند
مانند کوه استوار باشید
مادرم یادت هست در دهات بودیم و مظلوم بهشتی و ۷۲ تن یاران او شهید شده بودند ، چقدر ناراحت بودم اما گفتم باید مقاومت کرد ، اگر ناله کنم دشمن در پشت سر شاد می شود ، ایستادم ؟، اما در دل چه خبر بود گفتم بر دهان قفل است و بر دل رازها ، لب خموش و دل پر از آوازها
پس تو مانند مادر وهب باش ، این اشتباه نشود که حقیر مانند وهب هستم ، نه اما این را که می گویم و ما باید از اینها درس بگیریم
بلی مادرم ؛ دشمن ، سر وهب را به طرف او انداخت ، این مادر ، شیر زنی که در مکتب حسین (ع) بزرگ شده بود گفت آنچه که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم و دوباره سر فرزندش را به طرف دشمن پرت کرد
مادرم و برادر مهربانم و خواهران عزیزم و دامادهایمان و تمام بچه های داداشم و تمام بچه های خواهرانم در کنار جنازهبه خون آغشته من بایستید بدون اینکه گریه کنید
بگو مادر ، خداوند این قربانی را از خانواده ما قبول فرماید
در خاتمه مادرم انشاءالله مرا حلال می کنی زیرا تو به غیر از حق مادری ، زحمات زیادی کشیدی و معذرت می خواهم که موقع آمدن به جبهه حق و باطل به شما اطلاع ندادم زیرا ترسیدم احساس مادری نسبت به فرزندت بر تو غلبه کند و مانع سعادت ابدب من شود
خیلی خیلی معذرت می خواهم
مادر پیرم برای تو از خداوند صبر ، طلب می کنم
حال چند کلمه ای به برادرم که سالها عمر خود را در راه تربیت کردن ما گذراندی
برادرم ، من حقیر خجالت می کشم که کلمه برادر به تو اطلاق کنم چون اول خداوند و بعد تمام اهالی خوئین می دانند که شما برای ما حکم پدری داشتی
برادر امیدوارم مرا ببخشی چون هر انسانی جائز الخطاست
حالا می فهمم که شما سعادت ما را می خواستی و می فهمم اگر تربیت شما نبود در این راه که الآن انتخاب کردم حتمأ و صد در صد در این راه نبودم
از شما بی نهایت تشکر می کنم و خداوند به شما اجر عنایت فرماید
برادر از شما خواهش می کنم که مادرم را دلداری بدهی
اینکه عرض کردم معذرت می خواهم چون بنده کوچکتر از آنم که به شما چیزی بگویم
مادرم پیر شده حوصله ندارد لذا خیلی مواظب او باشید
از طرفی صغری خانم در حق من زحمت زیادی کشیده و برایم خواهری دلسوز و مهربان بوده خداوند به ایشان توفیق عنایت فرماید
بعد تمام خواهران و برادران گرامی ؛ محمدآقا ، آقا تقی ، علی آقا ، اصغر آقا و آقا رضا شماها خیلی برایم زحمت کشیده اید و به شما زحمت داده ام انشاءالله مرا حلال خواهید کرد
در خاتمه حدودأ یک ماه برایم روزه بگیرید چون پارسال و پیارسال به علت مریضی نتوانستم روزه کاملی بگیرم
مرتضی حسینلوئی